Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

بررسى سیر تاریخى کتابت حدیث در شیعه

(4610 مجموع کلمات موجود در متن)
(5083 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

ابررسى سیر تاریخى کتابت حدیث در شیعه
دکتر مجید معارف
نشریه علوم حدیث 37 و 38
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




       چکیده
کتابت حدیث پس از صدور از معصوم علیه السلام و به دنبال آن تدوین در کتاب هاى قابل اعتماد، از عوامل مهم و مؤثر در حفظ حدیث و جاودانگى آن است.نگارش احادیث در شیعه و اهل سنت، به استناد شواهد تاریخى، وضعیت یکسانى ندارد. نگارش احادیث نبوى ـ که در حال حاضر در منابع حدیثى اهل سنت تجسّم یافته است ـ در سیر تدوین خود با موانع و محدودیت هاى فراوان روبه رو شده و با فاصله زیاد از زمان صدور اولیه محقّق گشت، حال آن که کتابت حدیث در شیعه و نسبت به روایات امامان معصوم علیهم السلام از زمینه هاى مناسب و مساعد برخوردار گردید. این مقاله درصدد است تا با اتّکا به شواهد تاریخى به بررسى این موضوع بپردازد.

کلید واژه ها: حدیث، کتابت، تدوین، اصول، مکتوبه، مسائل، صادقین علیهماالسلام.

طرح مسأله
یکى از اختلافات حدیث شیعه با حدیث اهل سنت به موضوع کیفیت نگارش و تدوین آن مربوط مى شود. در مورد حدیث اهل سنت، قطعى و مسلم است که على رغم موضوع موافق رسول خدا صلى الله علیه و آلهنسبت به کتابت و تدوین روایاتشان ، و نیز به رغم کوشش هاى محدود و پراکنده در خصوص کتابت پاره اى از روایات آن بزرگوار و در نتیجه، وجود شواهد متعدد از ظهور مکتوبه هاى حدیثى در دوران رسالت پس از رحلت نبى اکرم صلى الله علیه و آله نقل و کتابت احادیث آن حضرت با انگیزه هاى مختلف محدود، بلکه ممنوع شد. این سیاستى بود که در حدود یک قرن ادامه یافت و در نتیجه آن آسیب هاى چندى متوجه روایات پیامبر صلى الله علیه و آله گردید که از آن جمله مى توان به از بین رفتن بسیارى از روایات، وقوع نقل به معنا در احادیث و مبتلا شدن روایات به جعل و تحریف اشاره کرد. نهایت، آن که عمر بن عبدالعزیز ـ که در بین خلفاى بنى امیه شخص نیکومنش و روشن ضمیرى بود ـ در اواخر قرن نخست، با صدور فرمانى به عامل خود در مدینه دستور به نگارش حدیث داد. در فرمان وى خطاب به ابوبکر محمد بن حزم انصارى آمده بود:
انظر ما کان من حدیث رسول اللّه او سنته، فاکتبه فانّى قد خفت دروس العلم و ذهاب العلماء.
اما با وجود چنین حسن نیتى از سوى خلیفه اموى و چنان که برخى از محققان تصریح کرده اند، این فرمان به سرعت اجرا نشد؛ چراکه مدت خلافت عمر بن عبدالعزى دو سال و پنج ماه بیشتر نبود. او در سال 101 هجرى درگذشت و تاریخ صدور فرمان او مشخص نیست که آیا در ابتداى خلافت او بود یا اواسط خلافت و یا حتى اواخر خلافت؛ ضمن آن که از امتثال امر ابن حزم انصارى نسبت به فرمان عمر بن عبدالعزیز نشانى در دست نیست، بلکه اشخاص دیگرى مانند محمد بن مسلم بن شهاب زهرى به عنوان آغازگر تدوین حدیث در اهل سنت شناخته شده اند. احتمال دیگرى که در تأخیر اجراى فرمان عمر بن عبدالعزیز مى توان داد، آن که در موضوع کتابت حدیث، نهى خلیفه دوم نسبت به امر عمر بن عبدالعزیز از اهمیت بیشترى برخوردار بود. به همین دلیل، در دوران خلافت بنى امیه مسأله کتابت حدیث سر و سامان جدى نیافت، بلکه این اقدام در قرن دوم و همزمان با خلافت بنى عباس تحقّق یافت و در قرن سوم با پیدایش کتب مختلف حدیثى از جمله مسانید، صحاح و سنن به کمال خود رسید. فاصله نسبتا زیاد بین صدور روایات پیامبر صلى الله علیه و آله تا تدوین آن ضایعات فراوانى متوجه اصالت روایات آن حضرت نمود و تأثیر فراوانى بر جعل حدیث گذاشت. شاهد این مطلب آن که صدها هزار حدیث جعلى در بین اهل سنت به وجود آمد و بعدها محدثان به زحمت توانستند از بین انبوه روایات، هر کدام، چند هزار یا چند صد حدیث انتخاب کنند و در کتاب هاى خود مرتب سازند. علامه امینى در مجلد پنجم الغدیرگزارش مبسوط و مفصّلى از کثرت جعلیات در اهل سنت ارائه کرده است.
