Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش پانزدهم)

(837 مجموع کلمات موجود در متن)
(2665 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش پانزدهم)
بهزاد حمیدیه
روزنامه‌ی رسالت شماره 6061، دوشنبه 25 دی 85
نقد مقاله‌ی « قرائت فراموش شده»؛ بازخوانی نظریه‌ی «علمای ابرار» ، تلقی اولی اسلام شیعی از اصل«امامت»
فصلنامه مدرسه، سال اول، شماره سوم، اردیبهشت 85
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




آشنایى با علماى معتقد به نظریه علماى ابرار
دکتر محسن کدیور در این بخش از نوشتار مفصل خود، مدعى است که مى‌خواهد به معرفى چهره‌هاى شاخص نظریه‌ی «علماى ابرار» به ترتیب از «متأخر به متقدم» بپردازد، «عالمانى که در زمان حیاتشان در اوج اقتدار مذهبى در بین شیعیان زیسته‌اند.» طرفه آن‌که ایشان تنها دو نفر را ذکر مى‌کند!
یک - ابن غضائری: دکتر محسن کدیور مى‌نویسد: «احمد بن حسین بن عبیدالله بغدادى مشهور به ابن‌غضائرى از علماى قرن پنجم. نظراتش که مخالف تشیع امروزى است در «الرجال» یا «الضعفا» آمده است. این کتاب را به تمامه در حل الاشکال احمد بن طاووس و خلاصة الاقوال علامه حلى مى‌توان یافت. ... به تعبیر محقق کلباسى رد سماء المقال، جلد اول، ص19، «فردى غیرتمند در دین و حامى مذهب»‌ بوده، اما نسبت به رعایت شأن ائمه حساسیت ویژه داشته و انتساب شئون فرابشرى از قبیل علم غیب، قدرت خارق‌العاده، معجزه، تفویض، امور تشریعى و تکوینى را خروج از حد مجاز اعتدال مذهبى و منجر به ارتفاع در مذهب یا غلو مى‌دانسته و خود را شرعاً موظف به مبارزه با این‌گونه زیاده‌روى‌ها مى‌دانسته است. اگرچه به واسطه‌ی عدم وصول اکثر آثار ابن غضائرى به زمان ما درباره‌ی حد مجاز اعتدال مذهبى درباره‌ی صفات ائمه از نظر ابن غضائرى نمى‌توان به دقت سخن گفت، اما با اطمینان مى‌توان او را یکى از منتقدین جدى انتساب شئون فرابشرى به ائمه و از جمله غیرتمندان و عالمان قائل به رویکرد بشرى به امامت در شیعه یا نظریه-ی علماى ابرار دانست» و لذا بسیارى از افراد راوى را نه به دلیل تاریخی، بلکه به دلیل محتواى روایتشان ضعیف شمرده است.
در سراسر بخش تضعیفات کتاب خلاصة الاقوال علامه حلى که کتاب الضعفا ابن غضائرى را در خود دارد، تا آن‌جا که تفحص کردم، چیزى از جزئیات نظریه‌ی ابن غضائرى درباره‌ی ائمه علیهم-السلام نیامده است. او بر راویان بسیارى نسبت غلو و ارتفاع وارد کرده است، اما تفصیل این نسبت را در جایى نمى‌یابیم؛ او توضیح نداده است که فلان راوى که به اعتقاد او، غالى است دقیقاً چه اعتقاداتى در مورد ائمه علیهم‌السلام داشته است. از این‌که برخى رجالیون مانند وحید بهبهانی، ابن غضائرى را در کار قمیین ذکر ‌کرده‌اند، نیز معلوم نمى‌شود نظرات ابن غضائرى بر نظرات قمیین لزوماً منطبق بوده باشد (این نکته را جناب دکتر کدیور نیز تصریحاً آورده است ) بنابراین نمى‌توان ابن غضائرى را از نافیان بالکلیه‌ی صفات فرابشرى یعنى قائلان به نظریه‌ی علماى ابرار شمرد. به عبارت دیگر شواهد و نقل‌هاى تاریخى به آن میزان متوفر نیستند که بتوانیم چنین نتیجه‌اى بگیریم. او احیاناً برخى صفات را به تصور غالیانه بودنشان نفى مى‌کرده و در عین حال صفات «فرابشری» دیگر را قبول داشته است. به راستى اگر به اذعان جناب آقاى کدیور، «به واسطه‌ی عدم وصول اکثر آثار ابن غضائرى به زمان ما درباره‌ی حد مجاز اعتدال مذهبى درباره‌ی صفات ائمه از نظر ابن غضائرى نمى‌توان به دقت سخن گفت» چگونه مى‌توان «با اطمینان او را یکى از منتقدان جدى انتساب شئون فرابشرى به ائمه و از جمله غیرتمندان و عالمان قائل به رویکرد بشرى به امامت در شیعه یا نظریه‌ی علماى ابرار دانست»؟
مرحوم کلباسى در سماء المقال که جناب کدیور، غیور بودن غضائرى را از او نقل نمود، در صفحه‌ی 55 کتاب مزبور مى‌نویسد:
«أن الظاهر من کمال الإستقراء فى إرجاء عبائره أنه کان یرى نقل بعض غرائب الامور من الأئمة علیهم‌السلام من الغلو على حسب مذاق القمیین. فکان إذا رأى من أحدهم ذکر شى غیر موافق لإعتقاده فیهم عنهم یجزم بأنه من الغلو فیعتقد بکذبه و افترائه فیحکم بضعفه و غلوه و لذا تکثر حکمه بهما فى غیر محلهما». عبارت مزبور نشان مى‌دهد ابوالهدى کلباسی، به دقت و در حد کمال استقراء، عبارت‌هاى غضائرى را بررسى کرده است و نهایتاً چنین یافته که او [ابن غضائری] نقل برخى از امور غریبه را از ائمه علیهم‌السلام، نشان غلو شخص ناقل مى‌گرفته است. کلمه‌ی «بعض غرائب الامور»، حاکى از آن است که تنها برخى از غرائب الامور و نه همه‌ی آنها، به اعتقاد غضائرى غلو تلقى مى‌شده است. اگر گفته شود که گزاره‌ی موجبه‌ی جزئیه، به لحاظ منطقی، متلازم با یک سالبه-ی جزئیه نیست زیرا اثبات چیزى نفى ماعدا نمى‌کند، آن‌گاه پاسخ خواهیم داد ذوق سلیم حکم مى‌کند که عبارت مرحوم کلباسى در بافت منطقى بیان نشده است بلکه عبارتى کاملاً عرفى است و در حکم عرف، قضیه‌ی موجبه‌‌ی جزئیات همواره یا عمدتاً در جایى به کار مى‌رود که سالبه‌ی جزئیه را در پى دارد.
نکته‌ی دیگر، این‌که اصل این تقسیم‌بندى (تقسیم صفات ائمه به بشرى و «فرابشری») امرى نیست که بتوان آن‌را به راحتى به خود ابن غضائرى نسبت داد، بلکه چنان‌که پیشتر نیز تذکر داده‌ایم این قرائتى کدیورى از ابن غضائرى است که البته مؤیدات کافى ندارد.
در شماره‌ی بعد، به بررسى اندیشه‌هاى دومین عالمى خواهیم پرداخت که جناب دکتر کدیور، او را از قائلین به نظریه‌ی «علماى ابرار» شمرده است.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
6 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.