Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

مدخل بحارالانوار در دانش‌نامه‌ی جهان اسلام (حسن طارمی راد)

(6894 مجموع کلمات موجود در متن)
(3216 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

مدخل بحارالانوار در دانش‌نامه‌ی جهان اسلام
حجة الاسلام والمسلمین حسن طارمی راد
دانش‌نامه‌ی جهان اسلام - جلد 2 – صفحه 268

برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




بحارالانوار
نویسنده: حجة الاسلام والمسلمین حسن طارمی راد
مأخذ: دانش‌نامه‌ی جهان اسلام - جلد 2 – صفحه 268

بحارالانوار (یا بحارالانوار الجامعة لدُرر اخبار الائمة الاطهار)، از بزرگ‌ترین و نامورترین جوامع حدیثی شیعه به زبان عربی، تألیف محمّد باقر مجلسی، دانشمند نامی قرن یازدهم (1037ـ1110 یا 1111). این کتاب دایرة المعارف مانند، به سبب ذکر مستند بیش‌تر روایت‌های منقول از ائمه‌ی شیعه علیهم السّلام، تبویب نسبتاً کامل موضوعات، شرح و بیان بسیاری از روایات، تحقیقات گوناگون کلامی، تاریخی، فقهی، تفسیری، اخلاقی، حدیثی و لغویِ مؤلّف، و نیز اعتبار علمی وی، همواره مقامی والا داشته است؛ چنان‌که به رغم حجم زیادش، از همان روزگار تألیف، نسخه‌های خطّی بسیاری از آن نوشته شده و از اواخر قرن سیزدهم، با رواج صنعت چاپ، همه یا بخش‌هایی از آن بارها به چاپ رسیده است. همچنین دانشمندانی چند به ترجمه یا تلخیص برخی از مجلّدات آن همت گماشته یا مستدرک و فهرست برای آن پرداخته‌اند یا در نقد و ایضاح آرای مؤلّف، حواشی نگاشته‌اند، هم‌چنان‌که درباره‌ی خود کتاب نیز نکاتی را مطرح کرده‌اند.