اما به گواه بررسى هاى تاریخى، در خصوص حدیث شیعه مشکلات ذکر شده در حدیث اهل سنت، به وجود نیامد و فاصله صدور حدیث و کتابت آن به حدى نبود که متضمن تغییر چشمگیر در الفاظ حدیث یا تغییر فاحش در معانى آن و از این دو بالاتر، کثرت جعلیات گردد.

1 . علل اهتمام شیعه به کتابت حدیث
مى توان گفت که بزرگان شیعه و در رأس آنها اصحاب ائمه اطهار علیهم السلام با الهام از فرهنگ قرآن و سنت و سیره رسول خدا صلى الله علیه و آله و امامان خود، از همان آغاز صدور حدیث متعهد به ثبت و نگارش حدیث شده و در این راه پیش قدم بوده اند. از نظر انگیزه هاى قرآنى، طبق نقل مشهورِ مورد قبول فریقین، نخستین پیام وحى با فرمان «اقرأ» آغاز گردید در سوره قلم ـ که از قدیمى ترین سوره هاى نازل شده قرآن است ـ خداوند به قلم و آنچه به نگارش در مى آید، سوگند خورده است که مطابق یکى از وجوه تفسیرى آیه، مقصودْ مطلق کتابت و نویسندگى است. در قرآن کریم همچنان از ابزار و ادوات نگارش، به طور مکرر، سخن به میان آمده است. در آیه دیْن خداوند به مسلمانان توصیه مى کند:
یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبُم بِالْعَدْلِ ...
و سپس در فلسفه این نگارش مى فرماید:
ذَ لِکُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَـدَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ .
بدیهى است در شرایطى که در مورد یک امر اجتماعى ساده مانند قرض دادن اموال یا انجام معاملات، ثبت و کتابت اهمیت داشته باشد، در مسائل فرهنگى و دینى ـ که ماندگارى علوم، وابسته به کتابت است ـ این کار از اولویت بیشترى برخوردار باشد. نکته مهم دیگر در قرآن، به کارگیرى مکرر تعبیر «کتاب» و مصادیق متنوع آن در عرصه هاى گوناگون است. یکى از نام هاى قرآن «کتاب» است. علاوه بر آن، قرآن از کتاب هاى گوناگون دیگر مانند «کتاب الابرار»، «کتاب الفجار» ، «کتاب مبین» و «کتاب» به طور مطلق سخن مى گوید؛ مانند این آیه:
مَآ أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِى الْأَرْضِ وَ لاَ فِى أَنفُسِکُمْ إِلاَّ فِى کِتَـبٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآ إِنَّ ذَ لِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ.
وجود همین تعابیر در قرآن موجب شده بود که برخى از صحابه و تابعان، کتابت حدیث را از آنها الهام بگیرند؛ از جمله محمد بن سعد از قول ابو هلال مى نویسد: قیل لقتاده یا ابا الخطاب! انکتب ما نسمع؟ قال: و ما یمنعک ان تکتب و قد انباک اللطیف الخبیر انه قد کتب و قرأ: «قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى فِى کِتَـبٍ لاَّ یَضِلُّ رَبِّى وَ لاَ یَنسَى » (سوره طه، آیه 52).
از آیات قرآن که بگذریم، از اخبار و روایات گوناگون برمى آید که رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله نیز از موافقان ثبت و نگارش حدیث بود و در این راه نسبت به کسانى که علاقه مند به نگارش بیانات آن حضرت بودند و یا امکان ثبت و نگارش آن برایشان مقدور بود، ممانعتى به عمل نمى آورد؛ چنان که اصحاب او نیز از بیانات و سنن آن حضرت صحیفه هاى متعددى بپرداختند که نام و نشان آنها در کتب تاریخ و حدیث مذکور است.
