Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

آفاق علم امام در «الکافى» (بخش سوم)

(3348 مجموع کلمات موجود در متن)
(1349 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

آفاق علم امام در «الکافى» (بخش سوم)
اصغر غلامی
مجموعه مقالات فارسی کنگره بین المللی ثقة الاسلام کلینی
جلد چهارم، ص ۴۶۹ الی ۵۱۳

برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید.

و. علمى که هر صبح و شب به ائمه علیهم السلام مى‌رسد

با توجه به همین اندک روایاتى که در باب منابع علمى و سعه علم ائمه علیهم السلام مطرح شد، فراتر بودن علوم ائمه علیهم السلام را از محدوده درک و فهم ما روشن گشت. اما جالب است که ائمه علیهم السلام هیچ یک از این منابع و علوم را بزرگ‌ترین منبع و عظیم‌ترین علم خود نمى‌دانند بلکه علمى را معرفى مى‌کنند که عظیم تر از تمام علوم یاد شده است.[106] و آن، علمى است که هر روز و بلکه هر ساعت و هر لحظه به ایشان افاضه مى‌شود. و این علم، به قدرى عظیم است که امام صادق علیه السلام در مقابل آن حتى از علوم جمیع انبیا، تعبیر به علم نمى‌فرماید. کلینى مى‌نویسد: قال أبو عبد اللّه علیه السلام: إنّ سلیمانَ، ورث داوود و إنّ محمدا، ورث سلیمان و إنّا، ورثنا محمّدا. و إنّ عندنا علم التوراة و الإنجیل و الزبور و تبیان ما فى الألواح. قال: قلت: إنّ هذا لهو العلم؟ قال: لیس هذا هو العلم، إنّ العلم، الذى یحدّث یوما بعد یوم و ساعة بعد ساعة؛[107] امام صادق علیه السلام فرمود: همانا، سلیمان از داوود ارث برد و محمد صلى الله علیه و آله از سلیمان و ما از محمّد صلى الله علیه و آله ارث بردیم. و به درستى که علم تورات، انجیل و زبور، نزد ماست و نیز بیان هر آنچه در الواح است، پیش ماست. مفضل مى‌گوید: عرض کردم: همانا، علم، همین است. فرمود: این علم، (عظیم) نیست. به درستى که علم، آن است که هر روز پس از روز دیگر و هر ساعت پس از ساعت دیگر به ما تحدیث مى‌شود. روشن است که مراد از عبارت «إنّ هذا لهو العلم»، بیان برترى این علم خاص است، به صورتى که بتوان علم را در آن منحصر کرد. و نفى امام بدین معناست که علومى که از انبیاى گذشته رسیده، افضل علوم نیست بلکه علم عظیم، علمى است که هر صبح و شب و هر ساعت به ائمه اهل بیت علیهم السلام افاضه مى‌شود که همان علم به تقدیرات و خلق جدید، علم به محو و اثبات در کتاب و علم به بدائیات است که پیشتر بیان شد. این علم، نه تنها از جمیع علوم انبیا و اوصیاى گذشته بالاتر است، بلکه از منابع علمى دیگر ائمه علیهم السلام نیز افضل است. [108] زیرا همان گونه که گذشت، منابع دیگر، به صورت جمعى و جملى تقدیرات را بیان کرده اند و تفصیل تغییرات آنها به تدریج در هر لحظه به ائمه علیهم السلام افاضه مى‌شود.

