Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

آیا امام علی علیه‌السلام به حدیث غدیر استناد کرده است؟

(2304 مجموع کلمات موجود در متن)
(3543 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

آیا امام علی علیه‌السلام به حدیث غدیر استناد کرده است؟
ماهنامه آموزشی، اطلاع‌رسانی معارف
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




       امام علی(ع) بعد از وفات پیامبر اکرم(ص) در هر موقعیتی که مناسب می‌دید، حقانیت خود را به اثبات می‌رساند از آن جمله، تذکر به حدیث غدیر و ولایت است. اینک به مواردی اشاره می‌کنیم:

الف ـ روز شورا
خطیب خوارزمی حنفی و حمّوئی شافعی به سند خود از ابی‌الطفیل عامر بن واثله نقل کرده‌اند که گفت: روز شورا کنار درب اتاقی بودم که علی(ع) و پنج نفر دیگر در آن بودند. شنیدم که حضرت به آنها می‌فرمود: "هر آینه بر شما به چیزی احتجاج خواهم کرد که عرب و عجم نمی‌تواند آن را تغییر دهد". آنگاه فرمود: "شما را به خدا سوگند ای جماعت! آیا در میان شما کسی است که قبل از من خدا را به توحید بخواند؟ همگی گفتند: خیر... شما را به خدا سوگند آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا در حق او فرموده باشد: "من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله، لیبلّغ الشاهد الغائب، غیری؟" گفتند: به خدا هرگز.1
این مضمون را جماعت بسیاری از اهل سنت در کتاب‌های خود آورده‌اند.2

ب ـ ایام خلافت عثمان
حموئی شافعی به سند خود از تابعی بزرگ، سلیم بن قیس هلالی نقل می‌کند که فرمود: در عصر خلافت عثمان، علی(ع) و جماعتی که با یکدیگر مذاکره علم و فقه می‌نمودند را در مسجد رسول خدا(ص) مشاهده کردم آنان فضیلت و سوابق و هجرت قریش و آنچه رسول خدا(ص) در فضیلت آنها بیان کرده است را متذکر شدند... در میان آن جمعیت بیش از دویست نفر از جمله علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع)، سعدبن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف، طلحه، زبیر، مقداد، هاشم بن عتبه، ابن عمر، حسن(ع)، حسین(ع)، ابن عباس، محمدبن ابی‌بکر، و عبدالله بن جعفر و از انصار، ابی بن کعب، زیدبن ثابت، ابو ایوب انصاری، ابو الهیثم بن تیهان، محمدبن سلمه، قیس بن سعد، جابر بن عبدالله، انس بن مالک و... بودند. علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) و اهل بیتش ساکت نشسته، سخن نمی‌گفتند. جماعت حاضر رو به حضرت کرده، عرض کردند: ای اباالحسن!‌ چه شده که سخن نمی‌گویی؟
حضرت فرمود: هیچ قبیله‌ای نبود جز آنکه فضیلت خود را بیان کرد و حق خود را ذکر نمود ولی من از شما جماعت قریش و انصار سئوال می‌کنم خداوند به توسط چه کسی این فضیلت را به شما عطا فرمود؟ آیا توسط شما و عشایر و اهل بیوتتان یا توسط غیر شما؟ عرض کردند: خداوند اینها را توسط محمد(ص) و عشیره او به ما عطا کرده و منّت گذاشته است نه به واسطه خود ما و عشایر و اهل بیوت ما. آنگاه حضرت(ع) شروع به ذکر مناقب و فضائل خود کرده، یکی پس از دیگری آنها را بر می‌شمارد تا اینکه می‌فرماید: شما را به خدا سوگند آیا می‌دانید که آیه‌های " یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ"3؛ " إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ"4؛ "... وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلا رَسُولِهِ وَلا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَهً..."5 کجا نازل شد؟ مردم گفتند: ای رسول خدا!! آیا این آیه مخصوص برخی از مؤمنین است یا شامل جمیع آنان خواهد شد؟ خداوند عزّوجلّ پیامبر خود را امر نمود تا والیان امرشان را معرفی کند، و نیز همان‌گونه که برای آنان نماز و زکات و حج را تفسیر نمود، ولایت را نیز تفسیر نماید و مرا نیز در غدیر خم به خلافت منصوب کند. آنگاه در خطبه‌ای فرمود: ای مردم! خداوند مرا مأمور به رسالتی کرده که دلم به آن تنگ آمده است و می‌ترسم که با ابلاغ آن مردم، مرا تکذیب کنند، ولی مرا تهدید کرده که آن را ابلاغ کنم وگرنه مرا عذاب خواهد کرد. آن گاه امر نمود تا ندای نماز جماعت سر داده شود. سپس در خطبه‌ای فرمود: ای مردم! آیا می‌دانید که خداوند عز و جل مولای من و من مولای مؤمنین و اولی به آنها از خودشان هستم؟ گفتند: آری ای رسول خدا! فرمود: بلند شو ای علی. پس من بلند شدم. حضرت فرمود: هر کس من مولای اویم پس علی مولای او است بار خدایا! هر کس که ولایت او را پذیرفت او را دوست داشته و او را تحت ولایت و سلطه خود قرار ده و هر کس که از روی عناد و سرکشی از ولایت او سرباز زد او را دشمن بدار....6

