Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

نصب الاهی امام معصوم از منظر اهل بیت (قسمت دوم)

(2025 مجموع کلمات موجود در متن)
(2489 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نصب الاهی امام معصوم از منظر اهل بیت
سیداحمد حسینی

معرفت کلامی، سال اول، شماره اول، بهار 1389، ص 163 ـ 186

برای دانلود نسخه‌ی PDF این مقاله می‌توانید اینجا کلیک کنید.


ب. حرمت نقض عهد و پیمان
از آن‌جا که، بیعت از سنخ عهد و پیمان است، طبعاً موجب اثبات حق برای بیعت شونده می‌شود و شکستن بیعت، معصیت خواهد بود. از این‌رو، حق امام علی† از دو جهت ثابت است: یکی نصب الاهی و دستور خداوند و دیگری بیعت و قبح پیمان شکنی. و چون غالب مردم، با پذیرش خلفای گذشته، عملاً قایل به خلافت مردمی بوده‌اند، از این‌رو، امیر مؤمنان† در بیان حقوق خود، لزوم وفاداری به بیعت و عهدشان را یادآوری می‌کند.
گفتگوی نقل شده میان امام باقر† با برادرشان زید را نیز می‌توان چنین پاسخ داد: این مطلب که ایشان در اثبات امامت خویش، همواره به الاهی بودن آن تمسک نکرده‌اند و گاهی هم به مواردی مانند در اختیار داشتن شمشیر پیامبر یا بهره‌مندی از علم و دانش استناد کرده‌اند، کمترین خدشه‌ای به نصب الاهی امام نمی‌زند؛ زیرا هر کس در سخن خویش اقتضای مخاطب و فضای فکری او را در نظر می‌گیرد. از سوی دیگر علم و دانش و تملک سلاح پیامبر نیز نشانه‌هایی است برای این ‌که مردم، مصداق امام منصوب از سوی خداوند را بشناسند. افزون این‌که روایت ذکر شده درباره گفتگوی امام با برادرشان، زید بن ‌علی اولاً، خبری ضعیف است و به دور از شأن شخصیتی مانند زید می‌باشد که آیت‌الله خوئی او را جلیل و ممدوح می‌داند. به علاوه، در این روایت نیز امام باقر† به امامت الاهی خود اشاره کرده و اطاعت از خود را واجب می‌داند. وقتی زید بن ‌علی از لزوم اطاعت و محبت به خاندان رسول خداˆ سخن می‌گوید، امام اشاره می‌کند که اطاعت از زید بر مردم واجب نیست، بلکه تنها اطاعت از امام بر مردم لازم است:
(زید گفت: مردم مرا به جهاد دعوت کرده‌اند، زیرا) در قرآن، وجوب اطاعت از ما و وجوب دوستى ما را درک مى‏کنند...امام فرمود: اطاعت نسبت به یک نفر از ما و دوستى نسبت به همه ما واجب است.
از سخن امام، که اطاعت یک نفر از میان خود یا زید را واجب می‌داند، به همراه ادامه سخن ایشان که امامت زید را نمی‌پذیرد، می‌توان دریافت که ایشان اطاعت خود را بر مردم واجب می‌داند. بنابراین، در همین روایت هم ـ‌بر فرض پذیرش حدیث ـ امام به الاهی بودن خویش استناد کرده است.
3. روایت مخالف
در منابع، روایتی ثبت شده است که براساس آن، امام صادق† به صراحت، وجوب اطاعت از اهل بیت(ع) را نفی می‌کنند و معتقدند سخنی به این معنی، که اطاعت از وی واجب است، نگفته‌اند:
دو مرد زیدى مذهب آمدند و به امام گفتند: آیا در میان شما امامی وجود دارد که اطاعتش واجب باشد؟ فرمود: نه. آن دو نفر گفتند: افراد موثقی به ما خبر داده‌اند که شما به این مطلب معتقدی و بر آن فتوی می‌دهی، آنها اشخاصی باتقوایند و دروغ نمی‌گویند. امام ناراحت شد و فرمود: من به آنها چنین فرمانی نداده‌ام.
از این حدیث برمی‌آید که، حضرت صادق† هیچ‌گاه خود را امامی که اطاعتش از سوی خداوند واجب باشد، نمی‌دانستند.