حضرت امام صادق علیه السلام در مورد «صحیفه جامعه»، به منصور بن حازم مى‌فرماید: لیس هذا هو العلم. إنّما هو أثر عن رسول اللّه صلى الله علیه و آله. إنّ العلم الّذى یحدّث فى کلّ یوم و لیلة؛[109] این، آن علم افضل نیست. همانا، این از رسول اللّه صلى الله علیه و آله به جا مانده است. به راستى که افضل علم ما، آن است که هر روز و شب به ما مى‌رسد. و در روایت دیگر، وقتى حمران بن اعین به امام صادق علیه السلام عرض مى‌کند: مواریث علمى پیامبران گذشته، علم اکبر است؟ حضرت در پاسخ ایشان مى‌فرماید: یا حمران! لو لم یکن غیر ما کان، و لکن ما یحدَّث باللیل و النهار، علمه عندنا أعظم؛ [110] اى حمران! اگر غیر از این، چیز دیگرى نبود، (تو درست مى‌گفتى) اما آنچه هر شب و روز به ما حدیث مى‌شود، علم آن نزد ما عظیم تر است. در نتیجه روشن است خداى تعالى علاوه بر این که منابع فراوانى از علوم را در اختیار اهل بیت علیهم السلام قرار داده ـ که هر یک از آنها فراتر از حد درک و فهم بشر است ـ هر لحظه نیز بر سعه علمى ایشان مى‌افزاید که به تعبیر حضرت امام صادق علیه السلام، این علم، افضل علوم ائمه علیهم السلام است. بنابراین، امام علیه السلام نه تنها به اخبار گذشته و امور تقدیر شده، عالم است بلکه به خلق و تقدیر جدید، محو و اثبات در کتاب و بدائیات نیز در لحظه وقوع، علم پیدا مى‌کند .

پنجم. نفى علم غیب، علت و معناى آن

بر اساس روایاتى که تا کنون بررسى گردید، معلوم شد که منابع فراوانى از علوم در اختیار امامان علیهم السلام قرار داده شده است و هر لحظه نیز بر علم ایشان افزوده مى‌شود. اما در دو روایت، ظاهرا امام علیه السلام علم غیب را از خود نفى مى‌کند. اما در ادامه همین دو روایت و روایت دیگر، توضیحاتى در مورد علم غیب بیان شده است. لذا در این جا معناى علم غیب و علت نفى آن از سوى امامان علیهم السلام مورد بررسى قرار خواهد گرفت. غیب، امورى را گویند که بر انسان پوشیده باشد. ابن الاعرابى مى‌گوید: هر آنچه از چشم پوشیده باشد، غیب است.[111] با این تعریف، غیب، امرى نسبى خواهد بود، یعنى برخى امور، جز بر خدا بر همگان پوشیده است، لذا این امور براى خدا ظاهر و براى مخلوقات، غیب خواهند بود. به همین ترتیب امورى هستند که فقط براى عده‌اى از مخلوقات ظاهر هستند و براى دیگران غیب محسوب مى‌شوند. امّا آنچه از برخى روایات استفاده مى‌شود آن است که به علمِ مخصوصِ خداى تعالى، «علم الغیب» اطلاق شده است. پیش تر بیان که اسم اعظم، هفتاد و سه حرف است که یک حرف آن، اختصاص به خداوند متعال دارد و این یک حرف، نزد خدا در علم غیب است.[112] امام باقر علیه السلام در ذیل آیه «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا»، [113] فرمودند: «إلّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول»، و کان، و اللّه، محمّد ممن إرتضاه. و أما قوله «عالم الغیب»، فإن اللّه عز و جل عالم بما غاب عن خلقه، فیما یقدّر من شى‌ء و یقضیه فى علمه قبل أن یخلقه و قبل أن یفیضه إلى الملائکة. فذلک یا حمران! علم موقوف عنده، إلیه فیه المشیئة، فیقضیه إذا أراد و یبدو له فیه فلا یمضیه. فأمّا العلم الذى یقدّره اللّه عز و جل فیقضیه و یمضیه، فهو العلم الذی إنتهى إلى رسول اللّه صلى الله علیه و آله ثم إلینا[114]؛ «به جز کسى که او را بپسندد از رسولان خویش»، و سوگند به خدا محمّد صلى الله علیه و آله، از کسانى بود که خدا به رسالت او راضى شد. و اما این که فرموده است: «عالم الغیب» به راستى که خدا، عالم است نسبت به آنچه از خلق خود نهان کرده، در مورد چیزهایى که تقدیر مى‌کند و در علم خود قضا نماید، پیش از خَلق آن و قبل از آن که به فرشتگان ابلاغ کند. اى حمران! این است علمى که خدا نزد خود نگهداشته و خواست الهى بدان تعلق مى‌گیرد و هر گاه اراده کند به اجرا مى‌گذارد و یا بدا در آن رخ مى‌دهد پس آن را اجرا نمى‌کند. اما علمى که خداى عز و جل آن را تقدیر و قضا کرده و امضا نموده، همان علمى است که به رسول خدا صلى الله علیه و آله رسید و سپس به دست ما مى‌رسد. بر اساس این روایت، علم غیب، علمى است که مخصوص خداوند متعال است و از خلق پوشیده است. پیش‌تر بیان شد که برخى روایات، بیانگر دو علم براى خدا هستند؛ یکى علمى که به خودش اختصاص دارد و دیگرى، علمى که بر ملائکه، انبیا و رسل آشکار کرده است. علمى که اختصاص به خداى تعالى دارد علمى است که هنوز به مرتبه مشیت نرسیده است. از این علم به عنوان علم غیب تعبیر شده است. اما علمى که به مرتبه مشیت برسد براى امامان علیهم السلام ظاهر مى‌شود. همچنین چون خدا هر لحظه در کارى است، هر گاه بدائى حاصل شود یا تقدیر جدیدى رخ دهد، علم آن نیز به امامان علیهم السلام افاضه مى‌شود. امام رضا علیه السلام در پاسخ شخصى که از علم غیب ایشان سؤال مى‌کند، ساز و کار افاضه علم بر امامان علیهم السلام را توضیح مى‌دهد. [115] در روایت دیگرى، امام، آگاهى خود از غیب را نفى مى‌کند و در عین حال مى‌فرماید: هر گاه مسئله جدیدى پیش بیاید و امام علیه السلام در موقعیتى قرار گیرد که نیاز به علم جدیدى داشته باشد، خداوند علم آن را به ایشان افاضه مى‌کند. [116] پس با توجه به معناى علم غیب، اثبات افاضه علمى الهى به امامان علیهم السلام، با نفى علم غیب از ایشان منافانى ندارد. در روایت مذکور نیز امام صادق علیه السلام علم غیب را از خود نفى مى‌کند اما بلافاصله افاضه علم از سوى خداى تعالى به امام علیه السلام را اثبات مى‌کند. در روایت دیگرى که حاکى از توریه یا تقیّه امامان علیهم السلام نزد مخالفان است، ابتدا علم غیب، در مجلس عمومى، نفى شده است اما بلافاصله وقتى مجلس خصوصى مى‌شود، علمى فراوان و فراتر از حد درک بشر براى امام اثبات مى‌گردد.[117] پس نفى علم غیب، ممکن است از باب تقیه یا توریه باشد. ضمن آن که بر اساس روایت مذکور مى‌توان احتمال داد، مرادِ روایات از علم غیب، علمى باشد که مخصوص خداى تعالى است. در نتیجه، این دسته از روایات با روایات فراوانى که علمى الهى و فراتر از درک بشر براى امامان علیهم السلام اثبات مى‌کردند، کاملاً هم خوانى دارند. و با روایاتى که بر اضافه‌شدن به علم امام، دلالت داشتند قابل جمع هستند .