ج ـ در اجتماع کوفه
بعد از آنکه به امام علی(ع) خبر رسید که مردم او را در ادعای حقانیت خود بر خلافت متهم می‌سازند در رحبه کوفه میان جماعتی از مردم حاضر شد و بر ضدّ کسانی که با او به نزاع برخاسته بودند، به حدیث غدیر استشهاد نمود.
این احتجاج به حدّی شایع و علنی بود که عده بسیاری از تابعین آن را نقل کرده و علما نیز با سندهای مختلف و متظافر آن را در کتاب‌های خود آورده‌اند. که از جمله آنهاست ابو سلیمان مؤذن، ابن ابی‌الحدید به سند خود از ابی سلیمان مؤذن نقل کرده که علی(ع) با مردم چنین احتجاج کرد: "هر کس از رسول خدا(ص) شنیده است که فرمود: "من کنت مولاه فعلی مولاه" شهادت دهد؟ قومی به آن شهادت دادند ولی زیدبن ارقم از آن امساک نموده و شهادت نداد در حالی که می‌دانست. حضرت به او نفرین کرد که خداوند او را کور گرداند و لذا کور شد. ولی بعد از کوری حدیث غدیر را روایت می‌نمود.7 و8
برخی از گواهان
حافظ هیثمی به سند صحیح نقل کرده که تعداد نفراتی که در روز رحبه در آن منطقه حاضر بوده و احتجاج علی‌(ع) به حدیث غدیر را شنیدند و به آن شهادت و گواهی داده‌اند سی نفر بوده‌اند.9
از آنجا که تاریخ این احتجاج سال 35 هجری بوده و از وقت صدور حدیث غدیر 25 سال می‌گذشته است، طبیعی به نظر می‌رسد که بسیاری از صحابه که حدیث را شنیده بودند شهید شده و از دار دنیا رحلت کرده باشند و برخی دیگر نیز در کشورها و شهرهای مختلف پراکنده شده‌اند و تنها این سی نفر کسانی بودند که در کوفه آن هم در منطقه رحبه در آن وقت حاضر بوده و به حدیث غدیر برای امیرالمؤمنین شهادت و گواهی دادند.

د ـ احتجاج در جنگ جمل
یکی دیگر از مواردی که حضرت علی(ع) به حدیث غدیر احتجاج نمود، در روز جنگ جمل بر طلحه بود.
حافظ حاکم نیشابوری به سند خود از نذیر ضبّی کوفی تابعی نقل می‌کند که گفت: ما در روز جمل با علی(ع) بودیم، حضرت(ع) کسی را نزد طلحه بن عبیدالله فرستاد تا به ملاقات او بیاید. طلحه خدمت حضرت رسید. حضرت فرمود: تو را به خدا سوگند! آیا از رسول خدا(ص) نشنیدی که می‌فرمود: "مَنْ کُنْتُ مَولاه فَعلی مَولاه، اَللهم وال مَن والاه و عادِ مَن عاداه"؟ گفت: آری. حضرت فرمود: پس برای چه با من جنگ می‌کنی؟ گفت: یادم نمی‌آید. این را گفت و از حضرت جدا شد.10

هـ ـ‌حدیث سواران در کوفه
احمد بن حنبل به سند خود از ریاح بن حارث نقل کرده که گفت: جمعی در منطقه رحبه بر علی(ع) وارد شدند و عرض کردند: السلام علیک یا مولانا. حضرت فرمود: "چگونه من مولای شمایم در حالی که شما عرب هستید؟" عرض کردند: ما از رسول خدا(ص) شنیدیم که در روز غدیر خم می‌فرمود: "من کنت مولاه فعلی مولاه"11

و ـ احتجاج در روز صفین
سلیم بن قیس هلالی، تابعی بزرگ در کتاب خود نقل می‌کند که امیرالمؤمنین(ع) در صفین در میان لشکر خود بر منبر رفت و مردم را دور خود جمع کرد و برای‌ آنان که از نواحی مختلف بوده و از آن جمله مهاجرین و انصار بودند سخن گفت: او پس از حمد و ثنای الهی فرمود: "ای جماعت مردم! همانا مناقب من بیش از آن است که احصا شود..."
در این حدیث نیز حضرت، فضائل خود را به طور تفصیل بیان کرده که از آن جمله تذکر به حدیث غدیر است.12
برای آگاهی از احتجاج حضرت زهرا(س) و بسیاری دیگر به حدیث غدیر به‌ کتاب غدیرشناسی و پاسخ به شبهات نوشته علی اصغر رضوانی، ص 142 به بعد مراجعه شود.