با در نظر گرفتن شرایط حاکم در آن گفتگو، می‌توان این حدیث را با اخبار متعدد سابق به وجوه زیر جمع کرد:
1. مطابق این روایت مخاطبان امام زیدی بوده‌اند و حضرت هم در ادامه خبر، آنها را نفرین کرده است. از این‌رو، روشن است که شرایط برای بیان واقعی مسایل اعتقادی، آماده نبوده است. با توجه به این‌که اعتقاد امام به امامت الاهی خود به پشتوانه احادیث متعدد اثبات شد، به نظر می‌رسد امام با در نظر گرفتن شرایط، تقیه نموده، در نفی وجوب اطاعت، مطلب دیگری را قصد کرده‌اند.
2. از آن‌جا که طبق روایت، سؤال‌کننده‌ها به امامت زید اعتقاد داشته‌اند و مخاطبشان در سؤال، شخص امام بوده است، در واقع آنها از امام سؤال کرده‌اند که آیا در میان شما اهل بیت(ع)، امامی هست که اطاعتش بر ما واجب باشد؟ شاید منظورشان از این سؤال حجیت‌بخشی به قیام، در مقابل حکومت به رهبری زید بن‌ علی بوده است. پاسخ منفی امام هم در واقع نپذیرفتن مقصود آن‌هاست. به عبارت دیگر، امام می‌فرماید: اطاعت از کسی که منظور شماست(زید) واجب نیست.
4. مطرح نبودن نصب الاهی امامان معصوم(ع) در متون اولیه
به گفته برخی از نویسندگان، هیچ‌یک از اخباری که بیان‌کننده نصب الاهی امامان معصوم(ع) است، در متون اولیه یافت نمی‌شود. از این‌رو، به نظر می‌رسد اخبار متعدد شاهد بر الاهی‌بودن امامت ایشان محصول آن‌زمان نبوده است؛ چرا که در غیر این‌صورت، این روایات در منابع اولیه نیز ذکر می‌شد.
در پاسخ این سؤال نکاتی قابل ذکر است:
الف. نصب الاهی امام و معرفی جانشین در برخی از منابع اولیه مانند «کتاب سلیم بن قیس» و «مسایل علی بن جعفر» و منابع دیگر نیز مطرح شده است. مثلاً در کتاب «مسایل علی ‌بن ‌جعفر»، که از متون اولیه شیعی است، درباره امامت امام‌کاظم† آمده است:
از پدرم جعفر بن محمد شنیدم، که به گروهى از نزدیکان و اصحاب خود می‌فرمود: وصیت مرا درباره فرزندم موسى بپذیرید؛ زیرا او برترین فرزندان و یادگاران من است. او جانشین من و حجت خداى متعال بر همه مردم پس از من می‌باشد.
ب. چنان‌چه در منابع تاریخی آمده است، بیشتر امامان معصوم(ع) در مدت امامتشان، زیر فشارها و مراقبت‌های شدید حاکمان وقت بودند. نوشتن مباحث عقیدتی، به خصوص بحث امامت، که در حقیقت مقابله مستقیم با حاکمان وقت ‌بود، برای امام و شیعیان امری خطرناک محسوب می‌شد. بنابراین، به نظر می‌رسد شیعیان از نوشتن مباحثی مانند امامت، تا حدودی دوری جسته، به نقل آن برای یکدیگر اکتفا می‌کردند. آنها می‌توانستند در شرایط تقیه، این عقاید را انکار کنند، و این شیوه نسبت به ثبت مباحثی مانند امامت، که احتمال دسترسی حاکمان به آن می‌رفت، خطر کمتری داشت.
ج. مطابق نقل تاریخ، پس از رحلت نبی‌اکرم‌ˆ در طول ده‌ها سال، ثبت و نوشتن حدیث ممنوع بود. از این‌رو، بسیاری از مسلمانان و شیعیان برای جلوگیری از فراموش‌شدن سنت نبوی و سخنان اهل بیت(ع) به نقل سینه به سینه روی آوردند. این عمل در گذر زمان تبدیل به یک سنت شد به طوری که حتی وقتی به دستور عمر بن ‌عبد العزیز ممنوعیت نوشتن روایات لغو گردید، این سنت شفاهی تا حدودی باقی ماند. شاهد ما بر رواج سنت شفاهی این است که در منابع روایی نزدیک به آن‌زمان نیز سلسله سند و نقل راویان برای یکدیگر آمده و کمتر از کتاب دیگری نقل شده است.
