Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

اطاعت از رسول خدا تا کجا؟

(1217 مجموع کلمات موجود در متن)
(3545 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

اطاعت از رسول خدا تا کجا؟
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




       یکی از مسایلی که در ذهن دین پژوهان جای می گیرد، حدود اطاعتی است که باید نسبت به پیامبر اسلام انجام شود. آیا این اطاعت کلی و مطلق است و در هر زمینه باید صورت پذیرد، یا در برخی موارد می توان از دستورات رسول خدا روی بر تافت؟ از آنجا که برخی گویندگان در سخنرانی های خود تلویحاً این موضوع را بررسی کرده اند، این نوشته نیز بر آن است تا در این زمینه به دفع القائات احتمالی بپردازد.
از کلام برخی گویندگان، اینگونه بر شنوندگان القا می گردد که در اسلام اطاعت بی چون و چرا وجود خارجی ندارد و این اطاعت تنها به خداوند تعلق داشته و هیچکس جز ذات ربوبی را در آن نصیبی نیست.
از آن رو که یکی از نتایج این سخن، نفی این نوع از اطاعت نسبت به رسول خدا است، بررسی قرآنی آن خالی از فایده نخواهد بود. در این نوشته دو آیه از سوره ی احزاب مدنظر هستند:
1. سوره ی احزاب، آیه ی ششم: النبی اولی بالمومنین من انفسهم (پیامبر نسبت به مؤمنین از خودشان مقدّم است.)
مفهوم «اولویّت» در این آیه می رساند که در هرجا که هر مؤمنی نسبت به خود و یا امور متعلق به خود حقی دارد، رسول خدا نسبت به آن حق اولویت دارد. بنابراین؛ مؤمنان باید خواستِ ایشان را بر خواست خود ترجیح دهند و در مواردی که ایشان حکمی دارند، آن دستور را بر میل و خواسته ی خویش مقدم دارند.
اولویّت ذکرشده در این آیه محدود به حدّی و مقیّد به قیدی نیست و از این رو، به وجوب اطاعت بی چون و چرا از پیامبر اسلام می انجامد.
2. سوره ی احزاب، آیه ی سی و ششم: و ما کان لمومن و لامومنة اذا قضی الله و رسوله امراً ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضلّ ضلالاً مبینا . (و هیچ مرد و زن مؤمنی را نباشد آن هنگام که خدا و رسولش حکمی کنند، اختیاری در مورد فرمان آنها داشته باشد؛ و هرکس خدا و رسولش را نافرمانی کند، بی تردید به گمراهی آشکاری درآمده است.)
با توجه به این آیه، دانسته می شود که هیچ مرد و زن مؤمنی در صورت وجود حکمی از جانب خدا و رسول او، اختیاری از خود ندارد و باید براساس آن عمل کند.
تعبیر جالب توجه در این آیه، همان نفی «الخیرة من أمرهم» است که می رساند با وجود حکم خدا و رسول، مؤمنین دیگر صاحب اختیار امور خود نیستند. بلی؛ اگر حکمی از جانب خدا یا رسول بیان نشده باشد، مؤمنان مطابق اختیار شخصی خود و مبتنی بر عقل عمل خواهند کرد.
اینجا هم در عبارت «إذا قضی الله و رسوله أمراً»، کلمه ی «امر» به صورت مطلق آمده است؛ یعنی مقیّد به وصفی نیست. پس شامل همه ی امور می شود. چه مسایل دنیوی و چه موضوعات آخرتی. چه امور شخصی و چه کارهای اجتماعی. چه مصلحتش بر ما معلوم باشد، چه معلوم نباشد.
نکته ی دیگر، عطف کلمه ی «رسول» به «الله» است. یعنی هم حکم خدا و هم حکم رسول را شامل می شود. از اینکه ایندو حکم جدای از هم آورده شده و به هم عطف گردیده اند، می توان فهمید که علاوه بر احکام قرآن، برای فرامین پیامبر نیز شأنی مستقل توسط خود قرآن ذکر گردیده است.
در عطف، اصل این است که معطوف و معطوفٌ علیه مغایر هم باشند نه متحد با یکدیگر. بنابراین؛ درست است که ما حکم خدا را همیشه از طریق بیان رسول می فهمیم، ولی رسول خدا گاهی فقط ابلاغ احکام می کنند که این همان شأن اول ایشان است که آن را «تبلیغ» می نامیم. و گاهی نیز در مواردی که لازم می آید، خود حکم می کنند بدون آنکه آن حکم به شکلی مستقیم از جانب خدا و به وسیله ی جبرئیل بر ایشان نازل شده باشد. این همان حالت دومی است که می توان آن را «حکم رسول» نامید و آن غیر از احکام خدا در قرآن می باشد.
آیه ی مورد بحث، هم درباره ی حکم خدا و هم درباره ی حکم رسول، بیان می فرماید که با وجود هریک از ایندو، برای هیچ مرد و زن مؤمن اختیاری وجود ندارد. در غیر این صورت؛ یعنی اگر منظور از حکم رسول همان حکم خدا باشد که به وسیله ی او ابلاغ می شود، و شامل احکام رسول که مستقیماً از طرف خدا به ایشان وحی نشده، نگردد، آنگاه ذکر «و رسوله» در آیه ی مورد بحث لغو و بیهوده خواهد بود. و غیر از تبلیغ این احکام شأن دیگری ندارد. و این معنی با آمدن عبارت «قضی الله» رسانده می شود و نیازی به ذکر رسول پس از الله نیست.
پس منظور آیه با توجه به عطف «رسول» بر «الله»، این است که:
ما کان لمومن و لامومنة اذا قضی الله امراً ان یکون لهم الخیرة من امرهم
ما کان لمومن و لامومنة اذا قضی رسول الله امراً ان یکون لهم الخیرة من امرهم

