Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

دعوى تحریف مفهوم امامت (بهزاد حمیدیه)

صفحه: 1/3
(3829 مجموع کلمات موجود در متن)
(4264 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

دعوى تحریف مفهوم امامت
بهزاد حمیدیه
روزنامه رسالت – قسمت 1 تا 3
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




قسمت اول
اشاره: در ماه محرم سال جارى قمری، دکتر محسن کدیور به ایراد سخنرانى در مورد «مسائل معرفتى اسلام حسینی» پرداختند و طى آن، نظراتشان را درباره امامت مطرح ساختند.(1) ایشان با اشاره به چند بعدى بودن قیام امام حسین علیه‌السلام، یک بعد آن را ظلم ستیزى و یک بعد دیگر آن را دین‌خواهى و اصلاح مذهبى دانسته‌اند. ایشان در رابطه با بعد اخیرالذکر، به مفهومى اشاره کرده‌اند که به اعتقاد ایشان «در طول زمان، دچار تحول جدى شده است» و آن، مفهوم «امامت» است. جناب دکتر کدیور، وظیفه خود دانسته‌اند که به تاسى از هدف قیام کربلا، به اصلاح دینى دست زده و مفهوم امامت را براى همگان واضح ساخته، انحرافات را برملا سازند! ایشان در جایى از سخنرانى خود تصریح مى‌کنند که اصلاح مفهوم امامت، «همان اهمیتى دارد که امام حسین(ع) به خاطر آن قیام کرد و برخاست»! بنابر این جناب دکتر کدیور، با این سخنرانى خویش، کار سترگ و مهمى در حد اهمیت قیام امام حسین علیه‌السلام انجام داده‌اند!
مفهوم امامت در شیعه اثنى عشرى بسیار مهم است، به گونه‌اى که یکى از اصول دین شمرده مى‌شود و جدا کننده این مذهب از مذاهب اهل سنت است. از آنجا که دکتر کدیور، امامت را به گونه‌اى متمایز و مخالف با مفهوم رایج مطرح ساخته‌‌اند، لازم است به بررسى و نقد تک تک نکات مندرج در سخنرانى ایشان بپردازم و لذا نوشتار حاضر، قدرى مفصل خواهد شد(13 قسمت.)
تحلیل نکته مرکزى دکتر کدیور
جناب دکتر کدیور، تحول نادرستى را که در مفهوم امامت در طول تاریخ صورت گرفته عبارت مى‌دانند از تغلیظ و برجسته شدن بخشى و تضعیف بخشى دیگر؛ آنچه غلیظ شده است، نوعى تقدیس در حوزه امامت است؛ حال آنکه در قرون اولیه اثر کمترى از آن یافت مى‌شود.» در تفصیل بیشتر مطلب، مشخص مى‌شود که تقدیس مورد نظر دکتر کدیور، چهار عنصر است که مفهوم امامت در علم کلام را مى‌سازند: «عصمت، علم غیب، نصب‌الهى و نص از جناب پیامبر.» این چهار نکته به اعتقاد دکتر کدیور توسط متکلمین از حدود قرن سوم و چهارم به بعد گفته شده‌اند و رفته رفته گسترده‌تر و فربه‌تر شده‌اند.
انتقادات: اندک آشنایى با علم کلام اسلامی، برملا مى‌سازد که دکتر کدیور، با ارتکاب مغالطه منطقى «کنه و وجه»، مفهوم امامت را دگرگونه گزارش مى‌فرمایند. ایشان مستحضرند که مفهوم متداول امامت در کلام عبارت است از: «رئاسه عامه فى‌الدین و الدنیا.» عین یا قریب این تعریف را از میان شیعیان به عنوان مثال سید مرتضى در الحدود و الحقایق، شیخ طوسى در کتب مختلفش، خواجه نصیر طوسى در مثلا الفصول النصیریه، ابن میثم بحرانى در قواعدالمرام، علامه حلى مثلا در نهج‌المسترشدین، فاضل مقداد سیورى مثلا در اللوامع الالهیه، عبدالرزاق لاهیجى در گوهر مراد، طبرسى نورى در کفایه‌الموحدین و میرزا احمد آشتیانى در لواقح الحقایق آورده‌اند. از میان اهل سنت معتزلی، قاضى عبدالجبار در شرح الاصول الخمسه تعریفى دارد که تقریبا به همین معنا بازگشت مى‌کند. اشاعره‌اى همچون ماوردى در الاحکام‌السلطانیه، تفتازانى در شرح مقاصد و میرسید شریف جرجانى در تعریفات نیز همین تعریف را پذیرفته‌اند.