Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

آیا معیار حق و باطل در دنیا مشخص نیست؟

(687 مجموع کلمات موجود در متن)
(4015 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

آیا معیار حق و باطل در دنیا مشخص نیست و تنها
« در قیامت حق واقعی به مرئی و منظر همگان خواهد رسید» ؟
نقد مطالب ارائه‌شده توسط آقای دکتر کدیور در شب 21 ماه مبارک رمضان سال 1386 در دبیرستان کوثر
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




       جناب آقای دکتر کدیور در جلسه ی پنجشنبه، 27 اردیبهشت 1386 در حسینیه ی ارشاد، نکاتی درباره ی سنت ابتلاء مطرح نمودند. در میان مباحث طرح شده، موضوعی جلب توجه می کرد که از سوی ایشان به عنوان «نکته ای بسیار زیبا» مورد تأکید قرار گرفت. این رویکرد با عنوان «رابطه ی تکثّرهای فرهنگی با سنت ابتلاء» معرفی گردید و پس از بیان توضیحات، نتیجه گیری زیر به عمل آمد:
«.... الی الله مرجعکم جمیعاً. خداوند مرجع همه ی شماست. در قیامت به شما خبر می دهد که حق چه کسی بود. کدام موضع، موضع حقی بود. بنابراین؛ .... [من] حق دارم دیگران را به راه خود بخوانم؛ آنها هم حق دارند. اما آنکه حق است، در قیامت، حق واقعی به مرئی و منظر همگان خواهد رسید. ....»
درباره ی این موضوع سخنان دیگری نیز وجود دارد که در این نوشتار به برخی از آن دیدگاهها اشاره می شود:
1. خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن مطالبی درباره ی حق و باطل مطرح کرده که فرع بر شناخت آن‌ها (حق و باطل) می‌باشد؛ به عبارت دیگر این بیانات قرآن تنها در صورتی قابل توضیح است که به این مبنا قایل باشیم که مصادیق مهمی از حق در دنیا قابل تشخیص اند؛ و معیارهای شناسایی آنها توسط خداوند متعال بوسیله ی فرستادگانش بیان گردیده است. اگر حق در دنیا در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و تنها «در قیامت به ما خبر می‌دهد که حق با چه کسی بود؟ کدام موضع، موضع حقی بود؟»، چرا قرآن کریم افرادی را با ویژگی آگاهی از حق یاد می‌کند؟ اگر معیاری جهت تشخیص حق در دنیا وجود ندارد، چرا خداوند متعال از پوشاندن حق با باطل، و نیز کتمان حق، نهی می‌کند؟بدیهی است در صورتی که حق در دنیا قابل تشخیص نباشد، نهی از کتمان حق و پوشاندن آن با باطل تکلیفی بیش از توان انسانها خواهد بود؛ و مدعیِ نامعلوم‌ بودن حق در دنیا، ناخواسته خدا را به این قبیح عقلی متهم کرده است.
کسی که ادعا می‌کند «هرکدام می‌گوییم من حقّم. آن دیگری هم می گوید من حقّم. هرکدام استدلال خود را می‌کنیم.» باید به این س‍ؤال پاسخ دهد که چرا قرآن تکذیب حق را نکوهش می‌کند؟ مگر (در مبنای فکری شما) حق در دنیا قابل تشخیص است تا خدا بتواند مکذّب آن را ملامت نماید؟ قرآن مجید نه تنها بر ادعای اینکه فقط «در آخرت حق مطلق آشکار می‌شود.» صحّه نمی‌گذارد؛ بلکه از روشن‌شدن حق (تَبَیُّن حق) در دنیا گزارش می‌دهد.
2. ارسال رسل و وجود شرایع نیز در جهت بیان حق و معرفی باطل و تمییز حق از باطل می‌باشد و لذا؛ فرع بر معلوم بودن حق و باطل در دنیا است. در غیر این صورت، همگی لغو و بیهوده خواهند بود و خدای متعال از هر لغوی منزّه است. توضیح آنکه، اگر قرار باشد با وجود ارائه ی بیّنه توسط رسول الهی همچنان مردم به حقانیت او مشکوک باشند، در این صورت چگونه می‌توان انتظار داشت مردم از کسی که به حقانیتش اطمینان ندارند، تبعیّت کنند؟ با این رویکرد، ارسال رسل چه خاصیتی خواهد داشت؟
3. اعطای ثواب و اِعمال عقاب نیز مبتنی بر قابل تشخیص‌ بودن حق و باطل در دنیاست؛ چرا که شناسایی حق باید ممکن باشد تا اگر شخص بر اساس آن عمل نمود از ثواب الهی بهره‌مند گردد و اگر از قبول حق استنکاف ورزید، عقاب او توجیه پذیر باشد. به دیگر سخن؛ اگر معیاری جهت شناسایی حق و باطل در دنیا وجود نداشته باشد، اعطای ثواب لغو و بی معنی خواهد بود. چون فردی که حق را نشناخته، چگونه شایستگی بهره‌ مندی از ثواب الهی را پیدا می‌کند؟ و همچنین؛ عقاب گنهکاران نیز مصداقی از عقاب بلا بیان می‌گردد. روشن است که این نتیجه گیری با عدالت خداوند در تعارض می باشد.
با آرزوی موفقیت


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
5 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.