1) سبب و چگونگی تألیف. مؤلّف در مقدمه‌ی کتاب (ج 1، ص 2 ـ 5) می‌نویسد که بعد از سپری کردن بخشی از عمر در آموختن دانش‌های گوناگون و اندیشیدن به ثمرات و غایات این دانش‌ها دریافته است که زلال علم فقط از چشمه‌ی روشن وحی و الهام حاصل می‌شود و در آخرت تنها این علم سودمند است، هرچند در ظاهر رونقی نداشته باشد. از این‌رو پژوهش در اخبار و روایات مأثور از ائمه‌ی اطهار علیهم السّلام را برگزیده است. بدین منظور، نخست کتاب‌های حدیثی متداول و مشهور شیعی را به دقّت خوانده، سپس به جستجوی اصول معتبر حدیثی پرداخته که به عللی ـ از جمله موانع سیاسی، و عدم اهتمام به استنساخ و نگاهداری آن‌ها به علّت شمول و شهرت جوامع حدیثیِ متأخر ـ مهجور مانده و چه بسا بیش‌تر نسخه‌های آن‌ها از بین رفته است. او با گسیل کردن کسانی به بلاد اسلامی، به جدّیت تمام، به گردآوری منابع حدیثی اولیّه کوشیده و در این راه، با مشکلاتی روبرو بوده است؛ از جمله بخل‌ورزی برخی از صاحبان نُسخ که به آن اشاره کرده است. با این‌همه، با پشتکار مجلسی و همکاری گروهی از فضلا، چون مولی عبداللّه افندی و مولی ذوالفقار اصفهانی (حسینی، ص 24) و مولی عبداللّه بحرانی (خوانساری، ج 4، ص 254)، بسیاری از اصول و مآخذ معتبر، که در روزگاران پیشین محلّ مراجعه‌ی دانشمندان بوده، فراهم آمده است. مجلسی، به چند سبب، برآن شده است که همه‌ی اخبار و احادیث و موضوعات منابع نویافته را در مجموعه‌ای موضوعی گردآوری و تدوین کند: یکی اشتمال این منابع بر فوایدی که در کتاب‌های رایج آن زمان یافت نمی‌شده است و فقط برخی از آن‌ها در باب‌های مختلف پراکنده بوده و این پراکندگی، احاطه بر همه‌ی اخبار ناظر بر یک موضوع را غالباً ناممکن می‌ساخته است. دیگر اینکه مجلسی نگران بوده است که مبادا نسخه‌های موجود بار دیگر از میان برود یا پراکنده و فراموش شود. او پیش از تألیف بحار، برای ده کتاب حدیثی شیعه ـ که نظم موضوعی ندارد (مانند خصال و معانی الاخبار صدوق و قرب الاسناد حمیَری) ـ فهرست موضوعی تهیّه کرده بود (در 1070) تا طالبان علوم دینی به آسانی از اخبار دایر بر هر موضوع و مآخذ آن‌ها و نیز مستند بسیاری از اقوال و فتاوی عالمان گذشته آگاه شوند تا گمان نرود که آنان به قیاس روی آورده بوده‌اند. مؤلّف در برخی از اجازات خود به این فهرست اشاره کرده و آقابزرگ طهرانی نیز نسخه‌ای از آن را دیده است (ج 16، ص 377ـ 378، ش 1752؛ نسخه‌ای دیگر نیز به خطّ مؤلّف در دست است که چاپ عکسی آن در چاپ جدید بحار، ج 103 یا 106، آمده است؛ در این مقاله همه جا به همین چاپ ارجاع می‌شود). هرچند مؤلّف در مقدمه‌ی این فهرست یادآوری می‌کند که با تألیف بحار نیاز به آن منتفی شده، باز می‌توان آن را طرح مقدّماتی بحار دانست. البتّه بین دو کتاب، پاره‌ای اختلاف‌های موضوعی وجود دارد.
طرح اوّلیه‌ی بحار، آنگونه که مؤلّف در نظر داشته، در 25 مجلّد بوده، ولی چون او مجلّد پانزدهم را با در نظرگرفتن حجم به دو مجلّد تقسیم کرده، این اثر 26 مجلّد شده است که هر کدام به یک موضوع اصلی اختصاص دارد و شامل چندین باب است. بیش‌تر موضوعات تقسیمات فرعی نیز دارند. در این کتاب، برخی عناوین هست که در کتب حدیثی پیش از بحار به صورت مستقل وجود نداشته و مؤلّف آن‌ها را از امتیازات تألیف خود شمرده است؛ مانند «کتاب العدل و المعاد»، «کتاب السماء و العالم»، تاریخ انبیا و ائمه علیهم السّلام. مؤلّف هر باب را با آیاتی از قرآن کریم ـ که صریحاً یا به مدد قراین گوناگون تاریخی، حدیثی و تفسیری با موضوع تناسب دارد ـ آغاز کرده، سپس اقوال مفسّران (غالباً امین الاسلام طبرسی و امام فخررازی) را در حدّ لزوم نقل کرده و آنگاه احادیثِ ناظر بر هر عنوان را با ذکر سند، به ترتیب شماره، آورده است. گاه فقط بخشی از یک حدیث را نقل کرده و کامل آن را در بابی مناسب‌تر آورده است. در این گونه نقل‌ها، گاه به محل اصلی نقل حدیث در بحار اشاره کرده و همچنین، در صورت لزوم، برای تبیین معنای حدیث توضیحاتی داده است (رجوع کنید به ادامه‌ی مقاله). مؤلّف دو طرح دیگر نیز برای تکمیل کار خود در نظر داشته است که نتوانسته به انجام برساند (همان‌طور که نتوانست بحار را به اتمام نهایی برساند): الف) نوشتن شرحی کامل و ابتکاری بر کتاب؛ ب) تهیه‌ی «مستدرک البحار». او در این باره می‌گوید که به عللی، روایاتِ شماری از منابع به دست آمده را کامل نقل نکرده است؛ و نیز چون ممکن است در آینده شمار دیگری از کتب قدیم یافت شود و الحاق آن‌ها به کتاب سبب آشفتگی و اختلاف نسخه‌های موجود می‌شود، تدوین مستدرک برای کتاب مرجح است (ج 1، ص 46).
با توجه به فهرست یادشده، آغاز تألیف بحار بعد از 1070 بوده و، به ظنّ قوی، تدوین نهایی مجلّدات آن بعد از 1075، و نه به ترتیب صورت گرفته است؛ مثلاً (به تصریح خود مؤلّف در پایان مجلّدات) مجلّدهای دوم، پنجم، یازدهم و دوازدهم را در 1077، سیزدهم را در 1078، نهم و دهم را در 1079، سوم و چهارم را در 1080، هفتم را در 1086 و هشتم را در 1090 به پایان برده است (قس نوری، الفیض القدسی، ص 40). کتاب «المزار» (مجلّد 22) را در 1081 در سفر حج تدوین کرده، کتاب «الصّلاة» (مجلّد 18) در 1094 و 1097 نوشته، و کتاب «السماء والعالم» (مجلّد 14) را در 1104 تألیف کرده است. به نوشته‌ی نوری، از مجلّد پانزدهم (پانزدهم و شانزدهم بعدی) تا پایان کتاب (جز مجلّدهای 18 و 22)، در زمان مؤلّف از صورت مسوّده خارج نشده و مؤلّف فقط بر مقدار کمی از اخبار مجلّدت پانزدهم و شانزدهم شرح نوشته است (الفیض القدسی، ص 44). با این‌همه خود او از خوانساری (ج 2، ص 85) و او از میرمحمّد صالح خاتون آبادی داماد مجلسی (در حدائق المقرّبین) نقل کرده است که فقط هشت مجلّد بحار به صورت مسوّده و بدون بیان و توضیح باقی مانده و مؤلّف به اتمام آن وصیّت کرده بود (الفیض القدسی، ص 27ـ 28). و از او نقل کرده که تعداد سطور مجلّدات پاکنویس شده نزدیک به 000، 700 است که این رقم با احتساب شماره‌ی سطرهای دو مجلّد پانزدهم و شانزدهم («الایمان والکفر»، «العشره») درست است. نوری (الفیض القدسی، ص 37ـ44) و آقابزرگ طهرانی (ذیل «بحار»)، تعداد ابواب و شماره‌ی سطرهای هر مجلّد را نوشته‌اند. سیّد عبداللّه جزایری (ص 84) از سیّد نصراللّه حائری نقل کرده که مولی عبداللّه افندی مجلّدات آخر را بعد از وفات مجلسی از روی نسخه‌ی مسوّده‌ی او نوشته است. نوری نیز قرینه‌ای بر صحت این ادّعا آورده است (الفیض القدسی، ص 45ـ46). نسخه‌ای از مجلّد شانزدهم («الآداب و السّنن»، بنا بر تقسیم اولیه‌ی کتاب) بعد از چاپ‌های آغازین کتاب در اوایل قرن چهاردهم به همّت میرزا محمّد طهرانی، پیدا شده که کتابت آن در زمان مؤلّف، یا با فاصله‌ی کمی از زمان او، انجام گرفته است (آقابزرگ طهرانی، ج 3، ص 23؛ مصحّح چاپ جدید بحار این نسخه را نیز ناقص می‌داند رجوع کنید به مقدّمه‌ی ج 76). چون مؤلّف، دو کتاب «المزار» و «الصلاة» را مطابق تقسیم اوّلیه‌ی خود شماره کرده بود، رقم شانزده تکرار، و شماره‌ی مجلّدات بعد از 22 نیز، گاهی به ترتیب قدیم و گاهی به ترتیب واقعی، مشخص شده است (مثلاً حرّعاملی، در امل الآمل، ج 2، ص 248، همان ترتیب اوّلیه را ذکر کرده است).
مجلسی هرچند در تألیف بحار ـ در نیمه‌ی دوم عمر و بعد از تکمیل مدارج علمی و تألیف بیش‌تر کتاب‌هایش ـ از همکاری بعضی فضلا و حمایت مالی حکومت صفوی و تسهیلات و امکانات در گردآوری منابع (جزایری، ص 197ـ 198، به نقل از سیّد نعمة اللّه جزایری) برخوردار بود، به شهادت نسخه‌های موجود و قراین دیگر، کار اصلی را شخصاً انجام می‌داد. یافتن آیات مناسب هر باب، نوشتن تفسیر آن‌ها، انتخاب شایسته‌ی روایات و شرح آن‌ها را به تنهایی انجام می‌داد و فقط چند نفر، که برخی از آن‌ها ناشناخته‌اند در نقل احادیث بلند یا قطعاتی از ادعیه یا استنساخ چند رساله و قسمت‌های برخی از کتب، به او کمک می‌کردند (نوری، الفیض القدسی، ص 30ـ34، نامه‌ی مولی عبداللّه افندی ـ یا مولی ذوالفقار به نوشته‌ی حسینی، ص 24 ـ به مؤلّف، ج 106، ص 168؛ جزایری، ص 73). نوری (الفیض القدسی، ص 30) در اشاره به همین امر و انتقاد از کسانی که بر مجلسی، به خاطر مددگیری از دیگران، خرده گرفته و چه بسا تألیف بحارالانوار را فقط کار او نمی‌دانسته‌اند، یادآوری می‌کند که اینگونه کمک‌ها صرفاً جنبی بوده است؛ هم‌چنان‌که در تألیف یک اثر فقهی از کتاب‌های چهارگانه‌ی حدیث بهره جویی می‌شود، اما مؤلّف آن اثر همان کسی است که کتاب را پدید می‌آورد. در عین حال بحار نمونه‌ی ارزنده‌ای از کارگروهیِ نظارت و هدایت شده است که، با توجّه به تاریخ تألیف آن، اقدامی ابتکاری و مهم به شمار می‌رود.
2) عناوین موضوعات و شماره‌ی باب‌ها به ترتیب مجلّدات. کتاب «العقل والعلم والجهل» 40 باب؛ کتاب «التوحید» 31 باب؛ کتاب «العدل و المعاد» 95 باب؛ کتاب «الاحتجاجات و المناظرات» 83 باب (شامل احتجاجات قرآن و پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم و ائمة علیهم السّلام و اصحاب ایشان و برخی علمای امامیّه در دوران غیبت، دربرابر کفّار و مشرکان و مخالفان)؛ کتاب «قصص الانبیاء» 83 باب؛ کتاب «تاریخ نبیّنا و احواله» 72 باب؛ کتاب «الامامة» 150 باب؛ کتاب «الفتن و ما جری بعد النّبی صلّی اللّه علیه وآله» 62 باب؛ کتاب «تاریخ ائمه» 297 باب (مجلّدات 9ـ13 که جلد اخیر را کتاب «الغیبه» نامیده است)؛ کتاب «السماء و العالم»، 210 باب؛ کتاب «الایمان و الکفر» 108 باب (در آغاز این کتاب گفته است که ابواب راجع به «العِشرة» را در کتاب مستقل دیگری خواهد آورد که شامل 180 باب است)؛ کتاب «الآداب والسنن والاوامر والنواهی والکبائر والمعاصی» 131 باب؛ کتاب «الروضة» 73 باب (شامل مواعظ و حکم و خُطب)؛ کتاب «الطهارة والصلوة» 221 باب؛ کتاب «القرآن والدعاء» 261 باب؛ کتاب «الزکاة والصوم» 122 باب (ابواب راجع به خمس و اعتکاف و اعمال السنة را نیز در این کتاب آورده است)؛ کتاب «الحجّ» 84 باب شامل حج و جهاد و مرابطه و امر به معروف و نهی از منکر؛ کتاب «المزار» 64 باب؛ کتاب «العقود و الایقاعات» 130 باب؛ کتاب «الاحکام»، 48 باب؛ کتاب «الاجازات» (شامل اسانید و طرق مؤلّف و نیز اجازات علما به شاگردان و معاصرانشان).
مؤلّف، موضوعات را براساس عناوین و ترتیب موضوعات کتب اخبار و کلام و فقه و تاریخ تقسیم‌بندی کرده (قس الکافی در ابواب مشابه) و با توجه به موضوع اصلی کتاب، که حدیث است، افق‌های جدیدی برای تحقیق گشوده است؛ برای مثال مباحث کلامیِ اِحباط و تکفیر و ارزاق و آجال یا آنچه در ابواب گوناگون «السماء والعالم» آمده و احادیث آن‌ها نقل و بررسی شده، امکان دستیابی به دیدگاه‌های کلامی مبتنی بر منابع اوّلیه دین (قرآن و خصوصاً حدیث)، و نیز بررسی انتقادی و مقایسه‌ی تطبیقی آرای کلامی با بیانات دینی را فراهم آورده است. همچنین گردآوری احادیثِ ناظر بر یک موضوع در یک جا در فهم مرادات آن‌ها مؤثّر بوده، و به علاوه، تعارض احتمالی بین نقل‌های مختلف نیز نشان داده شده است (برای مثال رجوع کنید به ج 97، ص 127). شرح و بیان مجلسی در این مقولات، یکی از نمونه‌های خوب همین گونه تحقیقات است. با این‌همه در برخی از کتاب‌های بحار عناوینی دیده می‌شود که بستگی مستقیم به موضوع ندارد و در آثار مشابه دیگر، ذیلِ موضوع دیگری مطرح شده است. ازآن جمله است : ابوابی از علوم حدیثی و قواعد فقهی و اصولی مذکور در کتاب «العلم»، ابطال التناسخ مذکور در کتاب «التوحید»، مباحث کلامیِ آجال، وعد و وعید و حبط و تکفیر، احکام راجع به تکلیف، علل احکام و شرایع، علّت آفرینش انسان، مذکور در «ابواب العدل»، طاعون و فرار از آن مذکور در «ابواب الموت»، داستان برخی اشخاص و اقوام و سلاطین، مذکور در کتاب «النبوّة»، وقایع دوران حکومت امیرمؤمنان علی علیه السّلام و احکام فقهی بُغاة، مذکور در کتاب «الفتن» (مجلّد هشتم طبق تقسیم‌بندی مؤلّف)، ابوابی چون علم نجوم و احکام فقهی آن، سعد و نحس ایّام، سِحر، رؤیا، مداوا با اشیای حرام از نظر فقهی، حقوق حیوانات (حقّ الدّابّة علی صاحبها)، احکام صید و ذباحه، آداب الاکل و لواحقها، الاشربة و آداب الشّرب، مذکور در کتاب «السماء و العالم»، مباحث فقهی راجع به حدود در کتاب «الآداب والسنن».

