Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش شانزدهم)

(946 مجموع کلمات موجود در متن)
(2773 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش شانزدهم)
بهزاد حمیدیه
روزنامه‌ی رسالت شماره 6062، سه‌شنبه 26 دی 85
نقد مقاله‌ی « قرائت فراموش شده»؛ بازخوانی نظریه‌ی «علمای ابرار» ، تلقی اولی اسلام شیعی از اصل«امامت»
فصلنامه مدرسه، سال اول، شماره سوم، اردیبهشت 85
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




دومین عالمى که جناب دکتر محسن کدیور، او را از قائلین به نظریه‌ی «علماى ابرار» معرفى مى‌کند، ابن جنید اسکافى است.
دو- ابن جنید اسکافی: ابوعلى محمد بن احمد کاتب مشهور به ابن جنید اسکافى (متوفى قبل از 377) جناب دکتر محسن کدیور، ابن جنید را عالمى دگراندیش و مورد انتقاد شیخ صدوق، شیخ مفید و سید مرتضى معرفى مى‌کند. «دگراندیشی» به گزارش آقاى کدیور، در دو رأى مبنایى ابن جنید یکى در اصول فقه و دیگرى در اصول اعتقادات است: باور به قیاس در فقه و دیدگاه خاص او درباره‌ی علم ائمه. دیدگاه خاص ابن جنید درباره‌ی ائمه علیهم‌السلام را جناب محسن کدیور، از دو موضوع استنباط مى‌نماید. دو مورد مزبور عبارتند از:
1- «ابن جنید در «المسائل المصریة»، اختلاف اخبار وارده از ائمه را به قائل شدن ائمه به رأى نسبت داده است». این مطلب را آقاى دکتر محسن کدیور از مجموعه مصنفات شیخ مفید، ج7 (المسائل السرویة)، صص 76-74 نقل نموده‌اند.
2- ابن جنید در یک مسأله‌ی فقهى چنین نظر مى‌دهد که حاکم مجاز نیست به علم خود در حقوق و حدود عمل کند زیرا میان علم پیامبر به چیزى و علم جانشینان و حکامش تفاوت است، «خداوند در میان مؤمنان حقوقى را در ارث و ازدواج و خوردن ذبائح واجب کرده و این حقوق را در بین کفار و مرتدها باطل کرده است. خداوند پیامبرش را از آنان که در دل، کافرند و به ظاهر اظهار اسلام مى‌کنند مطلع ساخته اما احوال این منافقان را براى همه‌ی مؤمنان آشکار نساخته است تا از ازدواج با ایشان و خوردن ذبیحه‌هایشان امتناع کنند. [پس علم پیامبر با علم ائمه و حکام به لحاظ منشأ و در نتیجه در آثار فقهى تفاوت دارد]». (به نقل از الانتصار سید مرتضى (صص 243-236)
آقاى کدیور از دو موضع فوق‌الذکر، چند نتیجه مى‌گیرد:
1- ابن جنید، گفتار ائمه را «رأی» ایشان دانسته است و «رأى یا نظر یا اجتهاد و استنباط، امرى کسبى است و در شیوه‌ی متعارف کسب علم بشری، احتمال وقوع خطا منتفى نیست ... براساس نسبت شیخ مفید، ابن جنید اختلاف روایات ائمه را ناشى از قول ایشان به رأى دانسته. به دیگر سخن (براساس این انتساب) ابن جنید به عصمت و علم لدنى ائمه باور ندارد و ایشان را علماى ابرار مى‌دانسته است.
2- ابن جنید میان علم پیامبر و علم دیگر مؤمنان از جمله ائمه فرق مى‌گذارد، زیرا پیامبر از برخى بواطن و غیوب به اذن‌الله آگاه است. یعنى ابن جنید «علم لدنى ائمه را باور ندارد.»
3- ابن جنید، رویکرد بشرى به امامت داشته و به شئون فرابشرى ائمه باور نداشته است، «یعنى براساس مبناى کلامى ابن جنید، «گفتار ائمه، آراى ایشان است». اوصافى از قبیل علم لدنى و بالاخص، عصمت لازمه‌ی امامت شیعى در قرن چهارم نبوده است.»
4- «رویکرد بشرى به امامت بر مبناى کلام «گفتار ائمه، رأى ایشان است» و لوازم اعتقادى آن یعنى عدم باور به عصمت و علم لدنى به عنوان لوازم امامت شیعى در قرن چهارم، چندان متعارف بوده است که معتقد به آن نه تنها تقبیح و متهم به ارتداد مذهبى نمى‌شده، بلکه به عنوان یکى از بزرگترین علماى تشیع دوران خود داراى شأن و منزلت دینى و فرهنگى و اجتماعى نیز بوده است. گرچه چند دهه بعد مورد انتقاد علمى دیگر عالمان شیعه واقع شده است.»