د. با مراجعه به منابع به نظر می‌رسد، با وجود شرایط سخت و خفقان حاکم بر جامعه، کتبی توسط اصحاب اهل بیت(ع) در حوزه‌های فقه و اصول، اخلاق و احیاناً عقاید نوشته شده است. به گواهی کتاب‌های تاریخ حدیث، متأسفانه بیشتر این کتا‌ب‌ها به مرور زمان از بین رفته است. البته، با در نظر گرفتن شرایط آن دوران و دقت در نکاتی مانند «نبود امکانات، وجود مشکلات در نسخه‌برداری و حفظ و نگهداری کتاب‌ها، وجود نزاع‌های عقیدتی و جنگ‌ها» پذیرش زوال تدریجی این آثار آسان خواهد شد. هر چند برخی از این کتاب‌ها در اختیار علمای گذشته بوده، اما بر اثر حوادثی از بین رفته است. آقا بزرگ تهرانی معتقد است: تعدادی از متون روایی در جریان حوادث، به خصوص آتش‌سوزی کتابخانه کرخ بغداد از بین رفت و تعدادی نیز با حمله مغول به سرزمین اسلامی ناپدید گشت. علاوه بر عوامل ذکر شده، به نظر می‌رسد وقتی مطالب آثار اولیه در کتاب‌های بعد ثبت و نقل گردید، از رغبت و میل شیعیان نسبت به نگهداری و نسخه ‌برداری از متون اولیه کاسته شد. این امر زمینه زوال این‌آثار را فراهم نمود.
در نتیجه، از این مطلب که برخی از روایات در متون اولیه‌ای، که به دست ما رسیده است وجود ندارد، نمی‌توان به جعلی ‌بودن آنها رسید. به خصوص اگر زحمات طاقت‌فرسایی که برخی دانشمندان برای جمع‌آوری روایات و درک صحت و فهم آنها تحمل کرده‌اند و شرایط سختی که برای پذیرش احادیث قرار داده‌اند را در نظر بگیریم، دیگر ادعای جعلی‌بودن آنها قابل قبول نخواهد بود.
نتیجه‌گیری
با توجه به مجموع مطالب و روایات ذکر شده در این تحقیق می‌توان گفت: دیدگاه همه اهل بیت(ع) دربارة نصب امام معصوم† یکسان است. انبوه سخنانی که از هر یک از ایشان دربارة این موضوع مطرح شده است، نشان‌دهنده این است که به اعتقاد این بزرگواران، نه تنها مقام امامت و رهبری جامعه فقط با نصب و گزینش الاهی ممکن است، بلکه از منظر آنان امام معصوم†، جایگاه خاصی در عالَم خلقت دارد و سبب نزول نعمت‌های الاهی بر دیگر مخلوقات می‌باشد. ایشان در سخنان فراوانی، وجوب شناخت و اطاعت از امام معصوم† را به مردم یادآور شده‌اند. این امر نقش مردم را در این موضوع روشن می‌سازد. در حقیقت، به اعتقاد اهل بیت(ع) مردم باید با پذیرش و حمایت از امامی که توسط خداوند معین شده است، زمینه را برای حاکمیت امام در جامعه فراهم ‌سازند. بنابراین، می‌‌توان گفت: اهل بیت(ع) گزینش و نصب امام را تنها در اختیار خداوند می‌دانند. مردم چه بخواهند و چه نخواهند فرد مورد نظر خدای متعال امام است. نظر مردم در تعیین امام و رهبر جامعه تاثیری ندارد. به اعتقاد ایشان نقش مردم در تحقق حاکمیت امام معصوم † روشن می‌شود که باید مطابق دستور الاهی عمل کرده با حمایت خویش از امام معصوم † حاکمیت آن حضرت را تحقق بخشند.
منابع
نهج‌البلاغه، شرح عبدالحمید ابن ابی الحدید، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی، 1404ق.
ابن اثیر، على بن محمد، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، بیروت، دار الکتاب العربی، بی‌تا.
ـــــ ، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، 1385ق.
