Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

فرآیند آگاهی شیعیان از علم غیب امامان

(2233 مجموع کلمات موجود در متن)
(2539 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

فرآیند آگاهی شیعیان از علم غیب امامان
سید عبدالحمید ابطحی

فصلنامه امامت‌پژوهی، شماره دوم، تابستان 1390

برای دانلود نسخه‌ی PDF کامل این مقاله می‌توانید بر روی اینجا کلیک کنید.

خلاصه‌ی مقاله فرایندآگاهی شیعیان از علم غیب امامان

یکی از فرهنگ های زمان جاهلی این بودکه علم وارتباط باغیب رامنحصر به جن یا ملک می دانستند،این مسئله باعث شد تادر آغازپیامبری حضرت محمد(ص)، این که به پیامبروحی می شود وایشان باحقائق غیبی در ارتباط هستند باعدم پذیرش ازسوی مردم مواجه شودویاحتی ایشان رامتهم به جادوگری وکهانت می کردند. وپیامبراکرم همیشه بااین سوال مواجه بودند که چراملک نیستندواینکه چراخداوندملکی رابرمردم نفرستاده است؟ تا اینکه در اثر کثرت آیات و معجزات، نبوت ایشان پذیرفته شد و در نتیجه، آگاهى از غیب ـ در نظر جامعه ـ به پیامبر(ص) منحصر شد.البته این عدم پذیرش به دوران حضور پیامبردرمکه محدودنشده ودردوران حضورایشان درمدینه نیزوجود برخی سوالات ازسوی اطرافیان واصحاب نبوی حکایت ازتردید برخی مسلمانان درموردارتباط پیامبربا غیب دارد. اگرچه بسیارى از این تردیدها ناشى از بی ایمانى است، اما ابراز علنى آنها در میان جمع و یا در محضر رسول الله نشان دهندة مساعد بودن زمینه هاى فکرى و فرهنگى این انکارها و اعجاب هااست.

این زمینة فکرى و اجتماعى، موجب شد که پس از رحلت پیامبر(ص)، پذیرش موضوع اتصال امام به وحى و اطلاع وى از غیب با مشکلاتى جدى روبه رو باشد. بعد از رحلت پیامبراکرم (ص) به دلیل ختم نبوت، تلقى عمومى این بود که ارتباط با وحى به صورت کلى قطع شده است. در مراحل اولیه بعد از پیامبر(ص) تلقى جامعه از جانشینى و وصایت، بیشتر در عرصه سیاسى، تفسیر و فهم می شد و به شئون علمى خلیفه و وصى، چندان توجه نمی شد . البته منظور این نیست که پیامبر(ص) یا آیات قرآن به این مهم اشاره نکرده بودند؛ بلکه توجه جامعه به این ابعاد از شخصیت خلیفة پیامبر(ص) جلب نشده بود.

در چنین فضایى، مردم نه از جهالت خلفاى ساختگى دچار تعجب می شدند و نه حتى براى خلیفة حق، بهرة خاصى از علم را قائل بودند.این مسئله درزمان ائمه(ع) نیز باعث شدکه ائمه(ع) براى روشنگرى شیعیان و آشنایى آنان با مقامات علمى خود،متذکر به مقولة «تحدیث» بشوند.

کثرت اخبارات غیبی ازسوی امیرالمومنین(ع)

دربرابرشرایط عمومى جامعه، کانون توجه جریان تشیع ـ که به تدریج رشد می کرد ـ حقانیت و خلافت امبرالمؤمنین(ع) بود. ازاین رو، آمادگى متفاوتى براى قبول مقامات علمى آن حضرت و ـ به تبع او ـ اوصیائش در شیعه وجود داشت. البته در عین حال معرفت به این امر هم، به تدریج در میان شیعیان رشد می کرد.

آنگونه که از اخبار بر می آید امیرالمؤمنین(ع) در دوران حکومت خود، در موارد عدیده اى، از وقایع پس از خود و اتفاقات آینده اطلاع می دادند و اینگونه اخبار و اطلاعات غیبى را در محافل عمومى و در انظار عموم مطرح می فرمودند . این اخبار بر دو قسم است:

الف( خبرهایى که تحقق و صدق آنها در زمان حیات حضرت یا با فاصله کمى مشاهده شده اند؛

ب( خبرهایى که تحقق آنها بعد از شهادت و تا دوران صادقین(علیهماالسلام) مشاهده شده اند.

که در متن اصلی مقاله به تفصیل به آنها اشاره شده است.

این اخبارات با عکس العمل هاى مختلفى مواجه می شدند. نکته قابل توجه این است که هر دو گروه از اخبارات ایشان، در جلب توجه افراد به علم ویژه وآگاهى غیبى حضرت نقش داشته و زمینه را براى طرح بحث تحدیث فراهم نموده اند.

اما در زمان حضرت در موارد زیادى این اخبارات با انکار، اتهام کهانت و ادعاى نبوت مواجه می شدند.