نتیجه نهایى

در این مقاله، با استناد به روایات فراوان، روشن شد خداى تعالى به برگزیدگان خود، یعنى امامان اهل بیت علیهم السلام، علوم فراوانى اعطا کرده و با افاضه علم قرآن کریم که منبع اصلى علوم ایشان است، آنها را از هر چیزى بى نیاز نموده است. ائمه علیهم السلام، با داشتن علوم که تبیانا لکلّ شى ء است، به روشنى و وضوح بر همه چیز آگاهى دارند. همچنین بیان شد گستره علم ائمه علیهم السلام به صورت جمعى و جملى، تمام آنچه را که مشیت الهى بر آن تعلق گرفته شامل مى‌شود و علم به خلق و تقدیرات جدید، محو و اثبات در کتاب و بدائیات نیز لحظه به لحظه به ایشان افاضه مى‌گردد. وساط علم امامان علیهم السلام، فراوان است و علم ایشان به واسطه تحدیث، نکث و نقر و امثال آن، توسط مَلَک، همواره در جریان است. و پیوسته بر علوم ایشان افزوده مى‌شود که به فرموده خود ایشان، این حیات علمى و جریان علم، افضل علوم آنهاست. زیرا به خاطر همین افزوده شدن علم است که علوم ائمه علیهم السلام هیچ‌گاه پایان نمى‌پذیرد. لذا با توجه به گستردگى و پایان‌ناپذیر بودن علم امامان، مسلم است براى به دست آوردن علم صحیح که هیچ گونه شبهه و تردیدى در آن نباشد، باید سراغ ایشان را گرفت. زیرا فقط آنها هستند که دین خالص را از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دریافت کرده اند و با وجود جهات گوناگون، علومشان هیچ نیازى به اعمال نظر و استفاده از قیاس و امثال آن ندارند. به همین جهت فرموده‌اند: إذا أردت العلم الصحیح، فعندنا أهل البیت ؛[118] اگر طالب علم صحیح هستى، نزد ما اهل بیت است. و نیز فرموده‌اند: فو اللّه، لا یوجد العلم إلّا من أهل بیت، نزل علیهم جبرئیل ؛[119] به خدا سوگند، علم صحیح یافت نگردد مگر از اهل بیتى که بر آنها فرشته وحى نازل شده است. پس راه رسیدن به علم دین، اختصاص به امامان اهل بیت علیهم السلام دارد و هر کلمه‌اى که از غیر آنها درباره دین صادر شود، باطل خواهد بود و هیچ گونه نورانیت و هدایتى در آن نیست و عمل به آن هم ثوابى به دنبال ندارد. فرمود: کلّ ما لم یخرج من هذا البیت، فهو باطل ؛ [120] هر چیزى که منشأ آن این خانه نباشد، باطل است.

