Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

علم غیب (آیت الله نمازی شاهرودی)

(889 مجموع کلمات موجود در متن)
(4300 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

«علم غیب»

آیت الله حاج شیخ علی نمازی شاهرودی



در اعتقادات شیعی یکی از فضایلی که برای پیامبر اکرم - صلی الله علیه وآله- و امامان پس از ایشان مطرح است دارا بودن علومی مخصوص از جانب خداوند متعال است که در ادبیات دینی از آن با عنوان علم غیب یاد می‌شود. این مساله که آیا این بزرگواران صاحب علم غیب بوده اند یا خیر، سوالی است که برای یافتن پاسخ آن می‌بایست به نصوص معتبر متقن یعنی قرآن و روایات معتبر صادر شده از معصومین – علیهم السلام- رجوع کرد. البته ممکن است در بررسی اولیه این متون با تعارضاتی روبرو شویم که حل آن‌ها نیازمند وا کاوی و دقت نظر بیشتر و حوصله‌ی علمی مناسب این قبیل مباحث است . عدم توجه به این نکته منجر به نتیجه‌گیری‌های شتابزده و ناصحیح می‌گردد. حقیقتا توقع رسیدن به جمع‌بتدی صحیح و مفید در یک بحث، با نگاه به تنها بخشی از یک آیه بدون توجه به عبارات قبل و بعد از آن و نیز بدون مرجعه به سایر آیات مرتبط با آن موضوع یا توجه نداشتن به روایت معتبر وارده در ذیل آن آیات ، انتظاری غیر واقع‌بینانه می‌باشد.
کتاب مذکور را می‌توان به سه بخش اصلی تقسیم نمود. در بخش نخست نویسنده‌ی محترم 23 شاهد از آیات قرآن را معرفی می‌کند که هر یک اثبات‌کننده‌ی علم غیب پیامبر خاتم و ائمه‌ی هدی – علیهم السلام – می‌باشد. برخی از این آیات عبارتند از: آیه 26 سوره‌ی جن، 179 آل‌عمران، 12 یس، 1-4 الرحمن، سوره‌ی قدر و... . در این میان نویسنده به توضیح مفهوم علم غیب و بیان وقایعی در تایید علم غیب امامان می‌پردازد. همچنین برخی استدلال‌های ائمه به این آیات برای اثبات علم غیب خویش را بیان می‌نماید و اثبات می‌کند که امام مبین که در بردارنده‌ی همه‌ی علوم موجود هست و در آیه‌ی 12 سوره‌ی یس از او یاد شده است همان امام معصوم منصوب از جانب خداوند متعال می‌باشد.
در بخش دوم با استفاده از روایات بیان می‌شود که تمامی علوم اعطا شده به انبیا علیهم السلام به خاتم الانبیا - صلی الله علیه وآله- واز ایشان به به ائمه هدی رسیده است و تمامی علومی که به خلق داده شده را ائمه اطهار – علیهم السلام – می‌دانند. وی در مقام شمارش و ذکر برخی از این علوم به این موارد اشاره می‌کند: 1- علم به آنچه شده و می‌شود وخواهد شد تا روز قیامت 2- جفر و علم به بلایا و منایا و فصل‌الخطاب و انساب 3- شناخت مومنین و منافقن 4- آگاهی از تمامی کائنات از طریق روح القدس 5- دانایی ایشان به تمامی زبان‌های گوناگون و نطق حیوانات 6- آگاهی امام از اعمال و احوال خلایق و... . در انتهای این بخش به این بحث می‌پردازد که لازمه‌ی حجت بر جمیع عوالم بودن، دانا و بینا و توانا بودن بر هر چیز است.
در بخش انتهایی آیاتی که برای نفی علم غیب پیامبر اکرم - صلی الله علیه وآله- و امامان- علیهم السلام- به آن‌‌ها استدلال می‌شود، مطرح شده و سپس به پاسخ‌گویی پرداخته شده است. آیه‌‌ی 66 نمل، 188 اعراف، 60 انعام و... از این جمله‌اند و در مجموع 10 آیه را بررسی کرده‌ است. نویسنده برای تبیین مطلب، دلایل مختلفی را بیان نموده است؛ به عنوان مثال، مراد برخی از این آیات را حمل بر نفی هرگونه علم ذاتی برای هر کسی جز خدا دانسته است و یا اینکه منظور از غیب، در اینجا قیامِ ‌رستاخیز است و به عنوان شاهد به بیان امیرالمومنین علیه‌السلام در نهج البلاغه اشاره می‌کند. برای بررسی هرچه جامع‌تر این دسته از آیات، به توضیحات بزرگان شیعه از قبیل شیخ طبرسی اشاره می‌کند و پس از ارائه‌ی آراء ایشان، نظر خود را گفته و البته این تذکر را هم می‌‌دهد که قرآن مشتمل بر آیات محکم و متشابه است واگر ظاهر یک آیه با بسیاری از آیات ونیز روایات قطعی الصدور در تعارض بود، چون ما به تمام قرآن ایمان داریم، لذا نسبت به آیات محکم کافر نمی‌شویم؛ و در مقابل آیات متشابه ضمن پذیرش اینکه این آیات نیز از جانب خداوند نازل شده‌اند، می‌گوییم علم این آیات نزد صاحبان علم قرآن است وما در مورد آنچه نمی‌دانیم موظف به سکوت هستیم. در ادامه به بررسی چند روایت مورد استدلال برای نفی علم غیب پیامبر اکرم - صلی الله علیه وآله- و امامان - علیهم السلام- می‌پردازد ودر آنجا توضیحاتی در مورد سند روایت‌ها و دلالت آن‌ها می‌دهد.
پس از این بحث آراء دانشمندان شیعه درباره‌ی علم غیب را ارائه می‌دهد. سپس در مقام پاسخ به چند سوال بر می‌آید، به عنوان مثال، با توجه به اینکه ائمه از همه چیز مطلع هستند پس چرا اقدام به دفع برخی شرور از خود نمی‌کردند؟ مثلا چرا غذای آغشته به سم را می‌خوردند ؟ در پاخ این سوال از توضیحات علامه مجلسی در «مرآة العقول» بهره می‌گیرد که خلاصه‌اش این است: « کسانی که از تقدیرات و آینده خبر ندارند، مکلف‌اند که از بلیات و آفات و محذورات و مهالک فرار کنند وخود را به مهلکه نیندازند. اما افرادی که از جمیع حوادث روزگار و سرنوشت اشرار و ابرار آگاهند، این تکلیف را ندارند. زیرا این‌ها اگر مکلف به فرار از حوادث باشند، نتیجه این می‌شود که هیچگاه با گرفتاری، مرض، مرگ و... روبرو نشوند و تقدیرات بر آن‌ها واقع نگردد.»


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
26 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.