پی‌نوشت‌ها:
* ـ گرفته شده از: کتاب غدیرشناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، ص 133.
1 ـ مناقب خوارزمی، ص 313، ح 314؛ فرائد السمطین، ج 1 ، ص 319، ح 251.
2 ـ الدرالنظیم، ج 1، ص 116؛ الصواعق المحرقه، ص 126، به نقل از دار قطنی؛ الامالی، طوسی، ص 332، ح 667؛ میزان الاعتدال، ج 1 ، 441، رقم 1643؛ لسان المیزان، ج 2 ، 198، رقم 2212؛ الاستیعاب، قسم سوم/1098، رقم 1855؛ التاریخ الکبیر، ج 2، ص 382؛ تاریخ دمشق،‌ رقم 1140 و 1141 و 1142؛ امالی، ضبی، مجلس 61؛ کفایه الاطالب، ص 386؛ المناقب، ح 155؛ جمع الجوامع، ج 2، ص 165 و 166؛‌ مسند فاطمه(س)، ص 21؛ کنزالعمال، ج 5 ، ص 717 ـ 726، ح 14241 و 14243.
3 ـ نساء/ 59.
4 ـ مائده/ 55.
5 ـ توبه/ 16.
6 ـ فرائد السمطین، ج 1، ص 312، ح 350.
7 ـ شرح ابن ابی الحدید، ج 4، ص 74، خطبه 56.
8 ـ اسدالغابه، ج 3، ص 469، رقم 3341؛ مناقب علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع)، ابن المغازلی، ص 20، ح 27؛ مسند احمد، ج 1، ص 135، ح 642؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 107؛ صفه الصفوه، ج 1، ص 121؛ مطالب السؤول، ص 54؛ البدایه و النهایه، ج 5، ص 210 و ج 7، ص 348؛ تذکره‌الخواص، ص 17؛ کنزالعمال، ج 13، ص 170، ح 36514؛ تاریخ دمشق، رقم 524؛ مسند علی(ع)، سیوطی، ح 144 و...؛ شرح المواهب، ج 7، ص 13؛ اسدالغابه ج 1، ص 441 ؛ الاصابه، ج 1، ص 305؛ قطن الازهار المتناثره، سیوطی، ص 278؛ مسند احمد، ج 1، ص 142؛ ح 672؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 106؛ البدایه و النهایه، ج 7، ص 384، حوادث سال 40 هجری، الریاض النضره، ج 3، ص 114؛ ذخائرالعقبی، ص 67؛ تاریخ دمشق، رقم 532؛ المختاره، حافظ ضیاء، ج 2، ص 80، ح 458؛ درّ السحابه، شوکانی، ص 211؛ مسند احمد، ج 6، ص 510، ح 22633؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 106؛ المعجم الکبیر، ج 5، ص 175، ح 4996؛ مناقب علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع)، ابن المغازلی، ص 23، ح 33؛ ذخائرالعقبی، ص 67؛ البدایه و النهایه، ج 7، ص 383، حوادث سال 40هـ ؛ مسند احمد، ج 1، ص 189، ح 953؛ البدایه و النهایه ج 5، ص 229؛ کفایه الطالب، ص 63، اسنی المطالب، ص 49؛ خصائص امیرالمؤمنین(ع)، نسائی، ص 101، ح 87 و ص 102، ح 88؛ سنن نسائی، ج 5، ص 131، ح 8472؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 105؛ جامع الاحادیث، سیوطی، ج 16، ص 263، ح 7899؛ کنزالعمال، ج 13، ص 158، ح 36487 و...؛ فرائدالسمطین، ج 1، ص 68، ح 34؛ مسند احمد، ج 1، ص 189، ح 953 و ج 6، ص 504، ح 22597؛ خصائص امیرالمؤمنین(ع)، نسائی، ص 117، ح 98؛ سنن نسائی، ج 5، ص 136 ح 8483 اسدالغابه، ج 3، ص 492 رقم 3382، مجمع‌الزوائد، ج 9، ص 104، البدایه و النهایه، ج 5، ص 229 و ج 7، ص 384؛ المناقب، خوارزمی، ص 156، ح 185؛ المعجم الکبیر، ح 5058؛‌ المعجم الاوسط، ح 1987؛ تاریخ دمشق،‌ رقم 517 - 522؛ المختاره، ضیاء مقدسی، رقم 479 و 480 و 481؛ مسند احمد، ج 5، ص 498، ح 