Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

پاسخ به شبهه‌های احمد کاتب در موضوع احادیث دوازده امام (علیهم السلام) - قسمت 4

(8809 مجموع کلمات موجود در متن)
(3243 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

پاسخ به شبهه‌های احمد کاتب در موضوع احادیث دوازده امام (علیهم السلام)
قسمت چهارم

جواد جعفری (عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت)
فصلنامه مشرق موعود - شماره 9

برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید



چکیده:

یکی از دلایل اثبات تولد و وجود حضرت حجت بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف احادیثی است که شیعه و سنی به تواتر نقل کرده‌اند و در آنها پیامبر صلی الله علیه و آله به دوازده نفر بودن جانشینان خود تصریح کرده‌ است. این احادیث به اختصار احادیث دوازده امام (خلیفه) نامید می‌شود. البته برخی احادیث اهل تسنن و اکثر روایات شیعه علاوه بر بیان تعداد جانشینان به اسامی، صفات و ویژگی آنان نیز پرداخته‌اند. از مهم‌ترین نکاتی که در این روایات آمده معرفی قائم دوازده جانشین و خبر از غیبت ایشان است و این که پدر و جدّ او چه کسانی هستند. این احادیث به دو گونه به تولد و وجود حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت می‌کند. یکی به صورت عام یعنی استدلال به همان عدد دوازده که مورد اتفاق شیعه و سنی است. و دیگری با متن یعنی استدلال به اسامی، صفات و مشخصاتی که در متن روایات آمده و امام دوازدهم را که همان قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است، مشخص و معین کرده است.

احمد الکاتب که در پی انکار وجود حضرت حجت بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف است شبهاتی را در مورد احادیث دوازده امام علیهم السلام مطرح کرده است. برخی از شبه‌های وی را در دو شماره قبل بررسی کردیم در این شماره نیز برخی دیگر را پی می‌گیریم.

خلاصه شبه‌ها:

1. بزرگان شیعه، در اعتقاد به دوازده امام بر کتاب سلیم بن قیس اعتماد کرده‌اند.

2. کتاب سلیم را دو راوی ضعیف نقل کرده‌اند.

3. شیخ مفید کتاب سلیم را تضعیف کرده است.

4. اشکال‌های زیدیه بر احادیث دوازده امام علیهم السلام.

5. احادیث دوازده امام علیهم السلام دلالتی بر فرزند امام حسن عسکری علیه السلام ندارد.

خلاصه پاسخ‌ها:

1. این ادعا هم خلاف واقع است. زیرا بزرگان شیعه نود در صد روایت دوازده امام را از راه غیر سلیم نقل کرده‌اند.

2. مؤلفان شیعه بیش از سی طریق به سلیم دارند که این دو نفر تنها در سه طریق واقعند. لذا نقلشان اثری ندارند.

3. این براشت غلطی از کلام ایشان است. شیخ مفید در مقام هشدار به مردم عادی است نه تضعیف اصطلاحی.

4. شیخ صدوق همه اشکال‌های زیدیه را پاسخ داده است. اما نویسنده هیچ اشاره‌ای به آنها نکرده است.

این احادیث به دو گونه بر فرزند امام حسن عسکری علیه السلام دلالت دارد. یکی به عموم دیگری به متن.

کلید واژه‌ها:

احادیث دوازده امام علیهم السلام، شبهه‌های احمد الکاتب ، تولد و وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، شبهه در امامت، شبهه‌های مهدوی.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً. [1]

اللهم اهدنا لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدى من تشاء إلى صراط مستقیم و اجعلنا هداة مهتدین و صل على نبیک و حبیبک محمد المصطفى و عترته الأئمة النجباء الهادین إلى الدین القویم و سلم تسلیما.

شبهه: کتاب سلیم بن قیس، ریشه اعتقاد به انحصار تعدد امامان است.