3) منابع. هدف اصلی مؤلّف، چنان‌که نقل شد، گردآوری و تدوین موضوعی اخبار شیعه‌ی امامیّه بوده و به این منظور شمار زیادی از اصول و کتب و رسایل معتبر یا منسوب به ائمّه علیهمُالسّلام و اصحاب ایشان و علمای امامیّه (و بندرت، برخی غیرامامیان یا افراد مورد شک) را مبنا قرار داده (منابع متن)، ولی در شرح و بررسی اخبار و آیات، منابع زیادی از قبیل کتب لغت، تاریخ، کلام، فلسفه، اخلاق، کتب حدیثی عامّه و شروح آن‌ها (منابع شرح) را به کار گرفته است. او فصل اول مقدمه (ج 1) را به معرفی این دو نوع مأخذ اختصاص داده و در فصل دوم، میزان اعتماد خود را به منابع متن بیان کرده است .
الف) منابع متن. مجلسی 365 کتاب و رساله، اعم از حدیث و تفسیر و کلام و تاریخ و فقه و دعا و اجازات، را با ذکر مؤلّفان آن‌ها نام برده است. این کتاب‌ها از قرن اول تا زمان مؤلّف (قرن یازدهم) نوشته شده‌اند؛ مانند کتاب سلیم بن قیس هلالی، رساله‌ی توحید مفضّل، کتب صدوق، المقالات والفرق سعد بن عبداللّه قمی، کتب کلامی خواجه نصیرالدین طوسی و کتب فقهی محقّق کرکی. همچنین در آخر فصل سوم مقدّمه (ج 1، ص 48) تصریح کرده که قصد نقل احادیث کتب متواتر خصوصاً کتب اربعه‌ی شیعه را، مگر در بعضی جاها، ندارد؛ زیرا ممکن است به مهجور و منسوح شدن آن کتب بینجامد و این روا نیست (درباره‌ی کتب مشهور و متداول رجال و فهرست نیز شبیه این نکته بیان شده است رجوع کنید به ج 102، ص 193 ـ 199). هرچند به گفته‌ی یکی از شاگردان و همکاران ـ که مجلسی او را «بعضُ ازکیاء تلامذتنا» نامیده ـ کسانی به وارد کردن احادیث کتب اربعه معتقد بوده‌اند. همو در نامه‌ای به مؤلّف، ضمن اشاره به نکته‌ی اخیر، نام چند کتاب را که در بحار از آن‌ها استفاده شده، ذکر کرده است (در باره‌ی این نامه و نویسنده‌ی آن رجوع کنید به مجلسی، ج 107، ص 165ـ179، «خاتمة فیها مطالب عدیدة»؛ حسینی، ص 34، ش 25). بنابراین، مآخذ نوع اول مجموعاً بالغ بر چهارصد است. نوری چند کتاب را نام برده که نام آن‌ها در مقدمه آمده ولی در متن به آن‌ها استناد نشده است (الفیض القدسی، ص 60 ـ 75). مجلسی در صحّت انتساب این کتاب‌ها به مؤلّفانِ آن‌ها بحث کرده، به‌علاوه میزان اعتماد خود را بر نسخه‌های فراهم شده از آن کتب و چگونگی نقل مطلب از آن‌ها را بیان کرده است، و در فصل سوم (ج 1، ص 46 ـ 48)، علایم اختصاری (الرموز) کتاب‌هایی را که چندین بار از آن‌ها نقل مطلب کرده، ارائه نموده است. بحث‌های او پیرامون مؤلّفان برخی کتاب‌ها، مانند قرب الاسناد، روضة الواعظین، عیون المعجزات، فقه الرضا، دعائم الاسلام، طبّ الائمة، جامع الاخبار و مصباح الشریعة، مقدار مطابقت محتوایی برخی از آن‌ها با عقاید شیعی مانند مشارق الانوار و الالفین حافظ برسی، تنبیه الخاطر ورّام بن عیسی و عوالی اللئالی (یا غوالی اللئالی) ابن ابی جمهور احسایی، روش نقل اخبار از نظر اسناد و ارسال و ضعف یا قوّت طرق در برخی دیگر مانند تحف العقول، وقعة صفّین و تفسیر فرات، بی نیازی از برخی به دلیل اخذ مطلب از منابع مقدّم و معتبر مانند ربیع الشیعه و کتب قاضی نوراللّه شوشتری، یادآوری روش خود در نقل روایات از کتاب‌هایی چون مشارق الانوار و عوالی اللئالی، و نیز تحقیق در مذهب برخی مؤلفان کتب مثل قاضی نعمان مصری و ابواسحاق ثقفی، صاحب الغارات، اطلاعات سودمند رجالی و کتاب‌شناختی به دست می‌دهد؛ مثلاً می‌نویسد که مؤلّف دعائم الاسلام قاضی نعمان مصری است نه شیخ صدوق، به‌علاوه به استناد محتوای کتاب و قراین دیگر ادّعا می‌کند که او شیعه‌ی امامی بوده و نه اسماعیلی (ج 1، ص 38)؛ یا درباره‌ی مصباح الشریعة که منسوب به امام صادق علیه السّلام است و دانشمندانی چون سیّد علی بن طاووس نسبت به آن با دیده‌ی احترام و تقدیر می‌نگریسته‌اند (ج 1، ص 15)، تردید خود را مطرح می‌کند و عدم مشابهت مطالب و روش آن با سایر کلمات امامان را قرینه‌ای بر سلب این نسبت می‌گیرد و اشاره می‌کند که شیخ طوسی نیز به همه‌ی روایات کتاب وثوق کامل نداشته است (ج 1، ص 32)؛ یا درباره‌ی قرب الاَسناد با آنکه به ابوجعفر محمّد بن عبداللّه حمیری منسوب بوده، گمان قوی دارد که این کتاب تألیف پدر اوست (ج 1، ص 7؛ نیز رجوع کنید به آقا بزرگ طهرانی، ج 17، ص 67 ـ 68 که شواهدی بر درستی این نظر آورده است)؛ یا مشارق الانوار بُرْسی را حاوی مطالب غُلوآمیز و آمیخته‌ای از درست و نادرست می‌داند و فقط مطالبی از آن را که با روایات موجود و اصول معتبر شیعه سازگار است، نقل می‌کند (ج 1، ص 10). درباره‌ی تحف العقول اشاره می‌کند که این کتاب، چون شامل مواعظ و مسلّمات اخلاقی است، مرویّات آن به سند نیاز ندارد (ج 1، ص 29). این نظر را درباره‌ی طبّ الائمه، که آن را برخلاف شهرتش هم‌رتبه‌ی منابع معتبر نمی‌داند، نیز مطرح می‌کند و توضیح می‌دهد که اصولاً در دعاها و روایات طبّی به سند قوی نیاز نیست (ج 1، ص 30). در شمار این منابع به چند کتاب غیر شیعی از جمله شهاب الاخبار نیز اشاره شده و مجلسی علل نقل مطلب از آن‌ها را بازگو کرده است. همچنین در این فصل (ج 1، ص 26 ـ 46)، نسبت به موثق بودن نسخه‌های کتب، با توجّه به وِجاده‌ای بودن بسیاری از آن‌ها، قراینی را ـ مثلاً قدمت نسخه‌ها و نشانه‌های دالّ بر خوانده شدن آن‌ها بر مشایخ و وجود اجازاتی از مؤلّف یا دیگران در آن‌ها و کتابت نسخه به خطّ خود مؤلّف یا علمای مشهور ـ ارائه کرده است که از این شمار است: اکمال الدین صدوق و قرب الاسناد حمیَری، امالی شیخ طوسی، تحف العقول ابن شعبه حرّانی، المستدرک ابن بطریق، اصل زید الزّراد (نیز رجوع کنید به ادامه‌ی مقاله). این نکته نیز شایان دقّت است که تعدادی از کتب مأخذ بحار، تنها به یاری این تألیف حفظ شده‌اند و برخی دیگر نیز، اگرچه نسخه‌های متعددی از آن‌ها موجود بوده، مجلسی غالباً نسخه‌های معتبر و متقدم را در اختیار داشته است. محدّث متتبع، حاج میرزا حسین نوری (متوّفی 1320) در تدوین مستدرک الوسائل با آنکه بر بسیاری از منابع حدیثی دست یافته بود، در معرّفی مآخذ خود، از چند کتاب نام برده که مطالب آن‌ها را، به دلیل عدم دستیابی به خود آن‌ها، از بحار نقل کرده است (مستدرک، ج 3، ص 291)؛ هم‌چنان‌که محدّث معاصرِ مجلسی، حرّعاملی (متوفّی 1104) ـ که هر دو به یکدیگر اجازه‌ی روایت داده‌اند (حرّعاملی، وسائل، ج 20، ص 51؛ مجلسی، ج 107، ص 103ـ106) ـ در وسائل الشیعه و اثبات الهداة به منقولات او اعتماد کرده و درصورت دسترسی نداشتن به برخی از کتب، از بحار نقل کرده است (بهبودی، ص 23، پانویس؛ حرّعاملی، اثبات، ج 3، ص 581 ـ 586). دیگر آنکه، در نامه‌ی یادشده تصریح می‌شود که مجلسی علاوه بر کتب و رسایل، احادیث زیادی را از خط بزرگانی چون ابن العلقمی و شیخ بهایی و شهید اول نقل کرده (الاحادیث الوجادیّات) و احادیثی را نیز به طریق اجازه (الاحادیث الاجازیّات) و سماع (الاحادیث المسموعة) از پدر خود و دیگران آورده است (ج 107، ص 173).
ب) منابع شرح. مؤلّف بعد از اتمام برخی مجلّدات بر آن شده است که تفسیر آیات هر باب را بنویسد و این کار را جز برای دو مجلّد اول، به انجام رسانیده و به همین سبب، شماری از مجلّدات به دو صورت با تفسیر و بی‌تفسیر منتشر شده است (نوری، الفیض القدسی، ص 37). این قسمت را در هر باب با عنوان «التفسیر» مشخص کرده است که عمدتاً از مجمع البیان طبرسی و مفاتیح الغیب رازی آورده و به تفاسیر دیگری از جمله انوارالتنزیل بیضاوی، الدّرالمنثور سیوطی، معالم التنزیل بغوی والکشاف زمخشری نیز رجوع کرده است. در شرح احادیث که شامل توضیح لغات و اصطلاحات، تفسیر عبارات پیچیده یا مبهم، معرّفی مذاهب و فرق، نقل وقایع تاریخی، شرح دیدگاه‌های کلامی و فلسفی، تبیین مباحث اخلاقی، بررسی آرای فقهی، نقل اخبار از منابع حدیثی عامّه در تأیید یا توضیح حدیث و غیره می‌شود، و در فصول یا فقراتی با عنوان ایضاح، تنویر، تذنیب، تذییل، تکملةٌ، فذلکةٌ، غریبةٌ، أقولُ، و بیش از همه «بیان» مشخص شده، از مآخذ اصلی هر موضوع استفاده کرده است. مؤلّف شمار زیادی از این منابع را در فصل اول مقدّمه (ج 1، ص 24 ـ 25) نام برده و نام برخی نیز با مراجعه به متن معلوم می‌شود. از آن جمله است : صحاح اللّغه جوهری، قاموس اللغه فیروزآبادی، معجم مقاییس اللغة ابن فارس، تهذیب اللغة ازهری، مجمع الامثال میدانی و کتاب العین خلیل بن احمد در ادبیّات، صحاح ستّه‌ی اهل سنّت، جامع الاصول ابن اثیر، المسند احمدبن حنبل، مطالب السّؤول و فتح الباری ابن حجر، شرح قسطلانی و شرح کرمانی بر بخاری، شرح نَوَوی و شرح آبی بر مسلم، الشفای قاضی عیاض و شرح آن در اخبار و شرح آن‌ها، الکامل ابن اثیر، تاریخ طبری، مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، المنتظم ابن جوزی، عرائس المجالس ثعالبی (معروف به قصص الانبیاء) و شرح نهج البلاغه‌ی ابن ابی الحدید در مسائل تاریخی، وفیات الاعیان ابن خلّکان، الاغانی ابوالفرج اصفهانی و الاستیعاب در تراجم اشخاص، شفا و مبدأ و معاد ابن سینا، التحصیل بهمنیار، القبسات میرداماد، المعتبر ابوالبرکات (به نقل از شرح المقاصد) در فلسفه، شرح المواقف جرجانی، شرح المقاصد تفتازانی، المحصّل رازی، نقد المحصّل طوسی، شرح العقاید محقّق دوانی در کلام، احیاء العلوم غزالی در مباحث اخلاقی (مجلسی در توضیح موضوعات اخلاقی به بیانات غزالی توجه بسیار داشته و گاه چند صفحه از نوشته‌های او را عیناً یا با اندکی تغییر آورده است؛ هرچند غالباً نام او را ذکر نکرده و از او به «بعض المحققین» یاد کرده است؛ برای نمونه رجوع کنید به ج 68، ص 319، ج 69، ص 266ـ277، 308ـ309، ج 70، ص 25ـ36، 148ـ150 و نیز رجوع کنید به غزالی، ج 3، ص 214ـ225، 278ـ279، 290ـ302، 360، ج 4، ص 412ـ413)، قانون ابن سینا، قانون مسعودی ابوریحان بیرونی، شرح تذکره‌ی بیرجندی، الجامع ابن بیطار (معروف به مفردات)، علل الاشیاء بلیناس، حیاة الحیوان دَمیری، عجایب المخلوقات قزوینی، کتاب النبات ابوحنیفه‌ی دینوری در باب‌های مختلف مجلّد «السّماء والعالَم»، ترجمه‌ی عربی تورات و انجیل و نیز فقراتی از تورات عبری (رجوع کنید به ج 107، ص 172) در تاریخ انبیا و تاریخ پیامبراسلام، صلی اللّه علیه وآله وسلّم مؤلّف بعد از ذکر نام کتاب‌ها، افزوده است که در پایان بحار درباره‌ی این کتاب‌ها و مؤلّفان آن‌ها و احوالشان به تفصیل سخن خواهد گفت، ولی چنین کاری نکرده است. البته گاهی، به مناسبت، به برخی نکات اشاره کرده (ج 6، ص 214، ج 14، ص 159، ج 32، ص 37)؛ هم‌چنان‌که درباره‌ی اجازات خود از شماری از این کتب، خصوصاً کتب حدیث، اطّلاعاتی داده است. مثلاً در اجازه‌ای که برای یکی از شاگردان خود نوشته، تصریح کرده که طرق اجازه اش به مؤلّفان کتاب‌ها بسیار است و سپس قویترین طریق را نقل کرده است (ج 107، ص 156). همچنین صورت اجازه‌ی بزرگانی از علمای معاصر خود را که برای او نوشته‌اند آورده؛ مانند مولی محمّد طاهر قمی که اجازه‌ی نقل تمام مرویّات خود را، اعمّ از قرائت و سماع و اجازه، به وی داده است. در این اجازه، که به بزرگان علمای شیعه می‌پیوندد، نام کسانی چون ابن قولویه، علامه‌ی حلّی، فخرالمحققین، شهید ثانی و صاحب معالم حسن بن زین الدین دیده می‌شود (ج 107، ص 129 ـ 131). اجازه‌ی شیخ حرّ عاملی (ج 107، ص 104)، مولی محسن فیض کاشانی (ج 107، ص 124) و میرزا محمّد استرآبادی (ج 107، ص 125ـ 128) نیز در شمار این اجازات آمده است. او همچنین سلسله‌ی اسانید خود را به برخی از آثار مهم نقل کرده یا مشخصات نسخه‌ی مستند خود را آورده است؛ از آن جمله است صحیفه‌ی سجّادیه (ج 107، ص 164، برای تفصیل بیش‌تر رجوع کنید به ج 104ـ107).

