Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش چهاردهم)

(925 مجموع کلمات موجود در متن)
(2757 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش چهاردهم)
بهزاد حمیدیه
روزنامه‌ی رسالت شماره 6060، یک‌شنبه 24 دی 85
نقد مقاله‌ی « قرائت فراموش شده»؛ بازخوانی نظریه‌ی «علمای ابرار» ، تلقی اولی اسلام شیعی از اصل«امامت»
فصلنامه مدرسه، سال اول، شماره سوم، اردیبهشت 85
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




دکتر کدیور در جمع‌بندى خود از شواهد سه‌گانه بر غلبه‌ی رویکرد «فرابشری» در قرون اولیه‌ی تشیع، چنین ادامه مى‌دهند:
«ثالثاً اگرچه ائمه از مهذب‌ترین و پاکیزه‌ترین افراد بشر به لحاظ دورى از معاصى هستند، اما عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است. لذا نمى‌توان ائمه را برخوردار از سرشتى متفاوت از دیگر آدمیان دانست که به شیوه‌اى ویژه و فرابشر از معصیت برکنار شده باشند، بلکه ایشان به گونه‌اى بشرى و متعارف از گناه دورى مى‌جویند تا آن‌جا که از ابرار محسوب مى‌شوند.»
تفاوتى را که به اعتقاد دکتر کدیور، متقدمین حامى نظریه‌ی «علماى ابرار» میان شخص پیامبر (صلى‌الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) قائل مى‌شدند، چندان با گزارش علامه مامقانى در فایده ‌ی21 تنقیح‌المقال (که قبلاً بدان اشاره شد) هم‌خوان نیست: «چه این‌که بسیارى از آن‌چه امروزه در مورد نبى و ائمه معتقدیم، در گذشته معتقد بدان را به ارتفاع و غلو متهم مى‌کردند.» این عبارت نشان مى‌دهد کسانى که نسبت غلو و ارتفاع به معتقدان به صفات «فرابشری» مى‌دادند، نه تنها در مورد صفات ائمه، بلکه در مورد صفات پیامبر هم حساس بودند و تعدّى از حدى خاص را اجازه نمى‌دادند. اگر فرض کنیم که عبارت فوق، بیان حال طیفى دیگر از متقدمین غیر از طیف قائلان به نظریه‌ی «علماى ابرار» ‌است، آنگاه دعوى جناب دکتر کدیور در سراسر نوشتار خویش مبنى بر حاکمیت و غلبه‌ی نظریه‌ی مزبور بر عصور اولیه‌ی شیعه، قابل خدشه به نظر خواهد آمد.
جناب آقاى دکتر کدیور، در توصیف ائمه، عنصر «دورى از گناه به گونه‌ی بشرى ومتعارف» را مطرح کرده‌اند و آن را در برابر عنصر «برکنارى از معصیت به شیوه‌اى ویژه و فرابشر» قرار داده‌اند. این هر دو عنصر کمابیش داراى ابهام مفهومى هستند. در زیر روایات قلیلى از میان انبوه روایاتى که اهل سنت و شیعه نقل کرده‌اند آورده مى‌شود تا معلوم شود جایگاه اهل بیت علیهم‌السلام، در لسان نبوى و نیز در آیه‌ی تطهیر چگونه بوده است. روشن است که انکار این‌گونه روایات کثیره، از سوى دکتر محسن کدیور، نیاز به بحثى طولانى درباره‌ی رجال و سلسله‌ی اسناد همه این روایات دارد. ایشان باید نشان دهند سند این روایات مخدوش است و در میان متقدمین، چنین روایاتى رایج و مشهور نبوده، متأخرین آن‌ها را جعل و وضع یا رایج ساخته‌اند! در هر حال، در روایات زیر هم به معناى عصمت توجه فرمایید و هم به خطاپذیرى علم ائمه علیهم‌السلام:
1- تفسیرالعیاشى (محمدبن مسعود العیاشی)، ج1، ص : 249 «عن جابر الجعفى قال: سألت أبا جعفرٍ علیه‌السلام عن هذه الایة «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم» قال: ‌الأوصیاء. و فى روایة أبى بصیر عنه قال: ‌نَزلَت فى على بن ابی‌طالب علیه‌السلام، ... و قال رسول‌الله صلى‌الله علیه و آله: أوصیکم بکتاب الله و أهل بیتى انى سألتُ الله أن لا یفرق بینهما حتى یوردهما على الحوض فأعطانى ذلک و قال: فلا تعلموهم فإنهم أعلم منکم، إنهم لن یخرجوکم من بابه هدى و لن یدخلوکم فى باب ضلال.» مضمون قسمت اخیر روایت که از رسول خدا نقل شده است چنین است: به اهل بیت من چیزى یاد ندهید که آن‌ها عالم‌تر از شمایند، آن‌ها شما را هرگز از باب هدایت خارج نمى‌کنند و در باب گمراهى وارد نمى‌کنند. دقت در اطلاق عبارت «فلاتعلموهم فإنهم إعلمُ منکم» ‌و کلمه‌ی نفى تأبیدى «لن» مى‌رساند که هرگز خطایى در تعلیمات اهل بیت علیهم‌السلام نیست.