متن کتاب: و قد ذکر المورخ الشیعی المسعودی (توفی سنة 345ﻫ) فی التنبیه و الإشراف: إن أصل القول فی حصر عدد الأئمة باثنی عشر ما ذکره سلیم بن قیس الهلالی فی کتابه. و کان کتاب سلیم قد ظهر فی بدایة القرن الرابع الهجری و تضمّن قائمة بأسماء الأئمة الإثنی عشر التی یقول عنها: إنها معروفة منذ عهد رسول الله و أنه هو الذی قد أعلنها من قبل. و أدی ظهور هذا الکتاب إلی تکوّن الفرقة الإثنی عشریة فی القرن الرابع الهجریّ ثم بدأ الرواة یختلقون الروایات شیئاً فشیئاً. و لم یذکر الکلینی فی الکافی سوی سبع عشرة روایة ثم جاء الصدوق بعده بخمسین عاماً لیزیدها الی بضع و ثلاثین روایة ثم یأتی تلمیذه الخزاز لیجعلها مائتی روایة.

خلاصه شبهه: نویسنده کلام مسعودی را درباره حصر تعداد امامان در دوازده که مستند به کتاب سلیم دانسته است آورده و مدعی شده این کتاب در قرن چهارم پیدا شده و پیدایش این کتاب موجب شکل گیری فرقه دوازده امامی شده است. سپس راویان کم کم دست به جعل حدیث زدند و با گذشت زمان، تعداد روایات دوازده امام افزون گردیده است.

پاسخ: متن کتاب التنبیه و الإشراف مسعودی چنین است: و القطعیة بالإمامة الاثنا عشریة منهم الذین أصلهم فی حصر العدد ما ذکره سلیم بن قیس الهلالی فی کتابه، الذی رواه عنه أبان بن أبی عیاش أن النبی صلی الله علیه و آله قال لأمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام: أنت و اثنا عشر من ولدک أئمة الحق. و لم یرو هذا الخبر غیر سلیم بن قیس و أن إمامهم المنتظر ظهوره فی وقتنا هذا المؤرخ به کتابنا: محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضوان الله علیهم أجمعین ... إنما سموا القطیعة لقطعهم علی وفاة موسی بن جعفر علیهما السلام و ترکهم الوقوف علیه. [2]

قبل از پرداختن به معنای کلام مسعودی، لازم است چنان که در سابق اشاره کردیم به نکته‌ای در کلام وی که ادعای قبلی نویسنده را رد می‌کند توجه نماییم و آن این که نویسنده مدعی بود در زمان مرحوم کلینی عدد امامان اختلافی بوده و گروهی به دوازده و گروهی به سیزده اعتقاد داشتند. در حالی که مسعودی که هم عصر مرحوم کلینی است روایت موهم سیزده امام را نقل کرده و هرگز سیزده امام را برداشت نکرده است و در شمارش نام امامان همان دوازده نفر را اسم می‌برد و اساسا این روایت را ریشه اعتقاد به دوازده امام می‌داند نه سیزده امام و اگر اختلافی در میان بود حتما متذکر می‌شد زیرا وی در مقام شمارش فرقه‌های مختلف شیعه است. و این گویای واهی بودن ادعای نویسنده است.

حال به معنای کلام مسعودی می‌پردازیم زیرا منظور وی از «اصل» در عبارت «أصلهم فی حصر العدد ما ذکره سلیم بن قیس الهلالی فی کتابه» روشن نیست. احتمال اول این است که اصل را به معنای اصطلاحی آن که کتاب‌های مرجع شیعه است، گرفته باشد یعنی کتاب‌ها و رساله‌هایی که اصحاب ائمه علیهم السلام در آن روایاتی را که می‌شنیدند به رشته تحریر در می‌آوردند و منظورش این باشد که کتاب سلیم بن قیس (متوفی 76 هجری) قدیمی‌ترین و با سابقه‌ترین کتاب برجای مانده از اصحاب ائمه علیهم السلام است که تصریح به دوازده امام دارد، اگر منظور این باشد، مطلبی صحیح و موافق کلمات علمای شیعه است [3] و ثابت می‌کند این حقیقت، برای اولین بار توسط خود پیامبر صلی الله علیه و آله بیان شده و از آن زمان مطرح بوده است در نتیجه حقانیت مذهب امامیه ثابت می‌شود. البته چنان که در اول این نوشتار آوردیم سلیم روایات فراوانی را از پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام که بر حصر عدد امامان دلالت می‌کند در کتابش نقل کرده و معلوم است که منظور مسعودی از «ما ذکره سلیم» یک روایت نیست بلکه جان کلام و ما حصل روایات موجود در آن کتاب را به صورت یک جمله نقل کرده است.

