Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

آشنایی با محدث نوری (حاج میرزا حسین نوری طبرسی)

(2869 مجموع کلمات موجود در متن)
(5358 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

آشنایی با محدث نوری (حاج میرزا حسین نوری طبرسی)
برای دانلود نسخهٔ PDF آشنایی با محدث نوری بر روی اینجا کلیک کنید.

مقدمه

سخن در این مقال از بزرگ مردی است که در پاسداری از حریم قدسی فرستادگان خداوند سبحان از هیچ تلاشی فروگزار ننمود و هرچه در توان داشت در این مسیر در طبق اخلاص گذارد و تقدیم مولای صاحب العصرش ارواحنا فداه نهاد.

محدثی گرانقدر از دیار طبرستان که اهالی آن از دیرباز در زمره فروتنانِ مقابل امامان معصوم علیهم السلام بودند.

ولادت

حاج میرزا حسین بن میرزا محمد تقی بن میرزا علی محمد بن تقی نوری طبرسی معروف به محدث نوری که از اعاظم مشایخ شیعه به شمار می روند در شوال 1254 هجری قمری در آبادیِ «یالو» یکی از آبادی های نور که یکی از شهرهای طبرستان است چشم به جهان گشود. [1]

جد ایشان میرزا علی محمد نوری از سلاله بهزاد بن کیومرث بن کاوس که از رجال دولتی بود است که نسب ایشان به هفت شاخه تقسیم می گردد که به خاطر انتسابشان به جد بزرگشان به بهزادی ملقب بودند و اکثرا همچون اجدادشان از یاوران سلطان و رجال دولتی بودند.

تعدادی از افراد این خاندان به نگارش کتابی به نام «دفتر خانوادگی» یا «دیوان الأُسرۀ» درباره نسب خود پرداختند که در تهران به چاپ رسید.

اما پدرش عالم فاضل شیخ محمد تقی بن علی محمد بن تقی نوری (1201 - 1263) که از سرشناسان علما و فقهای عصر بود که برایش مهارت تمام در فقه و اصول و علوم العقلیّۀ [فلسفه] ذکر کرده اند که البته در سرودن شعر هم صاحب ذوق بود. [2]

تحصیلات

* اساتید و کسانی که به ایشان اجازه داده اند

محضر استوانه های علم و فضل و تقوا را درک نمود.

البته پس از اینکه مقام علمی این بزرگوار برای ما روشن می شود پر واضح می گردد که یکی از دلائل این مرتبه علمی، شاگردی در محضر این بزرگانِ از دانشمندان است. از آن جمله می­توان اشاره کرد به:

1. شیخِ اعظم مرتضی انصاری. مرحوم محدث چند ماهی بیش محضر بحث شیخ را درک ننمود و در سال 1280 ق از ایشان اجازه نقل حدیث گرفت.

2. فقیهِ گران سنگ مولی محمد علی محلاتی

3. شیخ العراقین، شیخ عبدالحسین طهرانی. ایشان اولین کسی بود که به مرحوم محدث نوری در سال 1276 ق اجازه [اجتهاد یا نقل حدیث] داد.

4. عالم جلیل القدر شیخ عبدالرحیم بروجردی

5. مولی فتحعلی سلطان آبادی

6. فقیه گرانمایه مولی شیخ علی خلیلی

7. سید مهدی قزوینی

8. محقق میرزا محمد هاشم پسر میرزا زین العابدین موسوی خوانساری. ایشان نیز از کسانی است که به مرحوم محدث اجازه داد.

9. فقیه بزرگ میرزا حسن شیرازی

10. عالم بزرگ حاج مولی علی کنی[3]

شاگردان و کسانی که از ایشان اجازه گرفته اند

در دروس محدث نوری شاگردان فراوانی پرورش یافتند آن گونه که شیخ آغا بزرگ تهرانی در این باره آورده است که:

او پیشوای ائمه حدیث و رجال در ازمنه­ی اخیر است. [4]

اما بزرگانِ شاگردان وی عبارتند از:

1. سید عبدالحسین بن سید یوسف بن سید جواد بن سید اسماعیل بن محمد بن سید ابراهیم بن شرف الدین موسوی العاملی الصوری

2. شیخ محمد حسین بن شیخ علی کاشف الغطاء

3. شیخ اسماعیل بن شیخ محمد باقر مسجد شاهی نجفی اصفهانی

4. شیخ علی بن ابراهیم قمی

5. سید عبدالحسین حسینی خاتون آبادی اصفهانی مشهور به سید العراقَین

6. شیخ علی اکبر بن حسین نهاوندی

7. میرزا محمد فیض قمی بن میرزا علی اکبر قمی

8. میرزا محمد بن رجب علی طهرانی عسکری

9. شیخ میرزا حسین بن عبدالرحیم نائینی [میرزای نائینی]