نقد:
شهرت قول ابن جنید به قیاس، امرى مفروغ عنه است و بحثى در آن نیست. اما در مورد تصویرى که ابن جنید از ائمه در ذهن دارد جناب دکتر کدیور تنها دو موضع را مورد استناد قرار داده‌اند زیرا ظاهراً تا آنجا که اینجانب تفحص کردم، موضع دیگرى که بتوان از آن نظر ابن جنید درباره‌ی مسأله-ی مورد بررسى را به دست آورد وجود ندارد. اما در مورد همین دو موضع مورد استناد جناب دکتر کدیور نیز تردیدات جدى وجود دارد. درباره‌ی موضع اول که جناب دکتر کدیور آن را از کتاب المسائل السرویة شیخ مفید نقل نمودند، در معجم رجال الحدیث مرحوم آیت‌الله العظمى خوئى (ج15، ص 337) آمده است: «اقول: ان نسبه هذاالکتاب الى الشیخ المفید (قدس سره)، لم تثبت و لم یذکر النجاشى و الشیخ له کتاباً یسمى بالمسائل السرویة. نعم ذکر النجاشى له کتاباً و هو النقض على ابن الجنید فى اجتهاد الرأی، و لکن لم یعلم أن المراد به ماذا، فلعل المراد، النقض على قول ابن الجنید بالإجتهاد بالرأی، أى بجواز العمل بالظن و مما یؤکد عدم صحة هذه النسبة انها لو صحت لذکرها النجاشى و الشیخ، فإن ما نسب الیه أعظم من قوله بالقیاس، فکیف لم یطلع على ذلک النجاشى و الشیخ و هما تلمیذان للمفید (قدس سره).
یعنى نسبت این کتاب به شیخ مفید ثابت نشده است و نجاشى و شیخ طوسى کتابى به نام المسائل السرویة براى شیخ مفید ذکر نکرده‌اند. بلى نجاشى کتابى براى شیخ مفید ذکر کرده است با عنوان نقض نظر ابن جنید در مورد اجتهاد رأی. ولى معلوم نیست که مقصود از این عنوان چیست. شاید مقصود، نقض قول ابن جنید به اجتهاد با رأى یعنى جواز عمل کردن به ظن و گمان باشد و از امورى که عدم صحت این نسبت [یعنى نسبت این نظریه به ابن جنید که ائمه از طریق رأى و اجتهاد، فتوا مى‌داده‌اند] را تقویت مى‌کند آن است که اگر چنین نسبتى صحیح بود، نجاشى و شیخ طوسى آن را در احوالات ابن جنید ذکر مى‌کردند، چرا که این نسبت مطلبى مهم‌تر و عظیم‌تر از مسأله‌ی قائل شدن ابن جنید به قیاس است و چگونه ممکن است که نجاشى و شیخ با آنکه شاگرد شیخ مفید بوده‌اند بر این امر مطلع نشده باشند؟!
در شماره‌ی بعد به نقد موضع دوم خواهیم پرداخت.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
4 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.