احتمال دوم این است که اصل را به معنای ریشه این عقیده گرفته باشد، یعنی منبع و سر چشمه حصر عدد امامان در دوازده، تنها روایت سلیم است و هر کس دیگری این مطلب را گفته از وی گرفته است و اسناد همه روایات در نهایت به او ختم می‌شود. هیچ کس دیگری این روایات را مستقیم از پیامبر صلی الله علیه و آله یا امیر المؤمنین علیه السلام روایت نکرده است. اگر منظورش این باشد، سخنی غیر واقعی و غیر قابل پذیرش است. زیرا چنان که در سابق نیز گفتیم احادیث دوازده امام منحصر به روایات سلیم (از صحابه امیر المؤمنین علیه السلام) نیست و از طریق راویان فراوانی نقل شده است. بعضی‌ از راویان، این احادیث را از امامان علیهم السلام نقل کرده‌اند و بعضی دیگر حتی از لحاظ تاریخی مقدم بر سلیم و از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله هستند و از پیامبر صلی الله علیه و آله و امیر المؤمنین علیه السلام نقل کرده‌اند. هر چند نزد شیعه، روایت پیامبر صلی الله علیه و آله یا امام علی علیه السلام هیچ فرقی با امامان علیهم السلام دیگر ندارد اما برای آن که معلوم شود از نظر قدمت تاریخی نیز سلیم تنها راوی روایات دوازده امام نیست و ریشه احادیث تنها به وی نمی‌رسد در ذیل به نام بعضی از راویانی که مقدم بر سلیم هستند اشاره می‌کنیم:

1. أبوالطفیل؛[4]

عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن أبیه عن عبد الله بن القاسم عن حنان بن السراج عن داود بن سلیمان الکسائی عن أبی الطفیل قال: شهدت جنازة أبی‌‌بکر یوم مات و شهدت عمر حین بویع و علیّ علیه السلام جالس ناحیة فأقبل غلام یهودی ... فأجابه أمیر المؤمنین علیه السلام فقال له: أخبرنی عن الثلاث الاخر، أخبرنی عن محمّد صلی الله علیه و آله کم له من إمام عدل؟ ... فقال: یا هارونی إن لمحمّد صلی الله علیه و آله اثنی عشر إمام عدل، لا یضرهم خذلان من خذلهم و لا یستوحشون بخلاف من خالفهم و إنهم فی الدین أرسب من الجبال الرواسی فی الأرض.[5]

2. أبو سعید خدری؛

محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن مسعدة بن زیاد عن أبی عبد الله و محمد بن الحسین عن إبراهیم عن أبی یحیی المدائنی عن أبی هارون العبدی عن أبی سعید الخدری قال: کنت حاضرا لما هلک أبوبکر و استخلف عمر أقبل یهودی من عظماء یهود یثرب و تزعم یهود المدینة أنه أعلم أهل زمانه ... ثم قال له الیهودی: أخبرنی عن هذه الأمة کم لها من إمام هدی؟ ... فقال له أمیر المؤمنین علیه السلام إن لهذه الأمة اثنی عشر إمام هدی.[6]

3. عبدالله بن عمر؛

حدثنا أبو الحارث عبد الله بن عبد الملک بن سهل الطبرانی قال: حدثنا محمد بن المثنی البغدادی قال: حدثنا محمد بن إسماعیل الرقی قال: حدثنا موسی بن عیسی بن عبد الرحمن قال: حدثنا هشام بن عبد الله الدستوائی قال: حدثنا علی بن محمد عن عمرو بن شمر عن جابر بن یزید الجعفی عن محمد بن علی الباقر عن سالم بن عبد الله بن عمر عن أبیه عبدالله بن عمر بن الخطاب قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إن الله عز وجل أوحی إلی لیلة أسری بی: ... یا محمد أ تحب أن تراهم؟ فقلت: نعم. فقال: تقدم أمامک. فتقدمت أمامی فإذا علی بن أبی طالب و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجة القائم کأنه الکوکب الدری فی وسطهم. فقلت: یا رب من هؤلاء؟ قال: هؤلاء الأئمة. [7]