4) روش نقل مطالب. پایبندی مؤلّف به ذکر مآخذ مطالب متن و شرح، در سراسر کتاب مشهود است و حتّی در نقل مسموعات از معاصران و استادان نیز این شیوه را ترک نکرده است. برای مثال، در شرح عبارتی از یک حدیث می‌گوید: «و قد أجاب بعضُ من عاصَرْناه». به طور کلّی می‌توان گفت که مجلسی به-ندرت از معاصران خود نام برده (برای مثال رجوع کنید به ج 56، ص 119) و به آن‌ها به صورت «بعض المعاصرین»، «بعض الازکیاء»، «بعض المحققین من المعاصرین»، «بعض الافاضل المدققین ممّن کان فی عصرنا» و «بعض من عاصرناه» اشاره کرده؛ هم‌چنان‌که نام برخی دیگر از قدما را نیز به عللی، مگر به-ندرت، نیاورده است (از غزالی، فیض کاشانی و مولی رفیعا با عناوین بعض المحققین و بعض الافاضل یاد می‌کند. برای مثال رجوع کنید به ج 1، ص 101، ج 2، ص 284، ج 4، ص 56، 128ـ 129، ج 57، ص 149). اما درباره‌ی احادیث متن، گذشته از ذکر مأخذ، سند حدیث را برای اجتناب از ارسال (رجوع کنید به انتقاد او از ناسخ تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 28) آورده و اختلافات سند و متن را در مآخذ مختلف نشان داده (ج 1، ص 46) و گاهی نظر ترجیحی یا اصلاحی خود را اظهار کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 5، ص 53، ج 7، ص 131، 192، ج 14، ص 193). با این‌همه، به منظور احتراز از تطویل، برای راویان و گاهی برای یک سند نام اختصاری تعیین کرده و آن‌ها را در فصل چهارم مقدّمه (ج 1، ص 48ـ61) کاملاً توضیح داده است. البتّه در مباحث فقهی، به دلیل احتیاط زیاد، نام مآخذ و نیز سند را به همان صورت اصلی ذکر کرده است. همچنین شماری از احادیث را از نظر سند و متن بررسی کرده و غریب بودن مضمون یا ضعف طریق یا ناسازگاری آن‌ها با مقبولات و مسلّمات دینی و غیره را یادآوری کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 6، ص 266، ج 7، ص 221، ج 14، ص 370، ج 54، ص 104، 341، 349، ج 55، ص 335، ج 57، ص 121، ج 63، ص 280). «بیان»های مجلسی درباره‌ی برخی احادیث و دلیلی که بر لزوم ذکر سند آورده و قراین دیگر، نشان می‌دهد که او تمام مرویّات موجود در متون حدیثی را قطعی یا ظنّی الصدور نمی‌دانسته، و هرچند از نفی شتاب‌زده یا مبتنی بر آرای غیر قطعی احتراز داشته، برای قبول حدیث نیز ملاک‌هایی را به کار می‌گرفته است. کوشش او در دستیابی به نسخه‌های معتبر و قدیم به همین دلیل بوده و تصریح او به وقوع اضافات، تحریف، تصحیف یا افتادگی در عبارات، از همین دیدگاه ناشی شده است. برای نمونه، سخن مجلسی (ج 95، ص 227) را در توضیح دعای عرفه، با مناجات‌های ابن عطاءاللّه اسکندرانی (زروق، ص 448 ـ 473) مقایسه کنید. ذکر مآخذ در بحار سبب سهولت دستیابی به منابع اصلی، و احیاناً مقایسه‌ی اصل با فرع، است، چنان‌که مصححان چاپ جدید به تعداد زیادی از آن‌ها مراجعه کرده‌اند.

