Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (بخش دوم)

(6289 مجموع کلمات موجود در متن)
(2955 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

گستره علم امام از منظر کلینی و صفار (بخش دوم)
عبدالرضا حمادی

فصلنامه امامت‌پژوهی، شماره چهارم، زمستان 1390

برای دانلود نسخه‌ی PDF کامل این مقاله می‌توانید بر روی اینجا کلیک کنید.

3 ـ 4) علم به وصی و امام بعد از خود
از دیگر شاخه های دانش ائمه (علیهم السلام) نسبت به حوادث آینده، علم هر امام نسبت به امام و وصی بعدی است. روایات این بحث در یک باب از کافی قرار گرفته اند [65] که تعدادشان هفت حدیث است. در بصائر دو باب برای این موضوع سامان یافته است؛ در یک باب روایات مربوط به شناخت امام نسبت به امام پس از خود و در باب دیگر احادیث شناخت وصی امام آمده اند. [66] مجموع روایات این دو باب یازده حدیث است.
باب اول در بصائر متناظر عنوان باب کافی است و تعداد روایات مشترک این دو باب دو حدیث می باشد. [67] در باب دوم بصائر روایتی درج شده که با روایت هفتم باب کافی مشترک است. [68] در سه حدیث نیز اشتراک در غیر باب برقرار است. [69] همچنین دو روایت باب اول بصائر در ابواب دیگر کافی درج شده اند. بنابراین، تعداد روایات مشترک دو کتاب که بر این دانش دلالت دارند هشت حدیث و تعداد روایات اختصاصی کافی یک حدیث است. این روایات از اتحاد نظر کلینی و صفار نسبت به این دانش ائمه (علیهم السلام) حکایت می کنند.

4ـ 4) اهل بهشت و دوزخ
از جمله مسائلی که تحقق خواهد یافت، ورود افراد به بهشت و دوزخ است. در بصائر به صورت ویژه ای به این بحث پرداخته شده و آگاهی ائمه (علیهم السلام) نسبت به اهل بهشت و دوزخ در زمرة گسترة دانش ائمه (علیهم السلام) دانسته شده است. صفار دو باب از کتاب خویش را به این بحث اختصاص داده و در مجموع 25 حدیث متناسب با این موضوع را آورده است؛ [70] از این تعداد، دو مورد به کافی راه یافته و 23 مورد دیگر توسط کلینی نقل نشده است. اگرچه این دو روایت، علم پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت به اهل بهشت و دوزخ را اثبات می کند، اما با ضمیمة این مطلب که ائمه (علیهم السلام) از تمام دانش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بهره مندند، از دیدگاه کلینی نیز این دانش برای ائمه (علیهم السلام) ثابت می شود و همین مقدار در همراهی کلینی با صفار ـ در این موضوع ـ کافی است. اشاره به این نکته لازم است که صفار در چگونگی دستیابی رسول خدا به این دانش، روایات به معراج رفتن آن حضرت را همراه با جزئیات نقل می کند.

5ـ امور ثابت عینی غیر مادی
حقایق عالم را میتوان به دو دستة مادی و غیرمادی تقسیم کرد. مادّیات، محصور به قید زمان (گذشته، حال و آینده) هستند؛ اما غیرمادیات چنین حالتی ندارند و از نوعی ثبات در مقایسه با امور مادی برخوردارند. در این گفتار به بررسی اسم اعظم، علوم انبیا (علیهم السلام) و فرشتگان و انتساب علم غیب به اهل بیت (علیهم السلام) می پردازیم. اگرچه برخی از علوم انبیا (علیهم السلام) و فرشتگان نسبت به امور مادی است، اما از آنجا که این دانش شامل احوال خود ملائکه و عوالم فرامادی است، این بحث را در این گفتار مطرح نمودیم. همچنین دانش اسم اعظم و علم غیب نیز علم به مادیات محسوب نمی شود؛ لذا در این گفتار مورد بررسی قرار می گیرد.