10. شیخ ابوالمجد محمد رضا بن شیخ محمد حسین بن شیخ محمد باقر مسجد شاهی بن شیخ محمد تقی رازی اصفهانی

11. سید محمد رضا یثربی قاشانی پشت مشهدی بن سید اسماعیل بن سید عبدالرزاق بن سید عبد الحی حسینی

12. شیخ مهدی بن مولی علی اکبر قمی مشهور به پایین شهری

13. سید هبۀ الدین محمد علی حسینی حائری مشهور به شهرستانی

14. شیخ فضل الله نوری [شهید]

15. سید حسن صدر

16. شیخ آغا ضیاء الدین عراقی [مدرس برجسته اصول]

17. سید محسن امین عاملی

18. علامه شیخ محمد جواد بلاغی

19. شریف الاسلام سید اسماعیل مرعشی نجفی

20. حاج میرزا علی حسینی مرعشی شهرستانی

21. شیخ محمد حرز الدین نجفی صاحب معارف الرجال

22. شیخ عبد النبی نوری تهرانی

23. میرزا جواد ملکی تبریزی

مقام علمی محدث نوری

شاگرد وی مرحوم آغا بزرگ تهرانی در کتاب نقباء البشر درباره ایشان می گوید:

اگر انسان بر آنچه از کتب گران­سنگ و تالیفات با ارزش که همچون دریایی موّاج از تحقیق و دقت نظر است؛ و همچنین بر وسعت اطلاعات بی نظیر او، کمی تامل و تفکر نماید؛ بدون شک پی خواهد برد که او به تاییدات روح القدس (از ملائکه مقربین) مویَّد [مورد تایید] بوده است. [5]

وی در جایی دیگر می افزاید:

به راستی که او نفسش را نذرِ[6] خدمت به علم کرد و هیچ چیز به اندازه بحث، جست و جو و کاوش برایش اهمیت نداشت و ... این ها [همه] از فضل خداست و به هرکس که بخواهد اتی می کند و خداوند واسع و علیم است.[7]

مرتبه علمی ایشان تا اندازه­ای بالاست که علمای بعد از او به آراء و نظرات ایشان استدلال می کنند و ایشان را به دلیل شدت دقت و عمق دانائیش در استناد کردن کافی می دانند.

مرحوم استاد مطهری در کتاب ده گفتار درباره حدیث مشهور (ان الله یبعث لهذه الامه علی راس کل مائۀ سنۀ من یجدّد لها دینها) می نویسد:

برای این حدیث هیچ طریقی از طرق روایی شیعی موجود نیست، چرا که حاجی نوری آن را از کتاب های اهل سنت نقل نموده و این بزرگترین دلیل بر عدم وجود آن در کتب شیعی است و گرنه حاجی نوری [که بسیار اهل تتبّع بوده است] آن را نقل می کرد. [8]

و یا این که استاد کیوان سمیعی در خصوص نا درست بودن انتساب آل وحید بهبهانی به شیخ مفید این­گونه می نویسد:

حاجی میرزا حسین نوری که از نظر تتبُّع در حدیث و رجال کم نظیر است، آن [انتساب آل وحید بهبهانی به شیخ مفید] را در کتاب "فیض القدسی" و "خاتمه مستدرک الوسائل" ذکر نکرده است و این دلیل بر عدم صحت آن است. [9]

ونظیر آنچه که آمد از مولی کاظم خراسانی و سید محسن امین [مؤلف اعیان الشیعۀ] و دیگر بزرگان بسیار نقل شده که جملگی از عظمت تسلط محدث نوری بر حدیث و رجال حکایت می کند و ما اینجا به ذکر همین دو مورد بسنده می کنیم. [10]

محدث نوری و امام عصر علیه­السلام و عجل الله تعالی فرجه­الشریف

ایشان از دایره سلسله ای عظیم از علمای شیعه است که مسئولیت محکم کردن پیمان ولایت میان شیعیان و امام عصرشان علیه السلام را به گردن گرفت و در اثبات وجود آن امام حیّ و حاضر (ولی از دیده­ی شناختِ اغیار غائب) اهتمام فراوان می ورزید. همچنین در بر طرف کردن شبهاتی که نسبت به امام عصر ارواحنا فداه بود از اشخاص شیعه تلاش می نمود.

همچنین عمل می کرد به آنچه که امامش به آن راضی بود. می بینیم که کتابی تالیف کرده است که نامش چنین است:

"کشف الاستار فی احوال الامام الغائب عن الابصار" که در رد بر شاعری است که در شعرش نسبت به وجود آن حضرت شک و شبهه وارد کرده بود.