در این زمینه شواهد و قراین متعدد و فراوان است که این مقاله درصدد پرداختن به آنها نیست و تنها به بیان یک قرینه ـ که از قطعیت بیشترى برخوردار است ـ بسنده مى شود و آن، موضوع اختلاف و مناقشه عبداللّه بن عمرو بن عاص با سران قریش در باب نگارش حدیث پیامبر صلى الله علیه و آله است. جریان این اعتراض و مناقشه را اکثر جوامع حدیثى اهل سنت نقل کرده اند و ما به نقل از مسند احمد بن حنبل آن را از زبان عبداللّه بن عمرو بن عاص به این صورت نقل مى کنیم:
عن یوسف بن ماهک، عن عبداللّه بن عمرو قال: کنت اکتب کلّ شى ء اسمعه من رسول اللّه صلى الله علیه و آله ارید حفظه فنهتنى قریش، فقالوا: انّک تکتب کلَّ شى ء تسمعه من رسول اللّه صلى الله علیه و آله و رسول اللّه صلى الله علیه و آله بشر یتکلم فى الغضب و الرضا، فامسکت عن الکتاب فذکرت ذلک لرسول اللّه صلى الله علیه و آله فقال: اکتب، فوالذى نفسى بیده ما خرج منّى الا حق.
به دنبال این سخنِ پیامبر صلى الله علیه و آله، عبداللّه بن عمرو بن عاص موفق گردید که از بیانات رسول خدا صلى الله علیه و آلهکتابى فراهم آورد که به «الصحیفة الصادقة» شهرت یافت. به گفته ابن اثیر، این کتاب داراى هزار حدیث (یا هزار خطبه) بود. بر طبق قراین، این کتاب نزد عبداللّه بسیار ارزشمند بوده است؛ زیرا مجاهد مى گوید:
اتیت عبداللّه بن عمرو فتناولت صحیفةً تحت مفرشه، فمنعنى، قلت: ما کنت تمنعنى شیئا، قال: هذه الصادقة، (فیها) ما سمعت من رسول اللّه صلى الله علیه و آله لیس بینى و بینه احد اذا سلمت لى هذه و کتاب اللّه و الوهط فلا ابالى علام کانت علیه الدنیا (و الوهط ارض کانت له یزرعها).
صبحى صالح در خصوص تأثیر کلام نبوى بر عبداللّه بن عمرو بن عاص و دستاورد آن مى نویسد:
و من اشهر اصحف المکتوبة فى العصر النبوى «الصحیفة الصادقة» التى کتبها جامعها عبداللّه بن عمرو بن العاص ( ـ 65) من رسول اللّه و قد اشتملت الف حدیث کما یقول ابن الاثیر، و اذا لم تصل هذه الصحیفة کما کتبها عبداللّه بن عمرو بخطه، فقد وصل الینا محتواها، لانها محفوظة فى مسند الامام احمد، حتى لیصح ان نصفها بانها اصدق وثیقة تاریخیة تثبت کتابة الحدیث على عهده ـ صلوات اللّه علیه ـ و یزیدنا اطمئنانا الى صحة هذه الوثیقة انّها کانت نتیجة طبیعیة محتومة لفتوى النبى صلى الله علیه و آله لعبداللّه بن عمرو ارشاده الحکیم، فقد جاء عبداللّه یستفتى رسول اللّه علیه السلام فى شأن الکتابة قائلاً: اکتب کل ما اسمع؟ قال: نعم. قال: فى الرضا و الغضب؟ قال: «نعم، فانى لا اقول فى ذلک الا حقّا» و یخیّل إلینا انه لابدّ ان یکون عبداللّه بن عمرو قد اخذ فى کتابة الاحادیث بعد هذه الفتوى الصریحة من الرسول الکریم و تلک الصحیفة الصادقة کانت ثمرة هذه الفتوى و آیة اشتغال ابن عمرو بکتابة هذه الصحیفة سواها من الصحف ایضا. قول ابى هریره الصحابى الجلیل: ما من اصحاب رسول اللّه صلى الله علیه و آله احدا اکثر حدیثا عنه منى الا ما کان من عبداللّه بن عمرو فانه کان یکتب و کنت «لاکتب»، و اکبر الظن انّ عمرو بن شعیب ( ـ 120) ـ و هو حفید عبداللّه بن عمرو ـ انما کان یروى فیما بعد من احادیث هذه الصحیفة قارئا او حافظا من اصلها و قد اتیح للتابعى الجلیل مجاهد بن جبر ( ـ 103) ان یرى هذه الصحیفة عند صاحبها عبداللّه بن عمرو.
