Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

علامه امینی

(6868 مجموع کلمات موجود در متن)
(3801 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

زندگینامه علامه عبدالحسین امینی

گذری کوتاه بر زندگی علامه


آن بزرگوار در سال 1320 هجری قمری در شهر تبریز و در خانه علم و تقوا دیده به جهان گشود. پدرش نام او را «عبدالحسین» نامید تا در مسیر امامت و شهادت گام نهد و بدین طریق عشق وافر خود را به پیشوای سوم شیعیان متبلور سازد. جد بزرگوارش مولی «نجف‏قلی» مشهور به «امین الشرع» از اهالی آذربایجان به علم، ادب، پاکی و پرهیزکاری آراسته بود و به خاطر شهرت جدش خانواده عبد الحسین به (امینی) معروف شده بود.
او از همان کوچکی به بازی کم توجه بود و بیشتر می‏خواست بداند، بیاموزد و در هستی اندیشه کند. نخست آیات قرآنی و سوره‏های کوتاهی از قرآن را نزد مادرش فراگرفت، آن گاه آموزش علوم، توسط پدرش شروع شد و طی سال‏ها آموزش ادبیات فارسی، عربی، منطق، فقه، و اصول انجام گرفت. کتاب‏های مختلفی در حدیث و اعتقادات از پدرش آموخت و در همان حال به حفظ اشعاری، چون «الفیه ابن مالک» و اشعاری از بزرگان دین همّت گماشت. اولین شعری که پدرش وی را به حفظ آن تشویق کرد شعری از حضرت علی(علیه السلام) بود.
اهتمام به قرآن و حدیث به خصوص نهج البلاغه وی را عاشق علی (علیه السلام) کرد. قرآن و نهج البلاغه را بارها مطالعه کرده و در معانی آن دقیق می‏شده و گاهی در مطالعه این دو کتاب می‏گریست.
ایشان در تبریز علاوه از پدر، از علمای بزرگی، چون جناب حاج سید محمد ( مؤلف مصباح السالکین ) مشهور به «مولانا» و جناب حاج سید مرتضی خسروشاهی (صاحب اهداء الحقیر در معنی حدیث غدیر) و جناب شیخ حسین (مؤلف هدیة الانام) بهره‏های علمی برد.
به خاطر همت والا و علاقه فراوانى که به ادامه تحصیل داشت، آهنگ نجف کرد، موضوع عزیمت را با پدر در میان گذاشت و از او اجازه سفر خواست. پدر که آتش عشق را در عبدالحسین شعله ور دید، به وى پاسخ مثبت داد و او در سال 1342 هجرى قمرى رهسپار حوزه علمیه نجف اشرف شد.
علامه امینى در حوزه علمیه نجف از وجود استادان بزرگوار آن زمان بهره ها جست و در جلسه درس سید ابوتراب خوانسارى (متوفاى 1346 هجرى قمرى) و سید محمد فیروزآبادى (متوفاى 1345 هجرى قمرى) حاضر شد و تلمذ کرد. بعد از ارتحال این دو استاد، از محضر دیگر عالمان و صاحبان کرسى درس بهره مند گردید.
علامه امینى براساس این آیه شریفه: « فلولا نفرمن کل فرقه طائفه لیتفقه فى الدین ولینذر قومهم اذا رجعوا الیهم » از نجف به تبریز بازگشت، اما پس از چندى اقامت، به خاطر دور افتادن از سرزمین عشق، دل تنگ شد، دیرى نپایید که عشق به مولا امیرالمومنین(علیه السلام) او را به نجف کشاند و با جدیت و کوشش وصف ناپذیرى به تحقیق و تالیف همت گماشت.
علامه امینى در ابتداى جوانى با سعى و کوشش فراوان به مقام بلند و رفیع اجتهاد رسید و از سوى بسیارى از مراجع عظام از جمله آقایان: سید ابوالحسن اصفهانى، سید میرزا على آقا شیرازى، میرزا محمدحسین نائینى، شیخ عبدالکریم حائرى یزدى، شیخ محمدحسین کمپانى اصفهانى و شیخ على قمى نجفى (رحمه الله علیهم اجمعین) اجازه اجتهاد گرفت.
علامه امینى براى تدوین و تالیف دائره المعارف بزرگ الغدیر تحقیقات گسترده اى را انجام داد.او هنگامى که تالیف دائره المعارف الغدیر را آغاز کرد، متوجه شد محققانى که بخواهند تحقیقى کامل در هر موضوعى انجام دهند، با کمبود ماخذ و مدارک چاپى و خطى رو به رو خواهند شد. از این رو لازم دید که به بسیارى از ممالک اسلامى سفر کند و کتاب خانه هاى فراوانى را ببیند تا بتواند مآخذى را که در کتاب ها و فهرست ها نام برده شده است، فراهم آورد. 4
کثرت کار و زحمت بی‏شمار که آن بزرگوار در راه خدمت به دین کشید کم کم قوای بدنی او را ضعیف ساخت و دچار مرض شد. مدت سه سال با این حالت زندگی کرد و عاقبت در روز جمعه 28 ربیع الثانی، 1390 (12 تیرماه 1349) هنگام اذان ظهر در حالی که زیر لب این عبارت را زمزمه می‏نمود:« اللهم ان هذه سکرات الموت قد حلّت فاقبل إلیّ بوجهک الکریم...» دار فانی را وداع گفت. جنازه‏اش پس از انتقال به نجف اشرف در کتابخانه عمومی به خاک سپرده شد.