5) دیدگاه‌های علمی مؤلّف. مجلسی چنان‌که خود تصریح کرده، یگانه خاستگاه علم را قرآن و اخبار اهل بیت علیهم السّلام می‌دانسته و معتقد بوده است که استنباط یقینی حقایق قرآن جز برای ائمه‌ی دین ممکن نیست، و همین اعتقاد زمینه‌ی تدوین بحار را فراهم کرده است (ج 1، ص 3). این دیدگاه در سراسر کتاب به‌روشنی دیده می‌شود و تا حدودی سبب هماهنگی جهت‌گیری‌ها و یکسانی تعبیرات و استقلال رأی مؤلّف شده است. دفاع او از آرای امامیّه و تبیین آن‌ها در صورت لزوم و پاسخگویی به اعتراضات، و نیز انتقاد از دانشمندانی که مطالب نادرستی درباره‌ی شیعه مطرح کرده‌اند، در ابواب مختلف کتاب دیده می‌شود. مؤلّف کوشیده است دیدگاه‌های شیعه‌ی امامیّه را، در مسایل اعتقادی و فقهی و حدیثی و ...، با مضامین احادیث تطبیق دهد، امّا اگر لازمه‌ی این کار تأویل بدون دلیل حدیث یا مخالفت با شماری از احادیث باشد، از آن احتراز کرده و چه بسا آرای دانشمندان اهل سنّت را ترجیح داده است (رجوع کنید به مجلّدات «توحید»، «عدل و معاد»، «ایمان وکفر»؛ از جمله ج 1، ص 85، 124، ج 3، ص 144، 231 ـ 234، ج 4، ص 28 ـ 33، 62،137، ج 5، ص 43، 223 ـ 224، 332، ج 6، ص 110، 326). با این‌همه، اصرار او بر تطبیق روایات ناظر بر اراده‌ی خدا بر آنچه متکلّمان امامیّه گفته‌اند شایان دقت است (ج 4، ص 137؛ و نقد طباطبایی برآن در پانویس همان صفحه). همچنین شماری از قواعد اصولی و فقهی قابل استنباط از روایات را در یک باب (ج 2، ص 268ـ283) گردآورده و در برخی از باب‌ها نیز به مبانی اصولی، و احیاناً نظر مخالف خود با رأی مقبول و مشهور اشاراتی کرده است (ج 2، ص 256ـ257، ج 4، ص 29 ـ 30، ج 63، ص 542). در بررسی احادیث، همان شیوه‌های معمول را به کار گرفته و نسبت به احادیث وِجاده‌ای و مکاتبه ای، در صورت وجود قراینی بر صحّت انتساب، عمل به آن‌ها را روا شمرده (ج 2، ص 158ـ 168، ج 54، ص 341، ج 55، ص 335) و درباره‌ی لزوم اجازه‌ی روایت، خصوصاً برای کتب معتبر ومتداول، تردیدهایی را نقل کرده است (ج 107، ص 76،127). اخبار راویان غیرشیعه را غالباً در مقام تأیید یا احتجاج آورده و از برخی مؤلّفان شیعی ـ که در مباحث اخلاقی و آداب و سنن به این اخبار مراجعه کرده یا آن‌ها را، بدون تفکیک از احادیث امامیّه، در کتب خود ذکر کرده‌اند ـ انتقاد نموده است (مقدمه، فصل اول و دوم، ج 2، ص 256ـ257، ج 57، ص 121). البتّه او، گذشته از بررسی سندی روایات، در بازشناسی محتوایی آن‌ها نیز اهتمام بسیار داشته و آن را در قبول یا ردّ روایات به کار گرفته است، هم‌چنان‌که در فهم مراد روایات نیز به همین اصل توجه داشته است (برای مثال رجوع کنید به ج 97، ص 127). مجلسی در این کتاب به فلاسفه، خصوصاً فلاسفه‌ی مسلمان به دلیل اعتماد بیش از اندازه به عقل و استناد به مبانی ظنّی ونیز عدم توجّه کامل به ارشادات دینی یا تکلّف در تطبیق یافته‌های فلسفی بر تعبیرات دینی، بی مهر بوده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 1، ص 101، 103، ج 4، ص 87، ج 7، ص 47، ج 54، ص 231، 251، ج 56، ص 202، ج 57، ص 195ـ199). وی با این‌همه در تبیین عبارات احادیث، خصوصاً درمجلّد «السماء و العالَم» از تعبیرات و دیدگاه‌های فلسفی و مفاهیم علمی مدد گرفته (برای نمونه رجوع کنید به ج 3، ص 231، 258، ج 4، ص 42، ج 14، ص 3، ج 52، ص 102، ج 54، ص 5، 354، ج 56، ص 331) و اگر در برخی احادیث، عباراتی صریح یا تلویحی در تأیید آرای فلسفی یا سازگار با آن‌ها دیده از ذکر آن ابا نداشته، اگرچه خود نظر مخالف را ترجیح داده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 3، ص 321، ج 6، ص 232، ج 58، ص 104، ج 61، ص 80)؛ هم‌چنان‌که از برخی از فلاسفه، خصوصاً میرداماد و خواجه نصیرالدین طوسی، با احترام نام برده و نسبت دادن کفر را به فلاسفه‌ی مسلمان، به خاطر داشتنِ آرای مخالف با ظواهر روایی، نهی کرده است (ج 58، ص 104: فَما یَحکُمُ به بَعْضُهُم مِنْ تکفیرِ القائلِ بالتجرّدِ افراط وَ تهکّم). در اشاراتی که بمناسبت به صوفیه کرده، روش آنان را در دریافت حقایق تعبیرات علمی نپسندیده و از مراسم عبادی آنان انتقاد کرده است (ج 1، ص 202، ج 50، ص 94، ج 54، ص 8ـ9، 321، 351، 354، ج 58، ص 84)؛ هم‌چنان‌که با تصریح به مقامات علمی و الهی ائمه‌ی شیعه، غلو درباره‌ی آنان یا نسبت دادن مقاماتی بدون مستند نقلی به ایشان را بر نتافته است (ج 1، ص 10، ج 25، ص 261ـ350). این نکته را نیز بارها یادآوری کرده که فهم کامل همه‌ی آیات و احادیث برای ما ممکن نیست، ایمان اجمالی به آنچه از اولیای دین رسیده کافی است و نباید بدون دلیل دست به تأویل آن‌ها زد (اوّلُ الإلحادِ سلوکُ التأویلِ من غیر دلیلٍ) یا آن‌ها را کنار گذاشت (ج 5، ص 261، ج 6، ص 200ـ201، ج 7، ص 130، ج 54، ص 363، ج 55، ص 33، 47، ج 57، ص 149 و مواضع دیگر). به برخی از دانشمندان امامیّه نیز به خاطر رعایت نکردن این نکته اعتراض کرده است (ج 5، ص 267، 332، ج 6، ص 201ـ202، ج 7، ص 128ـ130،251ـ253، ج 8، ص 71، ج 12، ص 355 و مواضع دیگر).