18815؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 104؛ خصائص امیرالمؤمنین(ع)، نسائی، ص 113، ح 93؛ السنن الکبری، ج 5، ص 134، ح 8478؛‌ کفایه الطالب، ص 55؛ الریاض النضره، ج 3، ص 114؛ البدایه و النهایه، ج 5، ص 231؛ نزل الابرار، ص 52؛ اسدالغابه، ج 6، ص 252، رقم 6169؛ ینابیع الموده، ج 1، ص 36، باب 4؛ المناقب، خوارزمی، ص 156، ح 185؛ المناقب ابن المغازلی، رقم 27؛ تاریخ دمشق، رقم 520؛ مسند احمد، ج 1، ص 191، ح 964؛ تاریخ بغداد، ج 14، ص 236؛ مشکل الآثار، ج 2، ص 308؛ اسدالغابه، ج4، ص 108، رقم 3783؛ فرائدالسمطین، ج1، ص 69، ح 36؛ اسنی المطالب، ص 47 و 48؛ البدایه و النهایه، ج 5، ص 230؛ کنزالعمال، ج 13، ص 131، ح 36417؛ مسند بزّاز، رقم 632؛ مسند علی(ع) سیوطی، ص 64؛ کنزالعمال، ج 13، ص 131، ح 36417، مسند بزاز، رقم 632؛ مسند علی(ع)، سیوطی، ص 46؛ مسند ابو یعلی، رقم 567؛ جمع الجوامع، ج 2 ، ص 155؛ تاریخ امیرالمؤمنین(ع)، ابن عساکر، رقم 510؛ المختاره، ضیاء مقدسی، ج 2، ص 273، رقم 654؛ مسند احمد، ج 1، ص 189، ح 954؛ خصائص نسائی، ص 117، ح 99؛ سنن نسائی، ج 5، ص 136، ح 8484؛ فرائدالسمطین، ج 1، ص 68، ح 36؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 105، کفایه الطاب، ص 63؛ میزان الاعتدال، ج3، ص 294، البدایه و النهایه، ج 5، ص230؛ تاریخ الخفاء، ص 158؛ کنزالعمال، ج13، ص 158، ح 36487، مسند بزاز، ج 3، ص 35، رقم 766؛ سنی المطالب، ص 49؛ المعجم الکبیر، ح 5059؛‌ المعجم الاوسط، ح 2130 و 5301؛ تاریخ امیرالمؤمنین(ع)، ابن عساکر، رقم 515 و 516؛ جمع الجوامع، ج 2، ص 72؛ درالسحابه، ص 209؛ حلیه الاولیاء، ج 5، ص 26؛ خصائص نسائی، ص 100، ح 85؛ سنن نسائی، ج 5، ص 131، ح 8470؛ المناقبب، ابن المغازلی، ص 26، ح 38؛‌ البدایه و النهایه، ج 5، ص 230 و ج 7، ص 384؛ کنزالعمال، ج 13، ص 154، ح 36480 و ص 157، ح 36486؛ اسد الغابه، ج 5، ص 297، رقم 5162؛ و ج 3، ص 492، رقم 3382؛ خصائص نسائی، ص 167، ح 58؛ السنن الکبری، ج 5، ص 154، ح 8542، شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 228، خطبه 37؛ السیره الحلبیه، ج 3، ص 274؛ المعجم الکبیر، ح 8058؛ کتاب الموالاه، طبری؛ انساب الاشراف، ترجمه امیرالمؤمنین(ع)، رقم 169؛ لسان المیزان، ج 2، ص 379.
9 ـ مجمع الزوائد، ج 9، ص 104.
10 ـ المستدرک علی الصحیحین، ص 419، ح 5594؛ المناقب، خوارزمی، ص 182، ح 221؛ تاریخ دمشق، ج 8، ص 568؛ تذکره الخواص، ص 72؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 107؛ کنزالعمال، ج 11، ص 332، ح 31662 و...
11 ـ مسند احمد، ج 6، ص 583، ح 23051 و 23052؛ اسد الغابه، ج 1، ص 441، رقم 1038؛ الریاض النضره، ج 3، ص 113؛ البدایه و النهایه، ج 5، ص 231 و ج 7، ص 384 و 385؛ المعجم الکبیر، ج 4، ص 173، ح4053؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 17، ص 354 و...
12 ـ کتاب سلیم بن قیس، ج 2، ص 757، ح 25.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
3 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.