تحصیلات حوزوی و اساتید
علامه آموزش های نخستین رانزد پدرش میرزا محمد آموخت. سپس در مدرسه طالبیه تبریز به تحصیل پرداخت. ادبیات،فقه واصول را نزد برجسته ترین فقیهان وعالمان و عارفان تبریز اموخت. بزرگوارانی چون :
آیت الله سید محمد بن عبدالکریم موسوی مشهور به مولانا
آیت الله سید مرتضی بن امد بن محمد حسینی خسروشاهی
آیت الله شیخ سین بن عبد علی توتنچی
علامه میرزا علی اصغر ملکی
علامه امینی برای ادامه تحصیلات عالیه اسلامی راهی نجف اشرف برجسته ترین کانون علمی شیعه امامیه آن روزگار در جهان اسلام ،شد و نزد برجسته ترین مراجع و مشایخ علمی و فقهی شیعه به تحصیل اصول فقه و کلام و حدیث پرداخت، برجستگانی چون:
آیت الله سید محمد باقر حسینی فیروزآبادى
آیت الله سید ابوتراب بن ابی القاسم خوانسارى
آیت الله میرزا علی بن عبدالحسین ایروانی
آیت الله ابوالحسن بن عبدالحسین مشکینی
علامه امینی پس از مرحله نخست تحصیلات عالیه اسلامی، به زادگاهش تبریز بازگشت و به تبلیغو تدریس و تالیف پرداخت. تفسیر فاتحه الکتاب نخستین اثر علمی قرآنی او محصول همین دوران است.
علامه امینی برای کسب هر چه بیشتر دانش ، راه ینجف اشرف شد و به تحصیل و تحقیق پرداخت و سرانجام به درجه علی اجتهاد رسید. استادان برجسته او در فقه و اصول و کلامف در این مرحله از تحصیلات عالیه، عبارتند از مشایخ ومراجع عالیقدری چون:
آیت الله سید میرزا علی بن مجدد شیرازی
آیت الله شیخ میرزا حسین نائینی
آیت الله شیخ عبدالکریم بن مولی محمد جعفر یزدی حائری
آیت الله سیدابوالحسن بن سید محمد موسوی اصفهانی
آیت الله شیخ محمد حسین بن محمد حسن اصفهانی کمپانی
آیت الله شیخ محمد حسین بن علی آل کاشف الغطاء
و اساتید علامه امینی در علم حدیث عبارتند از:
آیت الله سیدابوالحسن موسوی اصفهانی
آیت الله سید میرزا علی حسینی شیرازی
آیت الله شیخ علی اصغر ملکی تبریزی
آیت الله سید آقا حسین قمی
شیخ علی بن ابراهیم قمی
شیخ محمد علی غروی اوردوبادی
شیخ محمد محسن آقا بزرگ تهرانی
شیخ میرزا یحیی بن اسد الله خویی
علامه امینی امینی پس از کسب درجه اجتهاد ، به تدریس و تحقیق و تالیف روی آورد. تا آنجا که در دانش اسلامی علامه شد و در فقه، اصول، حدیث، تفسیر، کلام، تاریخ و رجال، مرجع عام و خاص گردید.