1ـ 5) اسم اعظم
در اینکه حقیقت اسم اعظم چیست و چگونه صاحب آن قادر به تصرف در عالم می شود اختلاف است. این اختلاف ناشی از روشن نبودن این بحث در روایات است و هرکس با گمانه زنی و حدس به آن می پردازد. اسم اعظم، از نامهای پروردگار است که انسان برای برآورده شدن حاجتش، با آن اسم، خدا را می خواند و هرگاه خدا با اسم اعظم خوانده شود، ارادة خداوند به آن درخواست تعلق می گیرد و کمتر از آنی محقق می شود. نمونه ای از این تصرّفات، انتقال تخت ملکه سبا به دربار سلیمان نبی (علیه السلام) است. [71]
ابواب مربوط به دانش ائمه (علیهم السلام) به اسم اعظم در کافی یک باب و در بصائر سه باب (شامل 29 روایت) است [72] که در یک باب با کافی متناظرند. این دو باب در دو روایت از مجموع نُه روایت مشترکند. [73] تعداد روایات کافی در این بحث سه حدیث می باشد که هر سه مورد آن در بصائر موجود است. یک روایت دیگر کافی ـ در ادامة این باب ـ با عنوان «نادر من الباب» درج شده است. [74] هفت روایت دیگر بصائر در کافی یافت نشد. از 21 روایت باب دوم بصائر سه مورد در کافی درج گردیده است؛ [75] اما از چهار روایت باب سوم بصائر هیچ روایتی به کافی راه نیافته است. بنابراین، مجموع روایات مشترک در این بحث شش مورد و مجموع روایات اختصاصی بصائر 28 مورد است.
کلینی و صفار معتقدند ائمه (علیهم السلام) به 72 حرف از مجموع 73 حرف اسم اعظم آگاهند و این اسم ها به ایشان قدرتی خارق العاده داده است؛ به این معنا که هرگاه خدا را با این اسامی بخوانند خداوند دعای ایشان را مستجاب می کند. در این موضوع نیز کلینی، صفار را همراهی کرده و نظریة مکتب قم را پذیرفته است.

2ـ 5) علوم انبیا و فرشتگان
یکی دیگر از جنبه های علوم ائمه (علیهم السلام)، دانش فرشتگان و رسولان است. نکتة قابل توجه در روایات این موضوع این است که ائمه (علیهم السلام) این دانش را اعم از وراثتی و اهدایی پروردگار می دانند. تعداد روایات این بحث در کافی چهار حدیث است که در یک باب آمده اند. [76] در بصائر نیز یک باب به این بحث اختصاص یافته که دربردارندة هجده حدیث است. [77] تعداد روایات مشترک این دو باب، سه حدیث است [78] و در دو حدیث دیگر در غیر باب مشترکند؛ [79] اما دوازده حدیث در بصائر درج گردیده که در کافی موجود نیست. در هر حال، عنوان باب در دو کتاب، گویای اشتراک نظر کلینی و صفار در پذیرش این دانش نسبت به ائمه (علیهم السلام) است.

3 ـ 5) علم غیب
از جمله مباحث مهم در گسترة دانش امام، بحث علم غیب است. به نظر می رسد میان بزرگان، اختلاف مفهومی در این واژه وجود دارد؛ نفی کنندگان علم غیب، آن را به معنای دانشی که از دیگری اخذ نگردیده می دانند که کلینی و صفار در این گروه جای دارند. در مقابل، قائلان علم غیب آن را دانستن امور پنهان از نظر معنا می کنند. بنابراین، بسیاری از نزاع های علم غیب ائمه (علیهم السلام) بی مورد است.

در کافی بابی [80] حاوی چهار حدیث در این زمینه، درج شده است که در ابواب بصائر عنوانی مشابه آن یافت نشد. البته تمام احادیث این باب در بصائر آمده، اما صفار بابی به آن اختصاص نداده است. [81] به نظر می رسد دلیل این امر، اثباتی بودن ابواب بصائر است؛ یعنی صفار در پی اثبات علوم ائمه (علیهم السلام) است؛ نه نفی دانش از ایشان؛ حال اینکه این چهار روایت در پی نفی دانش غیب از ائمه (علیهم السلام) هستند؛ لذا صفار آنها را در لابه لای سایر روایات درج کرده است. البته نقل این روایات، خود دلیل پذیرش این نظریه از طرف صفار است.