4. عمر بن أبی سلمة؛

أخبرنا أبو العباس أحمد بن محمد بن سعید بن عقدة الکوفی، قال: حدثنا محمد بن المفضل بن إبراهیم بن قیس بن رمانة الأشعری من کتابه، قال: حدثنا إبراهیم بن مهزم، قال: حدثنا خاقان بن سلیمان الخزاز، عن إبراهیم بن أبی یحیی المدنی، عن أبی هارون العبدی، عن عمر بن أبی سلمة ربیب رسول الله صلی الله علیه و آله و عن أبی الطفیل عامر بن واثلة قال: قالا: شهدنا الصلاة علی أبی بکر حین مات، فبین ما نحن قعود حول عمر و قد بویع إذ جاءه فتی یهودی من یهود المدینة کان أبوه عالم الیهود بالمدینة، و هم یزعمون أنه من ولد هارون ... فقال: علیّ علیه السلام: یا یهودی، لهذه الأمة اثنا عشر إماما مهدیا کلهم هاد مهدی لا یضرهم خذلان من خذلهم.[8]

5. إبن عباس؛

حدثنا الحسین بن أحمد بن إدریس رضی الله عنه قال: حدثنا أبی قال: حدثنا أبو سعید سهل بن زیاد الآدمی الرازی قال: حدثنا محمد بن آدم الشیبانی عن أبیه أدم بن أبی إیاس قال: حدثنا المبارک بن فضالة عن وهب بن منبه رفعه عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لما عرج بی إلی ربّی جلّ جلاله ... فإذا منادیا ینادی: ارفع یا محمّد رأسک و سلنی أعطک. فقلت: إلهی أجمع أمتی من بعدی علی ولایة علی بن أبی طالب لیردوا جمیعا علی حوضی یوم القیامة. فأوحی الله تعالی إلیّ: یا محمّد إنی قد قضیت فی عبادی قبل أن أخلقهم ... و قد جعلت له هذه الفضیلة و أعطیتک أن أخرج من صلبه أحد عشر مهدیا کلهم من ذریتک من البکر البتول و آخر رجل منهم یصلی خلفه عیسی بن مریم.[9]

6. جابر بن عبد الله الأنصاری؛

حدثنا غیر واحد من أصحابنا قالوا : حدثنا محمد بن همام ، عن جعفر بن محمد بن مالک الفرازی قال : حدثنی الحسن بن محمد بن سماعة ، عن أحمد بن الحارث قال : حدثنی المفضل بن عمر ، عن یونس بن ظبیان ، عن جابر بن یزید الجعفی قال : سمعت جابر بن عبد الله الأنصاری یقول : لما أنزل الله عز وجل علی نبیه محمد صلی الله علیه وآله " یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله وأطیعوا الرسول وأولی الأمر منکم " قلت " یا رسول الله عرفنا الله ورسوله ، فمن أولو الامر الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک ؟ فقال علیه السلام : هم خلفائی یا جابر ، وأئمة المسلمین من بعدی أولهم علی بن أبی طالب ، ثم الحسن والحسین ، ثم علی بن الحسین ، ثم محمد بن علی المعروف فی التوراة بالباقر ، و ستدرکه یا جابر ، فإذا لقیته فأقرئه منی السلام ، ثم الصادق جعفر بن محمد ، ثم موسی ابن جعفر ، ثم علی بن موسی ، ثم محمد بن علی ، ثم علی بن محمد ، ثم الحسن بن علی ، ثم سمیی وکنیی حجة الله فی أرضه ، وبقیته فی عباده ابن الحسن بن علی ، ذاک الذی یفتح الله تعالی ذکره علی یدیه مشارق الأرض ومغاربها.[10]

7. عبد الرحمن بن سمرة؛

حدثنا محمد بن علی ماجیلویه رضی الله عنه قال: حدثنی عمی محمد بن أبی القاسم عن محمد بن علی الصیرفی الکوفی عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر عن جابر بن یزید الجعفی عن سعید بن المسیب عن عبد الرحمن بن سمرة قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لعن المجادلون فی دین الله علی لسان سبعین نبیا ... قال عبد الرحمن بن سمرة: فقلت: یا رسول الله أرشدنی إلی النجاة. فقال: یا ابن سمرة إذا اختلف الأهواء و تفرقت الآراء فعلیک بعلی بن أبی طالب فإنه إمام أمتی و خلیفتی علیهم من بعدی ... و إن منه إمامی أمتی و سیدی شباب أهل الجنة الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین تاسعهم قائم أمتی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما.[11]