ضمنا اهمیت کلام ابوهریره، در کثرت احادیث مکتوب عبداللّه بن عمرو بن عاص از پیامبر صلى الله علیه و آله، وقتى روشن مى گردد که در نظر بگیریم ابوهریره خود از مکثرین حدیث بوده و در حال حاضر، 5374 حدیث از وى در جوامع روایى اهل سنت وجود دارد. با چنین زمینه هاى مساعدى ـ که از قرآن و روایات پیامبر صلى الله علیه و آله به دست مى آید ـ نتیجه گیرى مى شود که کتابت حدیث امرى مورد علاقه و اعتقاد شیعیان بوده که در هر دوره، امامان مذهب نیز بر آن تاکید کرده اند؛ اما بدون آن که نیاز به ذکر کلیه قراین به جا مانده در منابع روایى باشد، تنها در حدى که ادعاى فوق ثابت گردد، سیر کتابت حدیث در شیعه در دو مقطع تاریخى مورد بررسى قرار مى گیرد.
1 ـ 1. کتابت حدیث در شیعه تا قبل از صادقین علیهماالسلام
دوران قبل از صادقین علیهما السلام از نظر تاریخى با قرن اوّل هجرى انطباق دارد و این دوران همان مقطعى از تاریخ حدیث است که سیاست رسمى حاکم بر جامعه، سیاست منع نقل و تدوین حدیث است. از آنجا که یکى از علل اجراى این سیاست کتمان فضایل امامان علیهم السلام و محدود سازى شیعیان بوده، طبیعى است که بسیارى از مواضع امامان در خصوص اهتمام آنان به امر نگارش حدیث به دست ما نرسد؛ چنان که بسیارى از دستاوردهاى حدیثى چهار امام نخست نیز با اعمال کینه توزى هاى بنى امیه از بین رفت؛ اما با وجود این، شواهد متعددى در کتب شیعه و اهل سنت وجود دارد که همگى حکایت از توجه امامان علیهم السلام نسبت به نگارش حدیث مى کند؛ اهم این قراین عبارت اند از:
1) محمد بن حسن صفار در کتاب خود آورده است:
رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام فرمود: «آنچه به تو املا مى کنم، بنویس». على گفت: اى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله، آیا از فراموشى بر من بیم دارید؟ پیامبر صلى الله علیه و آله گفت: از فراموشى بر تو بیم ندارم و از خدا خواسته ام که تو را حفظ کند و فراموشى را از تو دور سازد؛ اما آنچه به تو مى گویم براى شرکاى خود بنویس. على گفت: اى پیامبر صلى الله علیه و آله، شرکاى من چه کسانى هستند؟ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: پیشوایانى که از نسل تو خواهند آمد.
در توضیح این حدیث باید گفت که على علیه السلام از جمله کاتبان رسول خدا صلى الله علیه و آله بوده که به طور علنى و خصوصى مطالب فراوانى از روایات آن حضرت را نوشت. این حدیث بیانگر نگارش خاص على علیه السلام در محضر پیامبر صلى الله علیه و آله است که حاصل آن به وجود آمدن مواریث خصوصى علوم اهل بیت علیهم السلام بود. در صدر این مواریث مى توان از مصحف على علیه السلام و کتاب جامعه نام برد که اوّلى محتواى قرآنى و دومى محتواى فقهى داشته است.
2) زراره از امام صادق علیه السلام روایت مى کند که آن حضرت فرمود:
جاءت فاطمة ـ سلام اللّه علیها ـ تشکو الى رسول اللّه بعض امرها، فأعطاها رسول اللّه کریسةً و قال: تعلّمى مافیها؛ فاذا فیها: من کان یؤمن باللّه و الیوم الاخر فلایؤذى جاره، و من کان یؤمن باللّه و الیوم الاخر فلیکرم ضیفه، و من کان یؤمن باللّه و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیسکت.