6ـ امور غیر ثابت
در یک تقسیم بندی دیگر، میتوان حقایق عالم را به دو دستة ثابت و غیر ثابت تقسیم نمود. حقایق ثابت، تحقق یافته و موجودند؛ در حالیکه حقایق غیرثابت هنوز تحقق نیافته و از مسائلی هستند که در قضا و قدر الهی جای دارند و به دو گروه حتمی و غیر حتمی تقسیم می شوند. امور حتمی اموری هستند که خداوند وعدة تحقق آنها را داده و تخلف ناپذیرند؛ اما امور غیرحتمی ممکن است تغییر پیدا کنند و برای خداوند نسبت به آن «بدا» حاصل شود. ائمه (علیهم السلام) به این گروه نیز علم داشته اند؛ اما دانشی متغیر و بدا پذیر که با تحقّق بدا، از آن نیز آگاه می شوند.
کلینی دو باب کافی را به این بحث اختصاص داده است [82] و صفار روایات این موضوع را در چهار باب درج نموده است. [83] در این بحث، کافی هفت و بصائر 34 روایت آورده اند. در بصائر دو باب مشابه به بابهای کافی یافت شد. تعداد روایات مشترک دو باب اول، سه مورد [84] و تعداد روایات اختصاصی بصائر چهار مورد است. مشترکات دو باب دیگر، دو مورد در باب [85] و دو مورد در غیر باب است [86] و در مجموع میان دو کتاب ده روایت مشترک وجود دارند. کافی روایت اختصاصی ندارد؛ اما مجموع روایات اختصاصی بصائر 23 مورد است. این روایات، قابلیت افزایش دانش ائمه (علیهم السلام) را به اثبات می رسانند و بر این نکته تأکید می کنند که دانش ائمه (علیهم السلام) در زمانهای مختلف و به طور خاص در شبهای جمعه افزایش چشمگیری دارد.
از دیگر ابواب کافی درباره تکامل پذیری دانش ائمه (علیهم السلام)، بابی است که روایات تقسیم کنندة دانش ایشان را در بردارد. در بصائر نیز روایات این موضوع در یک باب [87] آمده اند. تعداد روایات این باب سه حدیث است که دو حدیث از آن متحد است. تعداد روایات مشترک در باب، دو مورد است [88] و یک حدیث از کافی در بابی دیگر از بصائر درج شده است. [89] بنابراین، هیچ کدام از دو کتاب روایت مختص به خود ندارند و در تمام احادیث این موضوع مشترکند؛ در نتیجه اتحاد کامل دیدگاه کلینی و صفار در این موضوع نیز روشن می شود.

7ـ علم عام
مراد از علم عام، دانش امام به تمام حقایق عالم و افعال و مقدرات الهی است. در کافی سه باب و در بصائر چهار باب بر دانش عام اهل بیت (علیهم السلام) دلالت دارند که سه باب از دو کتاب با یکدیگر مشابهت دارند. عنوان این بابها در سه گروه قرار می گیرند:

1. ائمه (علیهم السلام) خزانه داران دانش پروردگارند؛ [90]

2. ائمه (علیهم السلام) هرگاه بخواهند دانش می یابند؛ [91]
3. دانشِ آنچه بوده و هست در اختیار ائمه (علیهم السلام) است. [92]
مجموع روایات بصائر 38 و کافی پانزده حدیث است. تعداد مشترکات دو باب اول شش مورد در باب [93] و یک مورد در سایر ابواب است [94] و بصائر نُه حدیث اختصاصی دارد. در دومین باب از کافی و بصائر، در سه حدیث اشتراک وجود دارد [95] و در یک حدیث در سایر ابواب مشترکند. [96] تعداد روایات اختصاصی بصائر یک مورد است. در سومین باب از دو کتاب در یک روایت باب، اشترک وجود دارد [97] و در پنج روایت در سایر ابواب مشترکند. [98] تعداد احادیث اختصاصی بصائر چهار مورد است. اگرچه هیچ روایتی از باب چهارم بصائر [99] به کافی راه نیافته است، اما روایات این باب مطلب بیشتری بر مباحث این موضوع نمی افزایند و موجب کاستی در روایات عام دانش ائمه (علیهم السلام) نیز نمی شوند. بنابراین، کلینی و صفار در این بحث نیز اتحاد نظر دارند.

