Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

مساله‌ی امامت و ویژگی‌های امام در اندیشه‌ی هشام بن حکم

(926 مجموع کلمات موجود در متن)
(3219 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

مساله‌ی امامت و ویژگی‌های امام در اندیشه‌ی هشام بن حکم
سید حسن طالقانی

بنیاد فرهنگ جعفری

برای دانلود نسخه‌ی PDF این مقاله می‌توانید بر روی اینجا کلیک کنید.

امامت بنیادی‌ترین اصل اعتقادی شیعه است که این مذهب را از سایر مذهب و فرقه‌های اسلام جدا می‌کند.
آغاز اختلاف در این مساله اساسی، به نخستین ساعات پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله باز می‌گردد. به گونه‌ای که نخستین اختلاف امت پس از رحلت رسول خدا، اختلاف در مساله امامت ذکر شده است. در این میان، شیعه راه خود را با محوریت مساله‌ی امامت مشخص نمود. و برخلاف جریان حالک، امامت را منصبی الاهی و ادامه نبوت به شمار آورد شیعیان نخستین که تعداد انگشت شماری از اصحاب خاص پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، امامت را حق علی بن ابی طالب علیه‌السلام می‌دانستند که به امر خدا و توسط پیامبر معرفی شده بود.

در طول تاریخ تشیع، مساله امامت به همراه چند ویژگی خاص، اساس این مذهب بوده است. حتی اگر بسط تاریخی عقاید شیعه (به طور خاص در عصر حضور امامان) را قبول کنیم باید گفت اعتقاد به امامت امامانی منصوب از جانب خداوند و معصوم از گناه را نمی‌توان داخل در این بسط عقاید دانست. با این همه، بعضی از نویسندگان و گویندگان معاصر، مدتی است با ادعای مطالعه‌ی تاریخی تفکر شیعه، تلاش می‌کنند نشان دهند که این قرائت از مساله امامت، یعنی امامت امامانی منصوب از جانب خدا، معصوم و عالم به علمی خاص، ریشه‌ی تاریخی ندارد و حداقل در سه یا چهار قرن اول نمی‌توان این عقاید را در بین شیعیان و اصحاب ائمه سراغ گرفت. مدعیان این نظریه معتقدند این قرائت از امامت، ریشه در عقاید غالیان دارد و از اواخر قرن چهارم و اوایل قران پنجم با مقداری تعدیل توسط متکلمان شیعه پذیرفته شد و به تدریج به اندیشه‌ی غالب شیعه بدل گشت. این نظریه مدعی است امامت با سه ویژگی نصّ و نصب الاهی، عصمت و علم ویژه، ذاتی تشیع قرن پنجم به بعد است و این عقاید را به هیچ کدام از امامان، اصحاب ائمه و حتی عموم شیعیان در سه قرن نخست نمی‌توان نسبت داد.
این نوشته‌ی کوتاه در پی آن است که مساله‌ی امامت را با همین ویژگی‌ها در اندیشه‌ی یکی از اصحاب خاص امام صادق و امام کاظم علیهم‌السلام نشان دهد که در صورت توفیق، تنها یکی از موارد نقض نظریه مذکور خواهد بود.
ابومحمد هشام بن الحکم کوفی (حدود 106 الی 187 هـ) از خواص اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهم السلام وی روایات زیادی را از این بزرگواران روایت کرده و از صاحبان اصل به شمار رفته است. هشام از آغاز جوانی در مساله امامت به بحث و مناظره با مخالفان می‌پرداخت و امام صادق علیه‌السلام او را به کلام و مناظره ترغیب می‌فرمود و همواره او را احترام کرده، درباره‌اش دعا می‌نمود. هشام در زمان خود به عنوان بزرگترین متکلم شیعه شناخته می‌شد به گونه‌ای که یحیی برمکی وزیر هارون الرشید از او با عنوان «رکن الشیعه» یاد نمود. بزرگی و تسلط او بر فنون کلام و مناظره، او را به داور مجالس مناظره بدل نموده بود و این داوری از سوی همه‌ی متلکمان مقبول واقع شد.
اگرچه هشام به عنوان یک متکلم توانا در همه‌ی مسائل و موضوعات کلامی به بحث و مناظره می‌نشست ولی به تایید همه‌ی منابع، امامت و مسایل پیرامون آن مهمترین مساله کلامی هشام بوده است و باید هشام را متخصص در دفاع از امامت دانست.
ابن ندیم درباره‌ی هشام می‌گوید: «ممن فتق الکلام فی الامامة»
هشام از کسانی بود که راه بحث و کلام را در امامت گشود و گسترش داد.
نگاهی به فهرست تالیفات هشام، اهتمام او به این مساله را نشان می‌دهد.
آثاری چون کتاب الامامة، التدبیر فی الامامة، الرد علی من قال بامامة المفضول، الامة والرد علی من انکرها، اختلاف الناس فی الامامة، المجالس فی الاماة، التمییز و اثبات الحجج علی من خالف الشیعه، المیزان، کتاب الحکمین فی امر طلحه و الزبیر و الرد علی المعتزله پیرامون مساله امامت نگاشته شده است.
در میان این مناظره‌ها و مجالس کلامی هشام که برای ما گزارش شده است نیز تقریباً نیمی به مساله امامت اختصاص دارد (14 مناظره). این مناظره‌ها از آغاز جوانی هشام تا پایان عمر او ادامه داشته و نشان می‌دهد که هشام در طول حیات علمی خود به دفاع از مساله امامت اشتغال داشته است.
مناظره‌ای که در ایام حج با مرد شامی و در محضر امام صادق علیه‌السلام انجام داده است در اثبات امامت و ضرورت وجود امامی منصوب از جانب خداوند بوده و در آن زمان هشام تازه محاسنش روئیده بود.
مناظره‌ی معروف وی با عمرو بن عبید (متکلم بزرگ معتزله) در مسجد بصره نیز در اثبات امامت و در آغاز جوانی هشام اتفاق افتاد.
تسلط هشام در دفاع از امامت به گونه‌ای بود که هرگاه کسی می‌خواست در مساله امامت مناظره کند امام صادق علیه‌السلام هشام بن حکم را معرفی می‌فرمود.
این مطلب به همراه عباراتی که امام صادق علیه‌السلام درباره‌ی هشام فرموده‌اند می‌توان نتیجه گرفت که شیوه‌ی هشام و سخنان او حداقل در مساله امامت مورد تایید امام صادق علیه‌السلام بوده است.
عباراتی چون:
ناصرنا بقلبه و لسانه و یده
لاتزال مؤیداً بروح القدس مانصرتنا بلسانک
هشام رائد حقنا و سائق قولنا و الموید لصدقنا من تبعه و تبع اثره تبعنا
حال ببینیم هشام در مساله امامت و ویژگی‌های امام چه عقیده‌ای داشته است. البته در دست نبودن آثار و تالیفات هشام مانع بزرگی برای شناخت صحیح اندیشه‌ها و آراء اوست. و تنها راه ما مراجعه و دقت در گزارش‌هایی است که از مناظرات هشام به ما رسیده است البته روایاتی که هشام، خود از امامان نقل نموده است نیز می‌تواند در این مسیر راهگشا باشد.

برای مطالعه‌ی متن کامل این مقاله شما می‌توانید نسخه‌ی PDF این مقاله را با کلیک بر روی اینجا دانلود کنید.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
3 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.