(2) در تعریف مورد اشاره هیچ جایى براى چهار عنصر مورد اشاره دکتر کدیور یعنى «عصمت، علم غیب، نصب الهى و نص از جانب پیامبر» قرار داده نشده است و این امور، جزو عرضیات امامت محسوب مى‌شوند نه ذاتیات آن. به عبارت دیگر، عصمت و علم غیب و نصب الهی، مقوم مفهومى امامت در کلام اسلامى محسوب نشده‌اند (نه در دوران اولیه شکل‌گیرى علم کلام و نه حتى در کلام امروز) در نتیجه، شالوده بحث جناب دکتر کدیور در صورتى که مبتنى بر شیفت عناصرى از عرضیات به ذاتیات امامت باشد، سراسر ناصحیح خواهد بود و در صورتى که مبتنى بر نوعى تغییر تاکید گذارى بر این یا آن عرضى باشد، هر چند قابل تامل، اما کم اهمیت خواهد شد. در قالب تمثیل، اگر مفهوم «نماز» از فعل مشهور مثلا مراقبه و مدیتیشن و مانند آن تغییر کند، تحولى کاملا معتنابه و تحریفى آشکار خواهد بود، زیرا ذاتیات نماز (از رکوع و سجود و دیگر افعال و اذکار خاص) تغییر یافته‌اند، اما اگر در میان عرضیات نماز، یک زمان بر تعقیبات آن تاکید مى‌شده و در دیگر زمان بر مقدمات آن از وضو و طهارت بدن و ... یا یک زمان، بر کدهاى اخلاق مندرج در ارکان و اجزاى نماز و زمانى دیگر بر باطن عرفانى آن تاکید مى‌شده و یا در زمانى بر جماعت خواندن آن و در زمانى دیگر بر تجمیع حواس و مدارک در نماز تاکید مى‌شده است، هر چند بحثى تاریخى در این باب مى‌توان نمود، اما ثمره چندان مهمى بر آن مترتب نمى‌شود، چه اینکه ذاتیات نماز مورد اشتراک همگان بوده و اختلافى در کار نبوده است.
بحث در تحولات مربوط به عرضیات، دریک جا اهمیت مى‌یابد و آن جایى است که حذف برخى عرضیات لازم و داخل کردن بعضى عناصر اجنبى در عرضیات مطرح باشد که البته جناب دکتر کدیور صریحا چنین امرى را موضوع سخن خویش نشمرده‌اند زیرا یک جا گفته‌اند: «اصل علم غیب [ائمه]، محور بحث من نیست. شرط بودن آن، محور سخن است»، یعنى ایشان در مورد اهمیت زیاد یافتن علم غیب تا آنجا که به شرطیت آن براى امامت تبدیل شده است به بحث پرداخته‌اند نه اصل وجود و ثبوت علم غیب یا عدم ثبوت آن براى ائمه.
شرطیت علم غیب براى امامت، امرى متاخر است و بر اثر تفخیم و تاکید زیاد این عنصر توسط متکلمین قرون چهارم به بعد وارد معارف مذهب شده است. به عبارت ساده‌تر، اگر سخن دکتر کدیور، آن بود که علم غیب، عصمت و نص الهی، عناصرى هستند که در اصل شریعت اسلامى به عنوان صفات امام طرح نشده‌اند و بعدها بر اثر جعل و تحریف، وارد دین شده‌اند، آنگاه سخن ایشان بسیار مهم و قابل توجه مى‌بود، اما سخن ایشان این است که علم غیب و عصمت، در سده‌هاى اول و دوم، از صفات امام دانسته مى‌شده و در قرون بعد تاکید بیشترى بر آن شده است، این سخن چندان مهم نیست و این امر کاملا مربوط به تحولات فرنگى و تکامل سطح دانش الهیاتى و نهایتا امرى طبیعى تواند بود.
نکته دیگر، آنکه جناب دکتر کدیور، ظاهرا دلیل خاصى بر انتخاب این چهار عنصر و نه عناصرى دیگر همچون قرابت با نبى اکرم(ص) یا علم لدنى ندارند؛ جز ترجیح بلامرجع! به علاوه، عنصر چهارم مورد اشاره دکتر کدیور، «نص از جانب پیامبر»، در کلام اسلامی، عنصرى متمایز و مجزا از نصب الهى نبوده و نیست. همچنین به نظر مى‌رسد جناب دکتر کدیور، دو عنصر عصمت و نصب الهى را در ادامه بحثشان فراموش کرده و تنها به «علم غیب» پرداخته و سعى کرده‌اند با قرائن تاریخى نشان دهند این مفهوم و مفاهیم فرابشرى از این دست (خوارق عادات و کرامات)، در آغاز، نزد شیعیان اصیل مطرح نبوده‌اند و متکلمان متاخر‌تر، با کمک اکاذیب و روایات جعلی، آنها را ایجاد یا تفخیم کرده‌اند!
نصب الهى و عصمت، هیچ گاه مورد تردید یا نفى شیعه اثنى عشرى از آغاز تا به امروز نبوده است و بزرگترین دلیل بر این امر، انحصار ائمه در 12 شخصیت نه بیشتر و نه کمتر در نزد همه شیعیان دوازده امامى است. جناب دکتر کدیور ظاهرا بدون توجه به پیامدهاى تئوریک سخنان خود (که نفى انحصار مزبور، از آن جمله است) بدان گرویده‌اند که عناصر مفهومى امام بر هر انسان دیگرى نیز قابل تطبیق است! دلایل ایشان را در شماره بعد بررسى مى‌کنیم.

پاورقى‌ها:
1-روزنامه شرق، شماره‌هاى 713 و 714، یک‌شنبه و دوشنبه 15 و 14/12/1384، ص18 . عبارات منقول از دکتر کدیور در این نوشتار، همگى از این منبع مى‌باشند.
2-رجوع کنید به: مقاله امامت، روش شناختى و چیستی، احد فرامرز قراملکی، در مجله تخصصى دانشگاه علوم اسلامى رضوی، شماره 3 (بهار 1381)، ص 135 به بعد.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
3 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.