خصوصیات اخلاقی و اوصاف
عشق به ائمه(علیهم السلام)
علامه امینى به پیامبر و ائمه(علیهم السلام) بسیار عشق مى ورزید. همین عشق بود که وى را مجددا از تبریز به نجف اشرف کشاند. هم چنین با همین عشق و انگیزه به تالیف دائره المعارف بزرگ الغدیر دست زد و چهل سال تحقیق و تلاش کرد . هرکس که شعله عشقى به ائمه (علیهم السلام) در وجودش بود، علامه امینى را که مى دید، عشقش شعله ور و محبتش به اهل بیت(علیهم السلام) بیش تر مى شد. وقتى نام على(علیه السلام)، فاطمه(سلام الله علیها) و امام حسین(علیه السلام) را مى شنید، بى اختیار گریه مى کرد . در سخنرانى ها از ولایت آنان مى گفت و سعى داشت تا مردم با اهل بیت (علیهم السلام) بیش تر آشنا شوند.
علامه امینى به ائمه (علیهم السلام) به خصوص امام على (علیه السلام) به قدرى عشق مى ورزید که همیشه آن ها را ناظر و راهنماى خود مى دانست. وى در این خصوص مى گوید: "هرگاه پشت میز مى نشستم که الغدیر را بنویسم، مثل این بود که على (علیه السلام) را در کنار میزم مى دیدم که مطالب را به من دیکته مى فرمود".

تزکیه نفس
عالمان دین همواره در اندیشه تربیت نفس خود هستند و آن را از ضروریات مى دانند، زیرا معتقدند که انسان از راه تزکیه و تربیت نفس مى تواند به قله انسانیت و ملکات اخلاقى برسد. علامه امینى بسان استادان خود و پدر و جدش، در مرحله تهذیب نفس و ملکات باطنى و انجام عمل صالح، نمونه دوران بود. وى در این باره مى گوید: "و از راه اعمال صالحه و مداومت در ادعیه و تفکر در زیارات ماثوره انسان به حقایقى برخورد مى کند که پیش سالک دانستنى است نه گفتنى".

اراده قوى
علامه امینى داراى اراده اى پولادین بود. وى قبل از تصمیم، درست فکر مى کرد و تمام جوانب مسئله را دقیقا بررسى مى کرد و به تحلیل آن مى نشست، آن گاه عزم را جزم مى کرد و با پشت کارى قوى به پیش مى تاخت. سفرهاى وى به بسیارى از کشورها و استنساخ بسیارى از نسخ کتاب خانه هاى خارج از کشور ناشى از همین اراده قوى او بود. علامه امینى براى کشف میراث عظیم اسلامى زمان نمى شناخت، همواره از این کشور به آن کشور، از این کتاب خانه به آن کتاب خانه و از مکه تا رامپور مى رفت تا میراث گران سنگ عالمان گذشته را شناسایى و مطالعه کند. وقتى انسان با آثار او آشنا مى شود، متوجه مى شود که امینى چگونه به تنهایى کار یک گروه توانمند و منسجم، طرح عظیم الغدیر را به پایان رساند.