در توضیح حدیث یادشده باید گفت که شواهد دیگرى نیز وجود دارد که از وجود صحیفه اى نزد حضرت فاطمه ـ سلام اللّه علیها ـ حکایت مى کند؛ از جمله روایتى که محمد بن جریر طبرى در کتاب دلائل الامامة آورده است. طبق این حدیث، فاطمه زهرا ـ سلام اللّه علیها ـ ارزش صحیفه خود را با وجود حسن و حسین علیهماالسلام برابر توصیف نمود. در آن صحیفه نیز این پیام مندرج بود که: محمد صلى الله علیه و آله فرمود: از مؤمنان نیست آن که همسایه اش از شرور وى در امان نباشد و هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد، نباید به آزار همسایه اش بپردازد.
3) سیوطى در تدریب الراوى تصریح کرده است که على علیه السلام و فرزندش حسن، پس از رحلت رسول خدا صلى الله علیه و آله، در شمار موافقان کتابت حدیث بوده اند؛ به این صورت که:
اختلف السلف من الصحابة و التابعین فى کتابة الحدیث فکرهها طائفة منهم: ابن عمرو بن مسعود و زید بن ثابت و ابوموسى و ابوسعید الخدرى و ابوهریرة و ابن عمر و انس و ابن عباس و ابن عمر ایضا و احسن و عطاء و سعید بن جبیر و عمر بن عبد العزیز.
این گزارش، با اندکى اختصار، در مقدمه ابن صلاح آورده شده است.
4) دارمى از شرحبیل بن سعید آورده است:
دعا الحسن بنیه و بنى اخیه فقال: یا بنّى و بنى اخى! انکم صغار قوم یوشک ان تکونوا کبار آخرین، فتعلموا العلم فمن لم یستطع منکم ان یرویه او قال یحفظه فلیکتبه ولیضعه فى بیته.
5) و اسند الدیلمى عن على مرفوعا:
اذا کتبتم الحدیث فاکتبوه بسنده.
خطیب بغدادى مى نویسد:
نزد على علیه السلام صحیفه اى بود که در آن احکام دندان هاى شتر و حکم دیه بعضى از اقسام جراحات ثبت شده بود. نیز آن حضرت در نوبتى فرمود:«من یشترى منى علما بدرهم». ابو خثیمه گوید: با شنیدن این سخن با پرداخت درهمى کاغذى خریده و آن روایات را در آن نوشتم.
7) کلینى در حدیثى از قول ابواسحاق سبیعى آورده است:
عن الحارث الاعور قال: خطب امیرالمؤمنین خطبةً بعد العصر فعجب الناس من حسن صفته و ما ذکره من تعظیم اللّه ـ جل جلاله ـ، قال ابواسحاق: فقلت للحارث: او ما حفظتها؟ قال: قد کتبتها فاملاها علینا من کتابه: الحمد لله الذى لا یموت و لا تنقضى عجائبه....
این حدیث علاقه مندى اصحاب على علیه السلام را به کتابت حدیث نشان مى دهد و مطابق روایات دیگر، آن گاه که على علیه السلام سخن مى گفت، عده زیادى از مردم سخنان او را مى نوشتند و گاه نیز خود، امر به کتابت مى کرد و یا شخصا از روى نوشته مطالب خود را املا مى فرمود؛ طبق شواهد زیر:
الف. عن ظریف بن ناصح قال: حدثنى رجل یقال له: عبداللّه بن ایوب قال: حدثنى ابوعمرو المتطبب قال: عرضته على ابى عبداللّه علیه السلام قال: افتى امیرالمؤمنین علیه السلام فکتب الناس فتیاه و کتب به امیرالمؤمنین الى امرائه و رؤس اجناده....
ب. عن الاصبغ بن نباته قال: خطبنا امیرالمؤمنین فى داره ـ او قال: فى القصر ـ و نحن مجتمعون ثم امر ـ صلوات اللّه علیه ـ فکتب فى کتاب و قرى ء على الناس....
ج. عن ابى جمیله قال: قال ابوعبداللّه علیه السلام: کتب امیرالمؤمنین الى بعض اصحابه: اوصیک بتقوى اللّه.
8) على علیه السلام خود داراى کاتبانى بود که در خدمت او به نگارش نامه ها و فرمان هاى آن حضرت مشغول بوده اند؛ از جمله این کاتبان مى توان از ابو رافع و فرزندان او على و عبیداللّه یاد کرد. طبق تصریح نجاشى ابو رافع و فرزند او على هر دو از مصنفان اولیه شیعه نیز هستند، که داراى کتاب هایى بوده اند. شیخ طوسى نیز از یکى دیگر از کاتبان على علیه السلام به نام مسلم یاد مى کند. این کاتبان ـ چنان که گذشت ـ به طور عمده، نامه هاى على علیه السلام را خطاب به اشخاص و گروه هاى معاصر على علیه السلام، از والیان تا مخالفان آن حضرت، مى نوشته اند که امروزه تعدادى از نامه ها به عنوان فصلى از نهج البلاغه باقى مانده و معمولاً هر نامه اى با عبارت: «و من کتاب له علیه السلام» آغاز مى شود.