توجه به یک نکته نیز مطلب را روشن‌تر می‌کند و آن این که: چون مسعودی، مورخ است سخن ایشان در تاریخ و قدمت کتاب می‌تواند معتبر باشد. اما در علم حدیث و این ‌که در یک موضوع چه احادیثی وجود دارد و چه کسانی آن را نقل کرده‌اند و از چند طریق به ما رسیده، طبیعی است که خارج از تخصص وی بوده و حرف ایشان نمی‌تواند ملاک باشد. علاوه که شیعه بودن ایشان نیز نزد محققان مردود است[12] و این نیز دلیل مضاعفی بر کم اطلاعی ایشان از کم و کیف اسناد و احادیث این مذهب است و سخن ایشان را سست‌تر می‌کند. جا داشت نویسنده به این نکته اشاره می‌کرد و با المورخ الشیعی گفتن شیعی بودن ایشان را قطعی نمی‌گرفت. تذکر این نکته نیز جا دارد که اگر کسی شیعه بودن وی را نیز بپذیرد معنای اعم آن را در نظر گرفته که به معنای دوست داشتن و محبت به اهل‌بیت علیهم السلام است نه معنای خاص آن که اعتقاد به دوازده امام است. اما لقب شیعه دادن به ایشان در این زمان موهم دوازده امامی بودن ایشان است و این به دور از محققانه سخن گفتن است.

پس سخن مسعودی که نه متکلم امامیه است و نه محدث آن و نه حتی معتقد به این مذهب، نمی‌تواند اساس استدلال واقع شود.

در ادامه نویسنده مدعی می‌شود: کتاب سلیم در اول قرن چهارم هجری قمری پیدا شده است. بر خوانندگان فهیم روشن است که این سخن، مغالطه‌ای فریب کارانه است. زیرا بزرگان شیعه مانند مرحوم کلینی، نعمانی و شیخ صدوق در اثبات حصر دوازده امام، به روایات سلیم که هر راوی از استاد خود شنیده و برای شاگردش نقل کرده، استناد کرده‌اند و بدون واسطه و مستقیم به کتاب سلیم استناد نکرده‌اند تا لازم آید از زمان پیدایش کتاب سلیم، بحث شود.

از این مغالطه که براستی از شأن یک محقق به دور است بگذریم، عبارت «قد ظهر» کلامی دو پهلو است و معلوم نیست منظورش از ظهور، نوشته شدن و به وجود آمدن کتاب سلیم است یا پیدا شدن نسخه‌ای از آنچه قبلا نوشته شده است.

باز، چنان که انتظار می‌رفت مانند موارد متعدد دیگر، هیچ دلیل و مدرکی برای ادعای خویش اقامه نمی‌کند و معلوم نیست چگونه و از کجا به این نتیجه رسیده است و کدام کتاب این مطلب را آوره است که کتاب سلیم در قرن چهارم پیدا شده است و باز جا دارد پرسیده شود آیا ضروری نیست نویسنده، منبع سخن خویش را بیان کند و مستدل و مستند سخن بگوید؟

به هر حال اگر منظور وی از ظهور کتاب در قرن چهارم این باشد که چنین شخصی و روایات و کتابش قبل از این تاریخ وجود نداشته است. روشن است که ادعای باطلی است. زیرا: الف) نویسندگانی که قبل از قرن چهارم می‌زیستند از سلیم نقل روایت کرده‌اند و این نقل‌ها وجود این شخص و روایاتش را در آن زمان‌ها نشان می‌دهد که به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

1. المصنف، عبد الرزاق الصنعانی (متوفی211): أخبرنا عبد الرزاق عن معمر (بن راشد بصری ازدی متوفی152) عن أبان عن سلیم بن قیس الحنظلی [13] قال : خطب عمر فقال : ...[14]