2- تفسیر فرات الکوفى (فرات بن ابراهیم الکوفی)، ص : 340 «فرات قال: حدثنا اسماعیل بن احمد بن الولید الثقفى مُعَنعَناً عن ابن عباس رضى الله عنه قال: قال رسول‌الله صلى الله علیه و آله و سلم: فوالله «إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً» فأنا و أهلُ بیتى مطهرونَ من الآفاتِ و الذنوبِ.»
3- تفسیر مجمع البیان (شیخ طبرسی)، ج9، ص : 230 «ابوبکر البیهقى بالاسناد عن عبایة بن ربعی، عن ابن عباس قال: قال رسول‌الله (ص): إن الله عزوجل جعل الخلق قسمین، فجعلنى فى خیرهم قسماً، ... ثم جعل القبائل بیوتاً، فجعلنى فى خیرها بیتاً و ذلک قوله عزوجل: «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل‌البیت و یطهرکم تطهیراً» فأنا و اهلُ بیتى مطهرون من الذنوب.» طبق این دو روایت شریفه، إذهاب رجس از اهل‌بیت و تطهیرشان، به معنى دورى از ذنوب است. از سوى دیگر، در آیه‌ی شریفه‌ی تطهیر این دورى از ذنوب به اراده خداوند نسبت داده شده است بنابراین عصمت اهل بیت علیهم‌السلام به معنى وقایه‌اى الهى است؛ اراده‌ی خاص خداوند در مورد دورى اهل‌بیت از معصیت، ویژگى‌اى است که آن‌ها را از انسان‌هاى عادىِ دورى کننده‌ی از گناه ممتاز مى‌گرداند چه این ویژگى را «فرابشری» بخوانیم و چه «بشری» نام دهیم. آیا مى‌توان پذیرفت به رغم شهرت و شیاع این معنى از آیه‌ی شریفه‌ی تطهیر در میان اصحاب پیامبر وائمه، باز قرائت یا رویکردى در میان قدماى شیعه برقرار بوده باشد که قائل به خطاپذیرى و عدم عصمت ائمه است تا چه رسد به غلبه‌ی این رویکرد در آن زمان؟!
به هرحال، روایات فراوانى قابل استشهاد واستناد هستند که هم خطاى اهل‌بیت را قاطعانه مردود مى‌دانند و هم به اثبات عصمت و وقایه‌ی الهى اشارت دارند. نفى سندى همه‌ی این روایات، کار بس سترگى است که دکتر کدیور به کلى از آن غفلت ورزیده‌اند. روشن است که نفى محتوایى نیز مستلزم استدلال ماتقدم خواهد بود (اثبات امرى تاریخى صرفاً براساس پیش‌فرض‌هاى ذهنی.)
بررسى انتقاد «جمع‌بندی» جناب دکتر کدیور را در همین‌جا به پایان مى‌بریم. در شماره‌ی بعد به بخش دیگرى از مقاله‌ی ایشان خواهیم پرداخت.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
3 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.