6) نوشته‌های وابسته به بحار. علاوه بر تأثیر بحار در بیش‌تر آثار بعدی امامیّه (الذریعه)، از جمله در تألیفات متأخّر مؤلّف (ایرانیکا، ذیل «بحارالانوار»)، بر برخی مجلّدات آن شرح و حاشیه نوشته شده، برخی دیگر تلخیص شده، چند مجلّد به فارسی و اُردو ترجمه شده، و برای چند مجلّد ملحقات و مستدرک و چند فهرست تهیّه شده است. کتاب‌های دیگری نیز وابسته به بحار (مثلاً الشافی فی الجمع بین البحار والوافی) تألیف شده است. نوری و آقابزرگ طهرانی و مصلح الدین مهدوی شماری از این آثار را، که با حذف مکرّرات بر پنجاه بالغ می‌شود، فهرست کرده‌اند (نوری، الفیض القدسی، ص 55 ـ 60؛ آقابزرگ طهرانی، ج 3، ص 26 ـ 27، ج 4، ص 82 ـ 83، ج 6، ص 27، ج 21، ص 4 ـ 7؛ مهدوی، ج 2، ص 274 ـ 316). اگر بر این رقم، ترجمه‌های اخیرِ مجلّدات تاریخ ائمه (مثلاً مهدی موعود ترجمه‌ی مجلّد سیزدهم با اضافات) و چند فهرست (مانند المستدرک علی سفینة البحار، التطبیق، معجم ابواب البحار، میزان الحکمة که کتاب اخیر براساس بحار و چند کتاب دیگر تدوین شده، المختار من مقتل بحارالانوار) را بیفزاییم و حواشی منتقدانه‌ی طباطبایی بر برخی مجلّدات بحار (درباره‌ی این حواشی رجوع کنید به حسینی تهرانی، ص 35ـ36) را نیز در نظر بگیریم، عدد آن‌ها به حدود شصت می‌رسد که در این میان از همه مشهورتر و کارآمدتر سفینة البحار حاج شیخ عباس قمی است. درحال حاضر نیز، با استفاده از رایانه، چند معجم موضوعی و لفظی برای احادیث بحار تهیّه شده است، که منبع اطّلاعات کاملی درباره‌ی شماره‌ی احادیث، مکرّرات و چگونگی توزیع موضوعی آن‌ها است .