9) به عنوان جمع بندى این قسمت، سخنى از مستشار عبدالحلیم جندى، مؤلف کتاب الامام جعفر الصادق آورده مى شود. او در کتاب خود بارها از تقدم شیعه در تدوین علوم سخن گفته و در یک مورد مى نویسد:
عمر از ترس آمیخته شدن قرآن و حدیث، از تدوین حدیث جلوگیرى کرد و به این دلیل، تدوین حدیث یک قرن به عقب افتاد و باب جرح و تعدیل و جعل و فقدان حدیث در اهل سنت گشوده شد. امام على علیه السلام از اولین روز وفات نبى اکرم صلى الله علیه و آله به نگارش و تدوین روى آورد و چه بسا اهتمام او به نگارش موجب گردید تا در مسائلى که عمر در آن فرومى ماند، مرجع صحابه گردد.
2 ـ 1. دوران صادقین علیهماالسلام به بعد
بر عکس آنچه در مورد امامان قبل از صادقین علیهماالسلام گذشت، دوران این دو امام با عصر تدوین علوم و رفع ممنوعیت نگارش حدیث مصادف گردید. از این رو، این دو امام با استفاده از فضاى ایجاد شده، نهایت استفاده را در تربیت شاگردان کرده و پیوسته آنان را به نگارش علوم و مراقبت از دفاتر خود تشویق مى نمودند. این دو امام و به تبع آن، امامان بعد از صادقین علیهماالسلام گاه به املاى درس هاى خود به شاگردان پرداخته و گاه به سؤالات شیعیان به صورت کتبى پاسخ مى دادند؛ لذا بخشى از روایات شیعه در دوره صادقین علیهماالسلام به بعد در قالب «مکتوبه هاى حدیثى» و یا مجموعه هاى «مسائل» تدوین گردید.
از سوى دیگر، اصحاب صادقین علیهماالسلام معمولاً قبل از نایل شدن به خدمت آن بزرگواران سؤالات خود را نوشته و جاى پاسخ را خالى مى گذاشتند تا به مجرد پاسخ امامان علیهم السلام به ثبت فى المجلس موفق شوند. آنان حتى در بعضى اوقات به ثبت مسائلى اقدام مى کردند که از نظر امامان ارزشى براى نوشتن نداشتند. به هرحال، از امامان معصوم علیهم السلام، به ویژه صادقین علیهماالسلام، سفارش ها و دستورهاى متعددى در موضوع کتابت حدیث وجود دارد که مرحوم کلینى پانزده حدیث آن را در بابى با عنوان: «باب روایة الکتب و الحدیث و فضل الکتابة و التمسک بالکتب» جمع کرده است. توجه به پاره اى از روایات این باب و نیز شواهدى که در سایر منابع حدیثى ملاحظه مى شود، اثبات کننده دعاوى فوق است:
الف. عن حسین الاحمسى، عن ابى عبداللّه علیه السلام قال: القلب یتّکل على الکتابة.
ب. عن ابى بصیر قال: سمعت ابا عبداللّه علیه السلام یقول: اکتبوا فانّکم لا تحفظون حتى تکتبوا.
گفتنى است که راوى این حدیث، یعنى ابوبصیر خود اعمى بود؛ اما جهت امتثال امر امام صادق علیه السلام از وجود کاتب استفاده مى کرد.
پس از کتابت حدیث مراقبت از نوشته ها ضرورى است، لذا:
ج. عن عبید بن زراره قال: قال ابو عبداللّه علیه السلام: احتفظوا بکتبکم فانّکم سوف تحتاجون الیها.