منابع و مآخذ

۱. مقدمه ابن خلدون، عبد الرحمان بن محمّد ابن خلدون، قاهره: دار الشعب.

2. وفیات الأعیان، احمد بن محمّد بن خلّکان، قاهره: مکتبة النهضة المصریه، 1367 ق.

3. تأویل مختلف الحدیث، عبد اللّه بن مسلم بن قتیبه، بیروت: 1393 ق.

4. لسان العرب، محمّد بن مکرّم (ابن منظور)، قم: ادب الحوزة، 1363 ق.

5. مقاییس اللغة، ابو الحسن احمد بن فارس، تحقیق: عبد السلام محمّد هارون، قم: مکتب الاعلام الاسلامى، 1404 ق.

6. معرفت امام، محمّد بیابانى اسکویى، تهران: انتشارات نبأ، 1381 ش.

7. شرح المواقف، على بن محمّد جرجانى، قم: رضى، 1370 ش.

8. علم الهى امام (مجموعه درس گفتارها)، محمّد رضا جعفرى، قم: کتاب خانه فرهنگ جعفرى علیه السلام، بهار 1385.

9. کشف الضنون عن أسامى الکتب و الفنون، مصطفى بن عبد اللّه حاجى خلیفه، بغداد: مکتبة المثنى.

10. وسایل الشیعة، محمّد بن حسن الحرّ العاملى، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1414 ق.

11. قرب الإسناد، عبد اللّه بن جعفر الحمیرى، نجف: المطبعة الحیدریة، 1369 ق .


[106] مسلّم است علمى که هر صبح و شب به ائمه علیهم السلام مى رسد ، تفصیل چیزهایى است که در قرآن آمده است . لذا معرفى این علم ، به عنوان عظیم ترین منبع علم با این که قرآن منبع اصلى علوم امامان است ، منافاتى ندارد.

[107] الکافى ، ج 1 ، ص 224 ـ 225

[108] ر. ک : همان ، ص 239 ـ 240

[109] بصائر الدرجات ، ص 139

[110] همان ، ص 140

[111] ر. ک : لسان العرب ، ج 1 ، ص 654

[112] ر. ک : الکافى ، ج 1 ، ص 230 ، ح 1 و 3

[113] سوره جن ، آیه 27

[114] الکافى ، ج 1 ، ص 256 ـ 257

[115] همان ، ص 256 . با توجه به روایات فراوان مطرح شده در قبل مبنى بر این که علم رسول خدا صلى الله علیه و آله به ائمه اهل بیت علیهم السلام منتقل مى شود ، روشن است مراد از «من شاء اللّه » در روایت فوق ، ائمه اهل بیت علیهم السلام هستند ، ضمن آن که اصل روایت نیز در مورد علم امام علیهم السلام است.

[116] الکافى ، ج 1 ، ص 257

[117] همان جا

[118] وسائل الشیعة ، ج 27 ، ص 72

[119] بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 91

[120] وسائل الشیعة ، ج 27 ، ص 75


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
8 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.