ابن قتیبه دینوری، عبد الله بن مسلم، الامامه و السیاسه، تحقیق طه محمد الزینی، بی‌جا، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حلبی، بی‌‌تا.
ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، تحقیق علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1408ق.
ابن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر،1407ق
احمد کاتب، تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایه الفقیه، بیروت، دار الجدید، 1998م.
آل‌یاسین، شیخ راضی، صلح امام حسن†، ترجمه سیدعلی ‌خامنه‌ای، بی‌جا، آسیا، 1365ش.
الهامی، داود، سیری در تاریخ تشیع، قم، مکتب اسلام، 1375ش.
امینی، عبد الحسین، الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، 1416ق.
بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح البخاری، بی‌جا، دار الفکر، 1401ق.
بدری، سید سامی، شبهات و ردود، قم، زنکغراف الکرمانی، 1421ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، 1403 ق.
پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، قم، مؤسسه امام صادق†، 1380ش.
تهرانی‌، آقا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، (بیروت: دار الاضواء، 1403ه.ق).
جمشیدی، اسد الله، تاریخ حدیث، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1386ش.
جمعی از نویسندگان زیر نظر محمود یزدی مطلق، امامت پژوهی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1381ش.
الحمیری المعافری، عبدالملک‌بن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دار المعرفه، بی‌تا.
خوئی، ابو القاسم، معجم‌رجال ‌الحدیث، قم، آثار شیعه، 1410ق.
دمشقی، ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر،1407ق.
ذهبی، شمس ‌الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی،1413ق.
ـــــ ، میزان الاعتدال، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار المعرفه،1382ق.
رنجبر، محسن، نقش امام سجاد † در رهبری شیعه، قم، مؤسسه‌آموزشی ‌و پژوهشی امام‌خمینی(ره)‌، 1380ش.
سید مرتضی، علی بن حسین، الشافی فی الامامه، قم، اسماعیلیان، 1410ق.
شهرستانی، محمد بن ‌عبد الکریم، الملل و النحل، تحقیق محمد سید کیلانی، بیروت، دار المعرفه، 1404ق.
صدوق، محمد بن علی، أمالی، بی‌جا، کتابخانه اسلامیه، 1362ش.
ـــــ ، الخصال، قم، جامعه مدرسین، 1403ق.
ـــــ ، علل ‌الشرایع، قم، مکتبه الداوری، بی‌تا.
ـــــ ، عیون اخبار الرضا†، بی‌جا، جهان، 1378ق.
ـــــ ، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، 1413ق.
ـــــ ، کمال الدین، قم، دار الکتب الاسلامیه، 1395ق.
صغیر، محمد حسین، الفکرالامامی من النص حتی المرجعیه، بیروت، دار المورخ العربی، 1421ق.
صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، قم، کتابخانه آیه‌الله مرعشی، 1404ق.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین، 1374ش.
طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبد المجید السلفی، بی‌جا، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
احمد بن‌علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، مشهد، مرتضی، 1403ق.
طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث،1387ق.
طوسی، محمد بن حسن، التهذیب‌فی الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1365ش.
ـــــ ، الغیبه، تحقیق شیخ عباد الله طهرانی و شیخ علی احمد ناصح، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1411ق.
عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق عادل احمد عبد ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1415ق.
علی‌بن‌جعفر، مسایل علی ‌بن ‌جعفر، قم، مؤسسه آل‌‌البیت، 1409ق.
قلمداران، حیدر علی‌، پاسخی کوتاه به دو پرسش مهم پیرامون امامت و خلافت، بی‌جا، حقیقت، 1382ش.
ـــــ ، طریق‌الاتحاد، تعلیقه ابو الفضل برقعی، تعریب سعد رستم، بی‌‌جا، بی‌نا، بی تا.
قمی، ابن‌ قولویه، کامل‌الزیارات، نجف، مرتضویه، 1356ق.
قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع‌الموده لذوی القربی، تحقیق سیدعلی جمال اشرف الحسینی، (بی‌جا، دار الاسوه، 1416ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، کتاب ‌فروشی علمیه اسلامیه، بی‌تا).
ـــــ ، اصول‌کافی، تهران، دار الکتب ا


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
5 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.