8 ـ نتیجة پژوهش
در مجموع از بررسی روایات گسترة علم امام در دو کتاب کافی و بصائر الدرجات روشن می شود که میان کلینی و صفار در گسترة دانش ائمه (علیهم السلام) اختلافی نیست و هر دو، دایرة دانش ائمه (علیهم السلام) را حقایق تحقق یافته و مقدّرات آینده می دانند و البته دانش ایشان نسبت به آینده را بداپذیر دانسته و اطلاق علم غیب بر آن را صحیح نمی شمرند. علم کامل به احکام شرعی، اطلاع از وقایع گذشته، آگاهی به امور در حال وقوع و علم به مقدرات آینده، گسترهای عظیم از دانش را برای اهل بیت (علیهم السلام) ترسیم می کند که دربرگیرندة تمام خلقت است. البته ثابت بودن این گستره به معنای علم فعلی نسبت به آن نیست؛ بلکه از منظر روایات ارائه شده در این دو کتاب، ائمه (علیهم السلام) هنگام نیاز و ضرورت از این دانش استفاده می کنند تا در اِعمال ولایت، عالمانه حرکت نمایند. [100]
مجموع روایات بررسی شده در رابطه با گسترة علم امام در کتاب بصائر الدرجات 423 حدیث است. از کتاب کافی نیز 85 حدیث ـ در ابواب اختصاص یافته به این بحث ـ مورد بررسی قرار گرفت که هفتاد مورد آن ـ همانطور که ذکر شد ـ در بصائر نیز درج گردیده است. پنج مورد از این احادیث را کلینی به واسطة اساتید خود از صفار نقل می کند. با بررسی اسناد سایر روایات معلوم می شود اینکه کلینی از صفار کم نقل می کند، به جهت بی اعتمادی به او یا عدم پذیرش روایات وی نیست؛ بلکه کلینی همان مضامین را با سندهایی کوتاهتر و بدون نیاز به اخذ از صفار، از سایر مشایخ هم دورة او دریافت کرده است؛ به عبارت دیگر، نقل از صفار باعث طولانی شدن اسناد می شد.
این بررسی مشخص می کند که کلینی نه تنها از گفتمان قم دست برنداشته، بلکه با ارائه نمونه هایی از روایات این بحث، تفکر به ارث رسیده از کوفه به قم را به ری [101] و بغداد منتقل می کند. [102]
تعداد روایات مشترک در ابوابی که عنوان مشابه در دو کتاب دارند 43 مورد و تعداد روایات مشترکی که در باب اشتراک ندارند در مجموع دو کتاب 97 مورد است. [103]
درباره حجم بالای روایات صفار باید بگوییم که وی به نقل یک حدیث با سندهای مختلف و طریقه ای متفاوت پرداخته است. شیخ بهایی در کتاب مشرق الشمسین یکی از راه های وثوق به اخبار را تکرار اسناد روایت در یک اصل می داند. [104] این مطلب نشان می دهد صفار در پی ایجاد وثوق نسبت به محتوای این روایات بوده است و به همین دلیل روایات تکراری در بسیارند.
همچنین از مقایسه این دو کتاب روشن می شود که کلینی به نقل روایات مصداقی و احادیث ناقل جزئیات کمتر پرداخته است؛ در حالیکه صفار اینگونه روایات را نیز نقل می کند و شاید همین امر موجب غریب نمایی روایات این کتاب گردیده است.
عناوین ابواب در هر دو کتاب برگرفته از روایات است؛ با این تفاوت که کلینی عنوان های خود را عام تر از صفار می نویسد تا بتواند روایات مشابه را ذیل یک باب جمع کند و از حجم کتاب بکاهد؛ زیرا وی در پی ارائة مجموعه ای از اعتقادات و احکام عملی و اخلاقی برای ارائه به جامعة عمومی شیعه ـ در جهت هدایت ایشان از جهل به سوی علم ـ بوده است و به همین دلیل از زیاد شدن حجم کتاب پرهیز کرده است. [105]