اتهام امیر المؤمنین (ع) به کهانت و دعوى نبوت

کهانت خبر دادن از غیب به وسیلة ارتباط با اسباب سماوى )مانند جن( بوده است.پیامبر اکرم(ص) از همان ابتداى دعوت خود با این اتهام مواجه بودند. امیرالمؤمنین(ع) در قبال درخواست برخى اصحاب که طالب رؤیت عجایب از حضرت بودند، فرمودند: «در بهترین وضعیت اتهام به سحر و کهانت را مطرح خواهید کرد(یعنى ظرفیت آن را ندارید).چنانچه امام باقر(ع) فرمودند: در جایى که مخاطب عاقل نباشد، شخصیتى مثل پیامبر هم در عین کثرت آیات متهم به کهانت مى شوند. روشن است که در این زمینه، کار براى اوصیا هم با مشکلات زیادى روبه رو بوده است.

البته عموم ائمه(ع) در طول دوران امامت، همواره هم از ناحیه دشمنان و هم از ناحیة دوستان جاهل، درمعرض این اتهام بودند. مثلاً معاویه به جبیرخابورکه مسئول بیت المالِ او بود و قصد رفتن به کوفه را داشت، می گفت: فردى در کوفه است به نام على بن ابی طالب که مردى ساحر و کاهن است؛ زیرا نگران بود که جبیر، جذب علم و اطلاع حضرت از غیب شود. از سویى دیگر گاه حضرت در حضور جمع، مطالبى را در مورد آینده مطرح می کردند و کسانى که نسبت به حضرت بى عقیده بودند ایشان را به خرافات، توهم و ادعاى علم غیب متهم می کردند

تلقى شیعیان اولیه در باب علم امام

درک مقامات علمى ائمة معصومین(ع) در فضاى اجتماعى آن دوره، براى شیعیان نیز موضوع چندان ساده اى نبود؛ چنانچه حتى در برخى نزدیکان حضرت در برابر اخبارات غیبی ایشان عکس العملى همراه با احتیاط و اعجاب دیده می شد. با این حال صحت پیش بینی هاى ایشان نیز توجه و اعجاب افراد را برمی انگیخت. گذر زمان، به تدریج صحت پیش بینی هاى ایشان را روشن می کرد و یقین افراد به علوم الهى حضرت افزایش می یافت و سؤال دربارة منشأ این علوم تقویت می شد. مسألة دانش غیبى امیرالمؤمنین(ع) در میان اصحاب و شیعیان به تدریج به صورت خبرى متواتر و جدى درآمده. پس اگرچه دراوایل، مسئله تحدیث دربارةامیرالمؤمنین(ع) براى برخی ازخواص مطرح شده بود،ولى مسئله به صورت عمومى قابل طرح نبود و به تدریج زمینه براى درک ارتباط امامان با ملائکه و آگاهى ایشان از غیب فراهم شده است.

نفى علم غیب و ادعاى تحدیث

در برابر علوم الهى اهل بیت(ع) و آگاهى ایشان از غیب، اتهام یا شبهة ادعاى علم غیب وجود داشت که با برچسب هایى مانند دعوى نبوت یا کهانت مطرح می شد . ائمه(ع) براى رفع این اتهام، در کنار طرح موضوع «تحدیث»، در موارد لازم، علم غیب را هم از خود نفى می کردند. وعلم غیب راعلمی می دانستندکه جزخداکسی نمی داند.گاهی نیزوجودشرایط تقیه باعث می شدائمه(ع)درمحافل عمومی به نفی علم غیب ازخود بپردازند.همچنین ائمه علم خدارادوگونه دانسته اند:

1. علمى که هیچکس غیر خدا ندارد و از آن به علم«مکفوف» یاد نموده اند.

2. علمى که به انبیا و ملائک داده شده و از آن با علم «مبذول» یاد نموده اند.

و تأکید کرده اند که خداوند، علم مبذول را به ایشان عطا کرده است.

امامان، علماى ابرار و محدث

با توجه به مشکل تبیین مسألة علم ائمه(ع)، خود آن بزرگواران هم ضمن ترویج اصطلاح تحدیث،گاه باتعبیرهایى مانند«عالم صادق»و«مفّهم» «علمای ابرار»نیزبه توصیف مقام امام پرداخته اند. در منابع اهل سنت نیز روایاتى از حضرت عیسى نقل شده که گروهى در میان امت پیامبر آخرالزمان هستند که از نظر علم مانند انبیا هستند. ائمه(ع) در تورات به«صفوةالرحمن»، در انجیل به«علماى ابرار اتقیا»و در قرآن به « امت وسط» معرفى شده اند(درروایات شیعه و سنى « امت وسط» در قرآن، بر اهل بیت حمل شده است.) به این ترتیب «علماى ابرار» از اوصاف خاص امامان(ع) است که دلالت بر علم الهى ایشان ـ در عین عدم نبوتشان ـ می کند. مقوله تحدیث در روایات اهل سنت نیز ناشناخته نیست و در برخى اخبار ایشان آمده که در هر امتى عده اى محدَّث هستند و ملائکه از زبان ایشان سخن مى گویند.


برای مطالعه‌ی متن کامل این مقاله، نسخه‌ی PDF مقاله را از اینجا دانلود کنید.

جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
5 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.