2. مختصر إثبات الرجعة، أبومحمد فضل بن شاذان بن خلیل أزدی نیشابوری (متوفی260 ه‍(: حدثنا محمد بن إسماعیل بن بزیع رضی الله عنه قال: حدثنا حماد بن عیسی قال: حدثنا إبراهیم بن عمر الیمانی قال: حدثنا أبان بن أبی عیاش قال: حدثنا سلیم بن قیس الهلالی قال: قلت لأمیر المؤمنین علیه السلام: ... (یکی از احادیثی که نام دوازده امام در آن آمده است).[15]

3. بصائر الدرجات، محمد بن الحسن الصفار (متوفی290): حدثنا محمد بن الحسین عن محمد بن أسلم عن ابن أذینة عن أبان بن أبی عیاش عن سلیم بن قیس قال قال أمیر المؤمنین علیه السلام ...[16]

4. بصائر الدرجات: حدثنا محمد بن الحسین عن محمد بن أسلم عن ابن أذینة عن ابان عن سلیم بن قیس عن أمیر المؤمنین علیه السلام ... [17]

5. أخبار الدولة العباسیة، مؤلف مجهول (ق3): عبد الله بن زاهر الکوفی عن محمد بن أبی عمیر عن عمر بن أذینة عن أبان بن أبی عیاش عن سلیم بن قیس الهلالی: أن معاویة لما ورد المدینة حاجا...[18]

6. مناقب الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام، محمد بن سلیمان الکوفی زیدی (قرن 3)[19]: حدثنا أبو أحمد قال: حدثنا عبید قال: حدثنا محمد بن عمر بن أبی مسلم قال: حدثنا عبد القدوس بن إبراهیم بن مرداس قال: أخبرنا محمد بن عبد الرحمان بن أذینة عن أبان بن أبی عیاش عن سلیم بن قیس الهلالی: عن سلمان قال: لما ثقل رسول الله صلی الله علیه و آله دخلنا علیه ...[20]

7. کتاب الزهد، حسین بن سعید کوفی (از اصحاب امام رضا علیه السلام): عثمان بن عیسی عن عمر بن أذینة عن سلیمان [21] بن قیس قال : سمعت أمیر المؤمنین علیه السلام یقول: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان الله حرم الجنة علی کل فحاش ...[22]

ب) نویسندگان شیعه، به روایات سلیم سند دارند و با واسطه از وی نقل روایت کرده‌اند.[23] یعنی روایات سلیم را اساتید آنها از اساتید خود نقل کرده‌اند حال اگر این احادیث در قرن چهارم نوشته شده باشد این نقل‌ها و سندها چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این سندها نشان می‌دهد این روایات در دوران سابق موجود بوده و از طریق اساتید و راویان به آنها رسیده است.

ج) بیان مسعودی (متوفی 345) نیز ادعای نویسنده را رد می‌کند. زیرا اگر کتاب سلیم در قرن چهارم به وجود می‌آمد، هم عرض کتاب کافی و متأخر از کتاب محاسن، بصائر الدرجات و ... می‌شد. با این حساب معنا نداشت مسعودی اهل تاریخ، اصل در دوازده امام را کتاب سلیم بداند و کتاب‌های پیشین را که به این مطلب پرداخته‌اند نادیده بگیرد.

د) مرحوم نعمانی نیز می‌گوید تمام شیعیان آن را از کتاب‌های قدیمی می‌داند: و لیس بین جمیع الشیعة ممن حمل العلم و رواه عن الأئمة علیهم السلام خلاف فی أن کتاب سلیم بن قیس الهلالی أصل من أکبر کتب الأصول ... و أقدمها.[24]

ه‍( سخن ابن ندیم بغدادی (متوفی 438) صاحب الفهرست نیز که از اهل تسنن است سخن نویسنده را رد می‌کند وی می‌گوید: أول کتاب ظهر للشیعة، کتاب سلیم بن قیس الهلالی.[25] اگر این کتاب در قرن چهارم نوشته شده باشد چگونه ممکن است کتاب شناسی مانند ایشان، با آگاهیی که از کتاب‌های قدیمی‌تر دارد[26]، چنین قضاوتی نماید؟

و) مرحوم نجاشی (متوفی 450) در اول کتاب رجالش، می‌آورد: أنا أذکر المتقدمین فی التصنیف من سلفنا الصالح، و هی أسماء قلیلة. [27] و نفر چهارم از سلیم نام می‌برد.[28] این نشان از اعتقاد ایشان به قدیمی بودن کتاب سلیم دارد و دلیل دیگری بر رد ادعای نویسنده است.