7) اظهارنظرها. چنان‌چه اشاره شد، بحارالانوار از همان زمان تألیف مورد توجّه و غالباً مقبول بوده است. تعبیرات و تصریحات بسیاری از مؤلّفان نشانه‌ی تقدیر از این کتاب عظیم است که لااقل از نظر اشتمال بر بیش‌تر یا تمام مرویّات شیعه‌ی امامیّه نظیر ندارد و در میان شیعه، جامع حدیثی دیگری هم‌ردیف آن نوشته نشده (اردبیلی، ج 2، ص 550 ـ 552؛ کنتوری، ص 76 ـ 81؛ نوری، الفیض القدسی، ص 28؛ آقابزرگ طهرانی، ج 3، ص 16، حسینی تهرانی، ص 35) و در حقیقت، دائرة المعارف شیعه است (فرید، ص 55). بعلاوه، به نظر حرّ عاملی (امل الآمل، ج 2، ص 248)، موضوع‌بندی نیکو و نیز شرح مشکلات اخبار، از خصوصیات بارز این کتاب است. نوری (دارالسلام، ج 2، ص 237) و آقابزرگ طهرانی (همان‌جا) نیز بر این نکته که مجلسی در بحار به شرح و بیان احادیث، و چه بسا تهذیب و تحقیق درباره‌ی آن‌ها، پرداخته توجّه داده و گفته‌اند که بسیاری از نکات آن در کتاب‌های دیگر یافت نمی‌شود (رجوع کنید به بخش‌های پیشین مقاله). گویا همین ویژگی‌ها، و نیز احاطه‌ی مؤلّف بر حدیث و توانایی او در شناخت صحیح از سقیم، سبب شد که کتاب منزلت برتری داشته باشد و حتّی برخی اخباریان از اعتبار تمام مرویّات آن سخن بگویند (بحرانی، ج 1، ص 25)؛ تا آنجا که عبدالعزیز دهلوی (ص 108) در سخن اغراق آمیزی گفته: از روایات سابقه، آنچه او بر محکّ امتحان زده و کامل العیار خوانده نزد ایشان (= علمای امامیّه) حکم وحی دارد. با این‌همه برخی از علما از جهاتی نسبت به آن انتقاد داشته‌اند که یکی وجود روایات ضعیف و چه بسا نادرست در این جامع حدیثی، و دیگری وجود برخی شرح‌های حدیثی در آن است. از جمله سیّد محسن امین عاملی (ج 9، ص 183) معتقد بوده که این کتاب با توجّه به فراهم آمدن از روایات غثّ و سمین به تهذیب نیاز دارد و «بیان»های مجلسی بر احادیث بر سبیل استعجال نوشته شده و ازین‌رو کم‌فایده شده است. طباطبایی نیز معتقد بوده که مجلسی بر مباحث فلسفی احاطه‌ی کافی نداشته و درشرح برخی اخبار غامض دچار خطا شده است (مجلسی، ج 1، ص 100، 104).
برخی نویسندگان (زنجانی، ج 1، ص 32ـ34؛ امام خمینی، ص 319 ـ 320) در بیان جایگاه واقعی بحار و انتقاد از دو نظر افراطی (تأیید کامل) و تفریطی (بی ارزش خواندن آن) بر این نکته که هدف اصلی مجلسی در تألیف بحار، حفظ آثار شیعه و گردآوری آن‌ها در یک مجموعه‌ی موضوعی بوده است، تأکید کرده و بحار را کتابخانه‌ای جامع خوانده‌اند که بالطّبع باید همه گونه اثر در آن یافت شود و، البتّه قضاوت درباره محتوای آن و نیز استفاده از آن، مانند هر کتابخانه‌ی دیگر، شرایط خاصّی دارد. عبدالوّهاب فرید (ص 55) نیز شبیه همین نظر را مطرح کرده و گفته است که هدف مجلسی جمع و تدوین همه احادیث و آثار ائمه بوده و در این کار قصد انتخاب نداشته است. با این‌همه باید گفت این نظر که با رأی بیش‌تر عالمان امامیّه هماهنگ است، برای کسی که بحار را می‌شناسد، معرّف تمام غرض مجلسی از تألیف بحار نیست .