مصلح دینى و اجتماعى
متاسفانه در عصر علامه امینى بعضى از نویسندگان عرب در آثار و تالیف هاى خود به چالش با اندیشه شیعه پرداختند و از تهمت و افترا به تشیع دریغ نکردند. علامه امینى از این روش نادرست بسیار نگران بود و به شدت با آن مبارزه کرد. به همین رو با بسیارى از دانشمندان و عالمان دین از طریق نامه یا ملاقات حضورى تماس حاصل کرد و آنان را به درست نویسى و حق جویى دعوت کرد و از آنان خواست تا جلو نویسندگان کج اندیش را با پاسخى علمى و منطقى بگیرند. ایشان همواره از دانشوران و پژوهش گران مى خواست تا از نگارش و سخنرانى هاى تفرقه افکن بپرهیزند.
علامه امینى تالیف کتاب الغدیر را بر این اساس آغاز کرد و هیچ کس پس از مطالعه این دائره المعارف بزرگ احساس نادرستى از آن نداشت. استاد محمدرضا حکیمى در این باره مى گوید: "صاحب الغدیر در خلال هزارها صفحه مطالعه خویش در کتب قرون گذشته معاصران، به صدها تعبیر رکیک، توهین، جعل، افترا، فحش و هتک مقدسات برخورد کرده است چنانکه خود با لحنى دردناک از آن ها یاد مى کرد با این همه در سراسر 4513 صفحه الغدیر (تا این جا که چاپ شده است) همواره وقار یک مصلح دل سوز را با خود داشته و به تعبیر خود (به اقتباس از قرآن کریم) « واذا مروا باللغو مروا کراما » بوده است."

ابهت علامه
علامه امینى ابهت زیادى داشت. او از یک سو مردى سفر کرده بود و با عالمان بسیارى از کشورها به گفت وگو نشسته بود، آثار فراوانى از دانشمندان سنى را دیده و خود مجتهدى وارسته و آشنا به نیازهاى روز و دل سوخته و عاشق ائمه(علیهم السلام) بود و از سوى دیگر اندامى رشید، قامتى بلند، استخوان بندى درشت، چشمانى سیاه و درشت داشت. سوز ایمان و اخلاص در عمل او شهره آفاق بود. هرگاه وارد مجلسى مى شد، همگان به احترام او مى ایستادند، کسى را یاراى تکلم با او نبود مگر بعد از آن که تبسمى مى کرد، و با آرامى با مخاطب سخن مى گفت.

امانت دارى
علامه امینى در تحقیق و نگارش، امانت دار بود. اگر مطلبى را از جایى نقل مى کرد، دقیقا آدرس آن را مى نوشت. وى با خلوص تمام به نقل و نقد تاریخ مى پرداخت و در این راه تقوا را پیشه خود ساخته بود.

قاطعیت
علامه امینى بسیار قاطع بود و صریح سخن مى گفت. او قبل از نگاشتن و سخن گفتن، درست مى اندیشید و بسیار مطالعه مى کرد و بعد از آن که کاملا مجهز مى شد با خلوص نیت به وظیفه اش عمل مى کرد و هرگز از ارزش ها و حقیقت ها یک گام به عقب نمى نشست و خیلى صریح و با برهان، حق را براى حق طلبان عصر خود و آیندگان حق جو بازگو مى کرد. (او به اقتضاى بحث علمى و رعایت واقع تاریخى، پژوهش هاى خویش را با کمال حریت و قاطعیت دنبال مى کرد و براى زنده نگاه داشتن شعله ولاى على در جان ها، زبان آتشین خویش را هیچ گاه میان سخن به کام نمى برد. راست و صریح و قاطع سخن مى گفت و مدرک ارائه مى داد.)