این نیاز ـ که امام صادق علیه السلام در این حدیث از آن سخن گفته ـ ظاهرا اشاره به دورانى است که در اثر اختناق و ظلم خلفاى جور، رابطه مردم با امامان کم و یا قطع شود و تنها بتوانند با روایات ائمه علیهم السلامارتباط برقرار کنند؛ لذا ابوسعید خیبرى از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که به مفضّل بن عمر فرمود:
د. قال لى ابو عبداللّه علیه السلام: اکتب و بثَّ علمک فى اخوانک، فان متّ فاورث کتب بنیک، فانه یأتى على الناس زمان هرج لایأنوسن فیه الا بکتبهم. با این گونه توصیه ها اصحاب صادقین علیهماالسلام مشتاقانه به نگارش احادیث مى پرداختند، در این خصوص شواهد متعددى وجود دارد؛ از جمله:
ه . عن ابن بکیر، قال: دخل زرارة على ابى عبداللّه علیه السلام قال: انکم قلتم لنا فى الظهر و العصر على ذراع و ذراعین، ثم قلتم ابردوا بها فى الصیف، فکیف الابراد بها؟ و فتح الواحه لیکتب ما یقول... .
و عن عبداللّه بن سنان قال: سألت ابا عبداللّه علیه السلام عن امرءة ترضع غلاما لها من مملوکة حتى تفطمه یحلّ لها بیعه ؟ قال: لا، حرم علیها ثمنه، الیس قد قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله : یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب!؟ الیس قد صار ابنها؟ فذهبت اکتبه، فقال ابو عبداللّه علیه السلام: و لیس مثل هذا یکتب.
ز. سید بن طاووس در کتاب مهج الدعوات از قول عبداللّه بن زید نهشلى مى نویسد:
کان جماعة من خواص موسى بن جعفر علیهم السلام من اهل بیته و شیعته فى اکمامهم الواح آبنوس لطاف یحضرون عنده یکتبون فیها ما افتى و نطق به ـ سلام اللّه علیه ـ .
ح. عن على بن اسباط عن الرضا علیه السلام فى حدیث الکنز الذى قال اللّه ـ عزّ و جلّ ـ : «و کان تحته کنز لهما». قال: قلت له: جعلت فداک! اریدان اکتبه. قال: فضرب یده و اللّه الى الدواة لیضعها بین یدى فتناولت یده فقبلتها و اخذت الدواة فکتبته.
شیخ حر عاملى در تعلیق بر این حدیث مى نویسد:
اقول و مثل هذا کثیر جدّا فى انهم کانوا یکتبون الاحادیث فى مجالس الائمة بأمدهم و ربما کتبها لهم الائمة بخطوطهم.
با توجه به توصیه هاى امامان در موضوع کتابت حدیث و اشتیاق اصحاب به ثبت و نگارش روایات، در مدت کوتاهى صدها اصل حدیثى به رشته تألیف در آمد که شرح دقیق پیدایش اصول روایى نیاز به مجال دیگرى دارد؛ اما آنچه به این بحث مربوط است، آن که قبل از شکل گیرى مصطلح الحدیث به صورت رسمى، امامان شیعه علیهم السلام اصحاب خود را به طرق گوناگون تحمل حدیث و انتقال آن به دیگران، توجه دادند تا میراث مکتوب امامان پیشین هر چه سریع تر به دوره هاى بعد منتقل گردد؛ در این خصوص شواهد زیر قابل ملاحظه است.
الف. عن عبداللّه بن سنان قال: قلت لابى عبداللّه علیه السلام یجیئنى القوم فیستمعون منى حدیثکم فاضجر ولا اقوى، قال: فاقرأ علیهم من اوّله حدیثا و من وسطه حدیثا و من آخره حدیثا.
علامه مجلسى در ذیل حدیث مى نویسد:
و مما یستدل به على ترجیح السماع من الشیخ على اسماعه هذا الحدیث، فلولا ترجیح قراءة الشیخ على قراءة الراوى لامره بترک القراءة عند التضجّر.
ب. عن احمد بن عمر الحلاّل قال: قلت لابى الحسن الرضا علیه السلام: الرجل من اصحابنا یعطینى الکتاب و لا یقول اروه عنّى یجوز لى أن ارویه عنه؟ قال: فقال: اذا عملت انّ الکتاب له فاروه عنه.
این حدیث جواز نقل حدیث را از طریق مناوله به دست مى دهد و مناوله مى تواند مقرون با اجازه و یا غیر مقرون با اجازه باشد.
ج. عن محمد بن الحسن بن ابى خالد شینوله قال: قلت لابى جعفر الثانى علیه السلام: جعلت فداک! انّ مشایخنا رووا عن ابى جعفر و ابى عبداللّه علیهماالسلام و کانت التقیة شدیدةً فکتموا کتبهم و لم ترو عنهم فلمّا ماتوا صارت الکتب الینا، فقال: حدثوا بها فانّها حق.