ز) قاضی بدر الدین سبکی (متوفی 769) نیز در محاسن الوسائل فی معرفة الأوائل چنین گفته: أن أول کتاب صنف للشیعة هو کتاب سلیم بن قیس الهلالی. [29]

ﻫ) خیر الدین الزرکلی (متوفی 1410) از کتاب شناسان اهل تسنن پا را فراتر نهاده و سلیم را نه تنها در میان شیعیان که در جهان اسلام از اولین‌ نویسندگان بیان کرده و می‌گوید: سلیم بن قیس الهلالی العامری الکوفی من أوائل المصنفین فی الاسلام.[30] حال چگونه ممکن است که ایشان برای نویسنده یک کتاب در قرن چهارم، این ادعا را بنماید.

با توجه به این دلایل، روشن است، منظور از ظهور نمی‌تواند به وجود آمدن کتاب یا روایات سلیم در قرن چهارم باشد.

اما اگر منظور نویسنده از ظهور، پیدا شدن نسخه‌ای از کتاب سلیم در قرن چهارم است یعنی این کتاب متعلق به قرن اول است و در آن زمان موجود بوده و بعد، مدتی مفقود شده و در قرن چهارم دوباره پیدا شده است. گوییم اولا این صرف یک ادعا است که بدون هیچ گونه سندی مدعی آن شده است. هیچ مدرکی نیست که چنین چیزی را ثابت کند و هیچ یک از منابع کتاب‌ شناسی، اشاره‌ای به گم یا پیدا شدن این کتاب نکرده‌اند.

ثانیا اگر این مطلب صحیح هم باشد، در بحث ما تأثیری ندارد. زیرا چنان که گفتیم این اشکال در صورتی جا داشت که مرحوم کلینی، مرحوم نعمانی، شیخ صدوق یا دیگران مستقیم از این کتاب نقل می‌کردند. آن وقت، امکان داشت کسی بگوید از کجا معلوم این نسخه پیدا شده که مورد استفاده اینها قرار گرفته، همان کتاب سلیم است که در قرن اول بوده و به محضر امامان علیهم السلام عرضه شده و مورد تایید آنان قرار گرفته است. در حالی که چنین نیست و مؤلفان بزرگ شیعه از طریق مشایخ و اساتید خود روایات سلیم را نقل کرده‌اند و پیدا شدن این کتاب در قرن چهارم یا موجود بودن آن در همه زمان‌ها، تأثیری در نقل آنها نداشته است و آنان آنچه را از اساتید خود شنیده‌اند نقل کرده‌اند و با کتاب موجود، قدیمی باشد یا جدید، کاری نداشته‌اند.


برای گرفتن نسخه‌ی PDF و خواندن ادامه مقاله لطفاً اینجا را کلیک کنید

[1] . نساء، آیه 59

[2] . مسعودی، تنبیه و إشراف، ص 198.

[3] . الف) محمد بن إبراهیم نعمانی، کتاب الغیبة، ص 103: کتاب سلیم بن قیس الهلالی أصل من أکبر کتب الأصول التی رواها أهل العلم و من حملة حدیث أهل البیت علیهم السلام و أقدمها، لأن جمیع ما اشتمل علیه هذا الأصل إنما هو عن رسول الله صلی الله علیه و آله و أمیر المؤمنین علیه السلام و المقداد و سلمان الفارسی و أبی‌ذر و من جری مجراهم ممن شهد رسول الله صلی الله علیه و آله و أمیرالمؤمنین علیه السلام و سمع منهما، و هو من الأصول التی ترجع الشیعة إلیها و یعول علیها.

ب) آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج 2، ص 152: شماره 590: أصل سلیم بن قیس الهلالی أبی‌صادق العامری الکوفی التابعی.

[4] . وی از کسانی است که هنگام عرضه کتاب سلیم به امام چهارم علیه السلام در آن جا حضور داشته است. حسن بن سلیمان حلی، مختصر بصائر الدرجات، ص 40: کتاب سلیم بن قیس الهلالی رحمة الله علیه الذی رواه عنه أبان ابن أبی عیاش و قراه جمیعه علی سیدنا علی بن الحسین علیهما السلام بحضور جماعة أعیان من الصحابة منهم أبو الطفیل فأقره علیه زین العابدین علیه السلام و قال علیه السلام: هذه أحادیثنا صحیحة.