فهرست منابع
[65] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/276.
[66] . صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/ 473 و 474.
[67] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/277؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/474.
[68] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/277؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/473.
[69] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/276 و 277؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/475 و 476.
[70] . صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/190
[71] . نمل/40
[72] . صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/208، 212 و 217.
[73] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/230؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/208.
[74] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/230؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/211.
[75] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/229 و 257؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/212، 213 و 214.
[76] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/255.
[77] . صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/109.
[78] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/255 و 256؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/109، 110 و 111.
[79] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/148 و 255؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/109 و 394.
[80] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/256.
[81] . ر.ک: صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/ 113، 213، 315 و 378.
[82] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/253 و 254.
[83] . صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/130، 392، 395 و 464.
[84] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/253 و 254؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/130 و 131.
[85] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/254؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/395
[86] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/255؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/392.
[87] . صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/318.
[88] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/264؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات.
[89] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/264؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/316.
[90] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/192؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/103.
[91] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/258؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/315.
[92] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/260؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/127.
[93] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/192 و 193؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/103، 104 و 105.
[94] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 2/8 ؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/106.
[95] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/258؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/315.
[96] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/257؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/315.
[97] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/261؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/128.
[98] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/260، 261 و 262؛ صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/123، 124 و 129.
[99] . صفار، محمد بن الحسن، بصائر الدرجات/106.
[100] . حمادی، عبدالرضا، «گستره علم امام در مقایسه روایات اصول کافی و بصائرالدرجات»، (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده علوم حدیث)، فصل دوم، گفتار دوم.
[101] . مرحوم آیت الله بروجردی معتقد است کافی قبل از عرضه در بغداد، در ری و قم عرضه شده است (ر.ک: بروجردی، سید حسین، تجرید الأساتید، 1/9).
[102] . اندرو نیومن در کتاب The formative (صلی الله علیه وآله)eriod of twelve Shiism معتقد است که کلینی برای ارائه تفکر حوزه حدیثی قم در بغداد، با پراکنده کردن احادیثی که بر جایگاه بالای ائمه (علیهم السلام) دلالت دارند از بازخورد حوزة عقل گرای بغداد با این دسته از احادیث جلوگیری نمود. این تفکر با این پیش فرض به وجود آمده که کلینی الکافی را در بغداد تألیف و منتشر نموده است. وی می نویسد:
با وجود این، کلینی در نهایت با کاهش تعداد احادیث مربوط به ابعاد خاص علم و قدرت ائمه (علیهم السلام) و با ذکر پراکنده آنها در جلدها و ابواب گوناگون و نامتناسب ـ که موجب تقلیل تأثیر همه جانبه آنها می شد ـ یا با حذف آنها ـ به طور کلی ـ آن دسته از احادیث بصائر را که بر ابعاد شگفت انگیزتر تواناییها و علم ائمه (علیهم السلام) تأکید داشت، عموماً کمرنگ کرده است (ر.ک: نیومن، اندرو. جی، دوره شکل گیری تشیع دوازده امامی/ 276، 319، 323 و 347).
[103] . توجه به این نکته لازم است که در الکافی تعدادی از این روایات در ابوابی که از گستره علم ائمه (علیهم السلام) سخن می گویند ذکر نشده اند؛ لذا آمار مشترکات، بیش از آمار روایات بررسی شده در کافی است.
[104] . بهایی، محمد بن الحسین، مشرق الشمسین/26
[105] . کلینی در مقدمه کتاب چنین می نویسد: و خداوند تألیف آنچه خواسته بودی را بر من آسان ساخت و امید دارم آنگونه که خواسته بودی باشد. پس اگر در جایی از آن کوتاهی یافتی، نیّت ما در اهدای خیرخواهی کم نبوده؛ [چراکه] خیرخواهی برای برادران و هم کیشان واجب است؛ علاوه بر اینکه امید داریم در [ثواب] هر آنچه از این کتاب اخذ می شود و در هر عمل بر محتوای آن در روزگار خویش تا انتهای دنیا شریک باشیم؛ چرا که خدا واحد است و محمد پیامبر خاتم، واحد است و مکتب یکی است و حلال محمد حلال و حرام او تا روز قیامت حرام است. کتاب الحجة را به مقدار کمی گستردیم و به مقدار استحقاقش تمام نکردیم؛ چرا که دوست نداشتیم از بهره آن [در این کتاب] بی نصیب بمانیم و امیدواریم که خداوند نیّت ما را آسان سازد و اگر اجل مهلت دهد کتابی تألیف کنیم که گسترده تر و کامل تر از این باشد که حقش را ادا کند (کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، 1/9).


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
5 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.