مرحوم علامه مجلسى این حدیث را جواز روش «اعلام» در مسیر تحمل و انتقال حدیث مى داند.
جمع بندى این قسمت از مقاله را با سخنى از مصطفى عبدالرزاق به پایان مى بریم که در کتاب تمهید لتاریخ الفقه الاسلامى بر این باور است که انگیزه اصلى شیعیان در تدوین فقه و حدیث امامانشان، اعتقاد آنان به عصمت امامان بوده است. وى تصریح مى کند که:
معقول است که شروع تدوین فقه در شیعه از سابقه بیش ترى برخوردار باشد؛ زیرا اعتقاد شیعیان به مفهومى چون عصمت ـ که در مورد امامانشان مصداق داشت ـ انگیزه قوى و مناسبى جهت تدوین فتاوى و قضاوت هایشان ایجاد کرده بود.


کتابنامه:
ـ الامام الصادق و المذاهب الاربعة، اسد حیدر، بیروت: دارالکتب العربى، بى تا.
ـ اسدالغابة فى معرفة الصحابة، عزالدین ابن اثیر، بیروت: دارالفکر، 1409 ق.
ـ الامام جعفر الصادق، عبدالحلیم جندى، مصر: المجلس الاعلى للشؤون الاسلامى، 1397 ق.
ـ اضواء على السنة المحمدیة، محمود ابوریه، بیروت: مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بى تا.
ـ اختیار معرفة الرجال، محمد بن حسن طوسى، تعلیق: میرداماد، رجایى، قم: مؤسسة آل البیت، بى تا.
ـ بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، محمد باقر مجلسى، بیروت: مؤسسة الوفاء، 1403 ق.
ـ بصائر الدرجات، محمد بن حسن فروخ صفار، تهران: مؤسسة اعلمى، 1362 ش.
ـ تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام، سید حسن صدر، تهران: منشورات اعلمى، بى تا.
ـ پژوهشى در تاریخ حدیث شیعه، مجید معارف، تهران: نشر ضریح، دوم، 1376 ش.
ـ تاریخ عمومى حدیث، مجید معارف، تهران: نشر کویر، سوم، 1384 ش.
ـ تهذیب الاحکام، محمد بن حسن طوسى، تهران: نشر صدوق، 1376 ش.
ـ تفصیل وسائل الشیعة الى تحصیل مسائل الشریعة، محمد بن حسن الحر العاملى، تهران: اسلامیه، 1367 ش.
ـ تدریب الراوى، جلال الدین سیوطى، بیروت: دارالکتب العربى، 1405 ق.
ـ تقیید العلم، خطیب بغدادى، تحقیق: یوسف العش، بیروت: داراحیاء السنة النبویة، 1394 ق.
ـ تلخیص مقباس الهدایة، على اکبر غفارى، تهران: نشر صدوق، 1369 ش.
ـ جامع بیان العلم و فضله، ابن عبدالبر، بیروت: دارالکتب العلمیه، بى تا.
ـ الحدیث النبوى، مصطلحه، بلاغته، کتبه، محمد لطفى الصباغ، بیروت: المکتب الاعلامى، 1418 ق.
ـ رجال الطوسى، محمد بن حسن طوسى، قم: منشورات رضى، 1380 ق.
ـ سنن الدارمى، عبداللّه بن عبدالرحمن دارمى، استانبول، 1401 ق.
ـ سنن ابى داود، اشعث بن سلیمان، بیروت: داراحیاء التراث العربى.
ـ طبقات ابن سعد، محمد بن سعد کاتب واقدى، لیدن، 1332 ش.
ـ علوم الحدیث و مصطلحه، صبحى صالح، قم: منشورات رضى، 1363 ش.
ـ علم الحدیث، کاظم مدیر شانه چى، قم: جامعه مدرسین، 1362 ق.
ـ قواعد التحدیث من فنون مصطلح الحدیث، جمال الدین قاسمى، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1399 ق.
ـ الکافى، محمد بن یعقوب کلینى، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1363 ش.
ـ مجمع البیان لعلوم القرآن، فضل بن حسن طبرسى، بیروت: دارالمعرفة، 1408 ق.
ـ مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، بى جا، 2005 م.
ـ معرفة الحدیث و تاریخ نشره و تدوینه و ثقافته عندالشیعة الامامیة، محمد باقر بهبودى، تهران: مرکز انتشارات علمى و فرهنگى، 1362 ش.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
5 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.