8) انتشار بحار. مجلّدات اوّلیه‌ی بحار، هم‌زمان با تدوین نهایی، استنساخ و منتشر شده است و مجلسی همین امر را دلیل بر لزوم تدوین مستدرک و نیفزودن حدیث یا مطلبی به متن می‌دانست (ج 1، ص 46). اما از مجلّد پانزدهم به بعد، چنان‌که گفته شد، پس از وفات مؤلّف، مولی عبداللّه افندی آن را پاک‌نویس کرد و سال‌ها بعد منتشر شد. لذا نسخه‌های آن مانند مجلّدات اول رواج نیافت و حتی برخی مجلّدات تا اوایل قرن چهاردهم در اختیار نبود. چاپ سنگی کامل و مشهور کتاب در 1303 ـ 1315 به همّت حاج میرزا محمّد حسن امین دارالضرب مشهور به کمپانی و پس از او فرزندش، حاج محمّد حسین، با اشراف سیّد محمّد خلیل اصفهانی و چند دستیار، در تهران صورت گرفت. پیش از آن نیز مجلّدات پراکنده‌ای به طبع رسیده بود، از جمله مجلّدهای اول و دوم در 1248 در هند، مجّلد هشتم در 1275، مجلّد هفتم در 1294، مجلّد نهم در 1297، مجلّدهای اول و دوم و بیست ودوم در 1301 در تبریز. چاپ دیگر کتاب بر اساس نسخه‌های خطی و چاپ‌های پیشین و مراجعه به منابع (البته نه کامل) در 1376 ـ 1394 به همت دو ناشر در 110 جلد انجام گرفت که سه جلد آن (54 ـ 56) فهرست کتاب است و از جلد 29 ـ 34 نیز منتشر نشده است. همچنین جنّة المأوی (مستدرک مجلّد سیزدهم) و الفیض القدسی (شرح حال مؤلّف) هردو تألیف نوری، هم‌چنان‌که در چاپ کمپانی، به آن افزوده شده است. چاپ اخیر با وجود زحمت و جدیّت مصححان، به خاطر در دسترس نبودن چاپ‌های انتقادی مآخذ بحار، کاملاً منقّح نیست، اما در عین حال، با استقبال روبرو و تجدید چاپ شده است. بعد از 1400، اُفست همین چاپ با اندکی تغییر (جدا کردن مقدمه‌ی مصححان به عنوان جلد «صفر» و انتقال سه جلد فهرست به آخر مجموعه) بارها منتشر شده است. قسمت‌هایی از جلدهای منتشرنشده (29 ـ 34) نیز اخیراً تصحیح و چاپ شده است (سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی). مؤسسه‌ی آل البیت در قم نیز شماری از مآخذ بحار را که نسخه‌های آن به دست آمده با عنوان کلّی «سلسلة مصادر بحارالانوار» منتشرکرده است. با این‌همه، ضروری است که بحارالانوار با چاپ مصحَّح و منقّحی عرضه شود. اقدامات اوّلیه‌ی آن نیز صورت گرفته، ولی تاکنون به نتیجه قطعی نرسیده است .

منابع :
ـ محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت 1403/1983؛
ـ محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواة، بیروت 1403/1983؛
ـ محسن امین، اعیان الشیعة، بیروت 1403/1983؛
ـ یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم 1363 ـ 1367 ش؛
ـ محمد باقر بهبودی، کلمة موجزة حول الکتاب و مؤلفه، در مجلسی، بحارالانوار، ج صفر، بیروت 1403/1983؛
ـ عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، قم 1409؛
ـ محمد بن حسن حرّ عاملی، اثبات الهداة، چاپ ابوطالب تجلیل تبریزی، قم [بی تا.]؛
ـ همو، امل الآمل، چاپ احمد حسینی، ج 2، قم 1362 ش؛
ـ همو، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت 1403/1983؛
ـ احمد حسینی، تلامذة العلامة المجلسی، قم 1410؛
ـ محمدحسین حسینی تهرانی، مهر تابان، تهران [بی تا.]؛
ـ روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، کشف اسرار، قم [بی تا.]؛
ـ محمدباقر بن زین‌العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم 1390ـ1392؛
ـ عبدالعزیز بن احمد دهلوی، تحفه اثناعشریه، پاکستان 1396؛
ـ احمد بن احمد زروق، حکم ابن عطاءالله، چاپ عبدالحلیم محمود و محمودبن شریف، طرابلس غرب [بی تا.]؛
ـ احمد زنجانی، الکلام یجرّ الکلام، قم 1329 ش؛
ـ محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، قاهره [بی تا.]؛
ـ عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، تهران 1318 ش؛
ـ اعجازحسین بن محمدقلی کنتوری، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب والاسفار، قم 1409؛
ـ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت 1403/1983؛
ـ خان‌بابا مشار، فهرست کتاب‌های چاپی عربی، تهران 1344 ش، ستون 113 ـ 116؛
ـ مصلح‌الدین مهدوی، زندگی‌نامه‌ی علامه مجلسی، اصفهان، ج 2 [تاریخ مقدمه 1401]؛
ـ حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، قم [بی تا.]؛
ـ همو، الفیض القدسی فی ترجمة العلامة المجلسی، در مجلسی، بحارالانوار، ج 102، بیروت 1403 / 1983، ص 2 ـ 165؛
ـ همو، مستدرک الوسائل، ج 3، تهران 1321؛
- Encyclopaedia Iranica, s.v. "Behār Al-Anwār" (by Etan Kohlberg).

حسن طارمی


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
7 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.