اقدامات و میراث علمی
1 تاسیس کتابخانه
علامه امینى به کتاب و کتا بخانه علاقه زیادى داشت. وى در خلال سالیانى که در پى تالیف دائره المعارف بزرگ الغدیر بود، به یکى از تنگناهاى پژوهشى در حوزه علوم اسلامى پى برد و آن نبود کتاب خانه اى عظیم بود تا پاسخ گوى خیل محققانى باشد که قصد تحقیقات گسترده و دامنه دار را در موضوع هاى مهم و بنیادى داشتند.از این رو با همتى بلند و تلاشى فراوان اقدام به تاسیس کتاب خانه اى عظیم در نجف اشرف و در جوار حرم مطهر امیرالمومنین على (علیه السلام) کرد. کلنگ کتاب خانه در سال 1373 هجرى قمرى بر زمین زده شد. وى با کمک مادى مردم خیر ایران اسلامى کتاب خانه را ساخت و در روز عید غدیرخم سال 1379 هجرى قمرى با حضور عالمان و اندیشمندان، فضلا و طلاب علوم دینى حوزه علمیه نجف اشرف آن را افتتاح کرد. این کتاب خانه از جمله کتاب خانه هاى کم نظیر جهان اسلام در عراق است. علامه امینى به خاطر عشق و دل بستگى خاصى که به امیرالمومنین (علیه السلام) داشت، نام کتابخانه را"مکتبه الامیرالمومنین(ع) العامه" (کتابخانه عمومى امیرالمومنین (علیه السلام) ) گذاشت. استاد محمدرضا حکیمى مى گوید: "علامه امینى این کتاب خانه عظیم و گران سنگ را وقف آستان قدس رضوى کرد. از این روى، این کتاب خانه اکنون یکى از ثروت هاى ملى و معنوى ایران است در نجف، و مایه سرافرازى ملت ایران است."

2 انتشار نشریه صحیفه المکتبه
از آن جایى که کتاب خانه امیرالمومنین (علیه السلام) از جمله کتاب خانه هاى مهم بود و محققان و پژوهش گران و دوست داران علم مى بایستى از آثار گران سنگ موجود در آن مطلع باشند، علامه را بر آن داشت تا نشریه اى با نام (صحیفه المکتبه) منتشر کند که سه شماره از این نشریه درباره اهمیت کتاب و کتاب خانه، فهرست نسخ خطى و مآخذ مهمى که در سایر کتاب خانه هاى دنیا وجود دارد، نحوه برخورد کتاب داران و مسئولان و کارکنان کتاب خانه با مراجعان و کتاب خوانان و سنت کتاب دارى، منتشر گردید.

3 طرح خانه نویسندگان
علامه امینى در سالیان تحقیق به بسیارى از کشورها سفر کرد و رنج هاى فراوانى متحمل شد و در این مدت به بایسته هاى پژوهشى و شبهاتى دست یافت که لازم بود محققین و پژوهش گران ارجمند به طور دقیق و عمیق و استدلالى به آن ها بپردازند، از این رو طرحى با عنوان (خانه نویسندگان) تهیه کرد تا علاوه بر شکوفا شدن بسیارى از استعدادهاى نهان و تربیت محققان جوان، کاستى ها و بایسته هاى پژوهشى دقیقا شناسایى شده و تحقیقى جامع در آن خصوص انجام پذیرد.
محمدرضا حکیمى در این باره مى گوید: "سختى هایى را که صاحب الغدیر در راه تالیف دیده بود، و موانع را شناخته و دردها را لمس کرده بود و بالجمله روح علمى او، اندیشه تاسیس خانه نویسندگان را در وى پدید آورد. مقصود او از خانه نویسندگان چنان که خود شرح مى داد این بود: در کنار کتابخانه امیرالمومنین (علیه السلام) در نجف، محلى زیبا و بهداشتى و مدرن ساخته شود مجهز به همه وسایل و اتاق هایى چند که هریک در اختیار محقق و نویسنده اى قرار گیرد؛ همه گونه نیازمندى هاى شخصى محقق تامین گردد؛ در هر اتاق یک قفسه از کتاب هاى اولیه و مرجع ضرورى رشته کار محقق گذارده شود؛ وسایل اولیه درمانى در اختیار محقق باشد و طبیبى همواره از حال او مراقبت کند؛ آشپزخانه اى مجهز، صبح و ظهر و شام، خوراک او را بنا به میل و تناسب آماده کند و به اتاق او بفرستد؛ هر اتاق داراى یک پیش خدمت ویژه باشد تا کارهاى مختلف شخصى نویسنده یا محقق را انجام دهد؛ در هر اتاق یک دوره فهرست کتاب خانه گذارده شود تا محقق هر کتابى را خواست و براى کار خویش لازم دانست از کتاب خانه بخواهد؛ ضمنا اگر محقق به ماخذ یا ماخذى نیاز یافت که در کتابخانه استاد نبود، از هر جایى که ممکن است تهیه گردد و در اختیار او قرار داده شود. وقتى مولفى با چنین شرایطى تامین شده و راحت، از حیث محل و دیگر نیازهاى زندگى که آرمان محققان جهان است به تالیفى دست زد و آن را پرداخت، اگر آن تالیف مناسب حوزه کار کتاب خانه بود، کتاب خانه خود به چاپ و نشر آن اثر اقدام کند."
علامه امینى در این خصوص زمینى را در کنار کتاب خانه خریدارى کرد اما موفق به اجراى طرح دارالتالیف نشد.

