تاملی در کتاب «مکتب در فرآیند تکامل» (محمود هدایتافزا)(650 مجموع کلمات موجود در متن) (448 بار مطالعه شده است) 
تاملی در کتاب «مکتب در فرآیند تکامل»
محمود هدایتافزا
کتاب ماه دین - سال دوازدهم، شماره 22 (پیاپی 142)، مرداد 1388
برای گرفتن نسخهی متن کامل مقاله به قالب PDF لطفاً
اینجا
را کلیک کنید.
چکیده
آقای محمود هدایتافزا در این نوشتار به بررسی و ارائهی نقدی پیرامون مقدمهی کتاب «مکتب در فرآیند تکامل» میپردازد. ایشان در چهار عنوان ایرادات خود به بخشهای مختلف بیان شده در مقدمه را بیان کرده و تعدادی از مستندات مخالف با نظر آقای مدرسی در آن موارد را به عنوان مثال ذکر کردهاست.
در مقدمهی اولین موضوعی که آقای هدایتافزا مطرح کردهاند، ایشان تذکر دادهاست که با اینکه آقای مدرسی خود وهابیت را از دشمنان اصلی اعتقادات شیعی معرفی کردهاند، اما در استدلالها و ایرادگیری به کلام، از شبهات آنان استفاده کرده و گویی تعدادی از آنها را به عنوان مبنای بررسی خود قرار دادهاند. در ادامهی بخش اول ایشان به شدت با عبارت «نظریهی عصمت ائمه که در همین دوره به وسیلهی هشام بن الحکم پیشنهاد گردید» به مخالفت برخواسته و روایات و نقلهای تاریخی چه از شیعه و چه از اهل سنت ارائه کردهاست که نشان دهد موضوع عصمت از زمان خود پیغمبر و برای خود ایشان و جانشینانشان طرح شده، نه اینکه ساختهی یکی از اصحاب باشد. پس از پاسخ به این مسئله، به شبههی دیگری که در همین فضا مطرح شده میپردازد و ایراد تراشی به اوصاف خاص بیان شده برای ائمه، تحت عنوان «ابداعات غالیان و مفوضه» از سوی کتاب را به چالش میکشد. ایشان مجدداً استدلال میکنند که این علم (و قدرت) خدادادی است و امام را هممرتبهی خدا قرار نمیدهد و ثانیاً گزارشهای بسیاری که تایید کنندهی وجود چنین علم اعطایی وسیعی باشد ارائه کردهاند.
دومین موضوعی که از مقدمهی کتاب به چالش کشیده شده است، بحث دربارهی نحوهی نقل روایت و سادهاندیشی راویان است. آقای مدرسی در کتاب خود روش راویان احادیث را عموماً غیر علمی و توام با سادهاندیشی دانستهاند؛ حال آنکه آقای هدایتافزا بیان کردهاند که در طول دورههای مختلف تاریخی چه از نظر سندی و چه از نظر دلالت علما روشهای گوناگونی را استفاده میکردند و اصلاً اینگونه نبوده که بدون توجه به هیچ معیاری حدیث نقل کنند. سپس در ادامه ایشان این اعتراض را بیشتر متوجه خود کتاب مکتب در فرآیند تکامل میدانند که به سادگی بسیاری از وقایع قرن اول را رها کردهاند و بدون ذکر فواید آنها در تایید اعتقادات شیعی، به مسایل قرنهای بعدی پرداختهاند. عدم پرداختن کافی به موضوع غدیر خم، ظلمهای به امیرالمومنین و زهرای مرضیه علیهما السلام، صلح امام حسن علیهالسلام و ابعاد گستردهی جنایت واقع شده در صحرای کربلا از نمونهی این بی توجهیها است.
باز بودن باب اجتهاد و استفادهی از این عنوان از سوی کتاب مکتب در فرآیند تکامل سومین موضوعی است که در این مقاله مورد نقد واقع شده است. مبنای گفتار کتاب در این قسمت بر پایهی دو حدیث متفق بین فریقین است که آقای هدایت افزا پس از تشکر از نویسنده بهخاطر انتخاب بهجای این دو حدیث، بیان کردهاند که معنای ارائه شده برای این احادیث در کتاب صحیح نیست. ایشان تبیین میکنند که معنای این دو روایت ربطی به دو نوع جامعه از نظر فقهی و عملی ندارد، بلکه میگوید در هر زمان مصادیق تامی از علما هستند (ائمه علیهم السلام و شیعیان خلّص ایشان) و در همان زمان هم گروهی از دستهی دوم.
در انتها آقای هدایت افزا به شکل بسیار مختصر به ادعای نویسندهی کتاب مکتب در فرآیند تکامل مبنی بر اینکه تنها ذکر وقایع تاریخی را کرده نه تحلیل آنها را پرداخته است. ایشان به این جمله به شدت اعتراض کردهاند و کتاب را گزارشی از تکامل مکتب نمیدانند. در ادامه همچنین ایشان تصریح میکنند که شیعیان در طول تاریخ مکتب را اندک اندک شناختهاند و پیشنهاد میکنند که: «شایسته بود که نام این کتاب فهم مکتب در فرآیند تکامل میبود نه مکتب در فرآیند تکامل».
متن کامل این مقاله یه صورت تکست قابل ارائه بر روی سایت نیست. شما میتوانید نسخه تصویری این مقاله را دانلود کنید.
|