و کتابی دیگر با نام:

"جنۀ المأوی فیمن فاز بلقاء الحجۀ -علیه السلام- [له او معجزته] فی الغیبۀ الکبری" که در آن از 59 نفر از علاقه مندان آن حضرت یاد می کند تا عنایت امام علیه السلام در عصر غیبت را بر همگان آشکار سازد. [11]

تالیفات ایشان

کتاب هایی که به عربی تالیف نموده اند:

1. اخبار حفظ القرآن

2. الاربعونیات به جمع چهل امر از اموری که در روایات معصومین علیهم السلام به عدد اربعین اشاره دارد.

3. البدر المشعشع در بیان ذره جناب موسی المبرقع علیه الرحمۀ

4. تحیّۀ الزائر

5. جنۀ المأوی فیمن فاز بلقاء الحجۀ -علیه السلام- فی الغیبۀ الکبری

6. دارالسلام فیما یتعلق بالرویا و المنام

7. رسالۀ فی موالید الائمّه علیهم السلام

8. الصحیفۀ الثانیۀ العلویۀ شامل 103 دعا از ادعیه آن حضرت علیه السلام

9. الصحیفۀ الرابعۀ السجادیۀ که در آن 77 دعا از امام سجاد علیه السلام را جمع کرده است که در صحف سجادیه پیشین ذکر نشده است.

10. ظلمات الهاویۀ فی مقالب معاویه

11. الفیض القدسی فی ترجمۀ علامۀ المجلسی

12. کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار

13. مستدرک مزار البحار که از جمله تصنیفات ایشان است که چاپ نشد.

14. مستدرک الوسائل

15. معالم العِبَر فی استدراک "البحار" السابع عشر

16. نفس الرحمان فی فضائل سیدنا سلمان

کتاب هایی که به فارسی تالیف کرده اند:

1. ترجمه جلد دوم دارالسلام

2. سلامۀ المرصاد

3. شاخه­ی طوبی

4. کلمه­ی طیبه

5. لؤلؤ و مرجان در شرط پله اول و دوم روضه خوان: در آداب روضه خوانی

6. النجم الثاقب فی احوال الامام الغائب

و بسیاری از کتب دیگر که برای جلو گیری از اطاله مقاله از نام بردن آن ها خود داری می شود.

وفات

آن محدث جلیل القدر در شب چهارشنبه­ی سه روز مانده به آخر جمادی الثانی در سال 1320 و در شهر نجف اشرف دار فانی را به سمت دیار باقی ترک گفت.

شیخ مهدی مشهور به پائین شهری که از ایشان اجازه نقل حدیث داشت [12]، متولی غسل ایشان شد و بنا بر وصیت آن عزیز بین کتاب و عترت یعنی در ایوان سوم از سمت راست ورودی صحن مطهر از سوی باب القبله دفن شد.

نقل است که مردم از همه طبقات و علما و شعرا در وفات ایشان به جزع پرداختند و شاعر فحل، شیخ محمد ملا تستری (متوفی 1322 ق) ماده تاریخی برای او سرود:

مضی الحسـین الذی تجسّد فی نـــور علــوم مــن عالم الذر

قـدّس مثوی منه حــوی علما مقـدّس النفـس طیـب الــذّکر

أوصـــافه عطّــرت فانـشقـنا منـهـن تاریخه «شـذی العطر»

منابع

[1] ) ر.ک الفیض القدسی، مقدمۀ التحقیق، ص:26

[2] ) همان.

[3] ) الفیض القدسی، ص: 38

[4] ) همان، ص: 39 به نقل از نقباءالبشر، ج2، ص: 544

[5] ) نقباء البشر، ج 2، ص: 549

[6] ) نذر آنست که چیز غیر واجب را بر خویش واجب گردانى ... معلّق به شرط آنست که [مثلاً] گوید: اگر از این مرض صحّت یافتم پنج روز براى خدا روزه خواهم گرفت ... . قاموس قرآن، ج 8، ص: 41

[7] ) نقباء البشر، ج 2، ص: 545

[8] ) ده گفتار- استاد مطهری، ص: 114

[9] ) زندگانی سردار کابلی، ص: 69

[10] ) برای مطالعه بیشتر ر.ک الفیض­القدسی- مقدمۀ­التحقیق، صص: 46-48 و نقباء­البشر، ج 2، ص: 553 و اعیان­الشیعه- سید محسن امین، ج 6، ص: 143

[11] ) ر.ک الفیض القدسی- مقدمۀ التحقیق، ص: 52

[12] ) الفیض القدسی به نقل از الاجازۀ الکبیرۀ- السید المرعشی، ص: 230


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
9 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.