خلاصه اینکه؛ این آیه هم لزوم اطاعت کلی و مطلق از خدا، و هم وجوب اطاعت کلی و بی چون و چرا از رسول او را به اثبات می رساند.
در این زمینه آیات دیگری نیز در قرآن دیده می شوند. و از آنجا که بنای این نوشته بر اختصار است، تنها به ذکر آنها پرداخته شده و نتیجه گیری به خوانندگان گرامی واگذار می گردد:
o سوره ی حشر، آیه ی هفتم: ... ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهو و اتّقوا الله انّ الله شدید العقاب. (... و هرآنچه را رسول خدا به شما داد، بگیرید؛ و از هرچه نهی تان کرد، دست بردارید.)
o سوره ی نساء، آیه ی پنجاه و نهم: یا ایّها الذین آمنوا اطیعو الله و اسطعو الرّسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردّوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الآخر ذلک خیر و احسن تاویلاً. (ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا اطاعت کنید و از رسول نیز اطاعت کنید، و از صاحبان امر هم اطاعت کنید. پس اگر در چیزی نزاع کردید، پس آن را به خدا و رسول بازگردانید، چنانچه به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این کار برای شما بهتر و فرجامش نیکوتر است.)
o سوره ی نساء، آیه ی شصت و پنجم: فلا و ربّک لا یومنون حتّی یحکّموک فیما شجر بینهم ثمّ لا یجدوا فی انفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیماً. (پس سوگند به پروردگارت! ایمان نمی آورند تا اینکه تو را در آنچه میانشان موجب اختلاف شده، حَکَم کنند. سپس؛ در خودشان نسبت به آنچه حکم کردی، تنگی و تردید نیابند و بطور کامل تسلیم شوند.)

اکنون که حدود اطاعت از رسول خدا با توجه به این بحث قرآنی معلوم گردید، سخن را با کلامی از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به پایان می بریم :

قال الله سبحانه: «فان تنازعتم فی شیء فردّوه الی الله والرسول
فردّه الی الله ان نحکم بکتابه، و ردّه الی الرسول ان ناخذ بسنته»
همانا خدای سبحان گفته است: «اگر در چیزی خصومت کردید، آن را به خدا و رسول باز گردانید.»
پس بازگرداندن آن به خدا این است که کتاب او را به داوری بپذیریم؛ و بازگرداندن به رسول این است که سنت او را بگیریم.

با تشکر و تقدیم احترام
جمعی از دانشجویان دانشکده ی فنی
دانشگاه تهران


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
2 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.