[5] . کافی، ج 1 ، ص 529، ح5.

[6] . کافی، ج 1، ص 531، ح8.

[7] . محمد بن إبراهیم نعمانی، کتاب الغیبة، ص 94، ح24.

[8] . محمد بن إبراهیم نعمانی، کتاب الغیبة، ص 97، ح29.

[9] . شیخ صدوق، کمال الدین وتمام النعمة، ص 250، ح1.

[10] . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ص 253، ح3.

[11] . شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ص 256، ح 1.

[12] . سید محمد جواد شبیری زنجانی بحثی دقیق در مورد مذهب مسعودی دارد و نتیجه می‌گیرد وی قطعا سنی است. ر. ک. مجله انتظار، ش4، تابستان1381، ص219؛ همچنین عبدالله الصاوی در مقدمه اخبار الزمان مسعودی، وی را معتزلی شافعی معرفی می‌کند. علامه شوشتری نیز در قاموس الرجال ج7 ص434 عامی بودن او را ترجیح می‌دهد.

[13] . حبیب الرحمن اعظمی (تحقیق کننده المصنف): عندی هو سلیم بن قیس العامری، ذکره ابن أبی حاتم مرة منسوبا إلی أبیه، و أخری غیر منسوب، و ذکره البخاری أیضا غیر منسوب إلی أبیه و نسبه عامریا. البته با این طریق روایات متعددی را مرحوم نعمانی نقل می‌کند و شکی باقی نمی‌ماند که این طریق وی به کتاب سلیم است.

[14] . عبد الرزاق الصنعانی، المصنف، ج11، ص360، ح20743

[15] . سید باسم موسوی، مجلة تراثنا، مؤسسة آل البیت، ش 15، ص 201، ح1

[16] . محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص 47، ح6

[17] . محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص218، ح3

[18] . أخبار الدولة العباسیة، ص 45

[19] . مناقب الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام، ج1، ص13: قال ابن أبی الرجال فی مطلع البدور: کان محمد بن سلیمان رحمه الله خرج مع علی بن زید الزیدی (علی بن زید بن الحسین بن عیسی بن زید بن الإمام زین العابدین علیه السلام ثار فی وجوه الطغاة فی أیام المهتدی العباسی سنة: 255)

[20] . محمد بن سلیمان الکوفی زیدی، مناقب الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام، ج 2، ص 171، ح650

[21] . از سند معلوم است که سلیمان تصحیف سلیم است.

[22] . حسین بن سعید کوفی، کتاب الزهد، ص 7، ح12

[23] . این سندها و طریق‌ها در ادامه بیان می‌شود.

[24] . محمد بن إبراهیم النعمانی، کتاب الغیبة، ص 103.

[25] . فهرست ابن ندیم، ابن ندیم بغدادی، ص 275.

[26] . مثلا ایشان (فهرست ابن الندیم، ص 276) کتاب محاسن برقی را ذکر کرده است: أبو عبد الله محمد بن خالد البرقی القمی، من أصحاب الرضا علیه السلام. و من بعده، و صحب ابنه أبا جعفر. و قیل کان یکنی أبا الحسن. و له من الکتب، کتاب العویص، کتاب التبصرة، کتاب المحاسن، کتاب الرجال. فیه ذکر من روی عن أمیر المؤمنین علیه السلام. … قرئت بخط أبی علی بن همام قال: کتاب المحاسن للبرقی یحتوی علی نیف و سبعین کتابا، و یقال علی ثمانین کتابا. و کانت هذه الکتب عند أبی علی بن همام … ابنه أحمد بن أبی عبد الله محمد بن خالد البرقی. و له من الکتب: کتاب الاحتجاج، کتاب السفر، کتاب البلدان أکبر من کتاب أبیه .

[27] . رجال النجاشی، ص 3.

[28] . رجال نجاشی، ص 8

[29] . آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج 2، ص 153.

[30] . خیر الدین الزرکلی، الأعلام، ج 3، ص 119.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
2 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.