4 طرح نقد و معرفى نشریات
علامه امینى هنگام بررسى کتاب خانه ها و مطالعات عمیق به این نتیجه دست یافت که متاسفانه بسیارى از اندیشه هاى فقهى، اصولى، فلسفى، تاریخى، ادبى، اقتصادى، جامعه شناسى و... اسلام به خصوص شیعه مورد تحریف قرار گرفته و سرمایه هاى معنوى تشیع وارونه نشان داده مى شد، که این امر به اسلام و مواریث اسلامى لطمه مى زند، بنابراین نیاز به اصلاح جدى دارد. گام اول این است که عده اى به نقد محکم و مبرهن این دسته از کتاب ها و مقالات همت گمارند تا در اصلاح مسیر آنان گامى استوار و شایسته بردارند و دیگران از آن ها عبرت بگیرند و دست خود را به این خیانت آلوده نسازند. آقاى محمدرضا حکیمى در این خصوص مى گوید: "آرمان وى در این مقصود، چنان که خود مى گفت، این بود: هیئتى از طلاب و دانشجویان فاضل و صاحب استعداد در زمینه علوم و فرهنگ وسیع اسلامى تا مرتبه اجتهاد و تحقیق، تربیت شوند، آن گاه براى اینان مرکزى با وسایل کافى و کتاب خانه مجهز تهیه شود. از سوى دیگر با مراکز علمى جهان، پیوسته تماس حاصل گردد، و در هرجا و هر گوشه جهان، هر کلاس و دانشکده و دانشگاه و مدرسه عالى و موسسه تحقیقاتى و مرکز انتشارات، کتاب، مقاله، جزوه و.
.. درباره اسلام و تشیع منتشر مى شود، به دست آید و پس از تقسیم به رشته هاى ویژه، در اختیار گروه نام برده گذارده شود. گروه پس از آن که نشریه را مورد رسیدگى قرار داد و اشکال ها و اشتباهاتش را نوشت و مدارک و دلایل را ثبت کرد، آن یادداشت ها را براى شخص یا مرکزى که مطلب نادرست یا مشتبه را نوشته و نشر داده است، بفرستد. اگر خود آن شخص یا مرکز، کار خویش را تدارک کرد و در سطح نشریه نخست، توضیحات و تصمیمات این مرکز رسیدگى اسلامى را نیز منتشر ساخت، چه بهتر؛ حقیقت روشن گشته است و زیان نشر مطالب نادرست و محرف آگاهانه یا ناآگاهانه حتى المقدور جبران و برطرف شده است؛ اما اگر آن شخص یا مرکز ترتیب اثر نداد، این مرکز تحقیقاتى، توضیحات را در سطح انتشار اصل در جهان نشر دهد و جلو باطل نویسى و اشاعه فرضیات نادرست را سد کند. ضمنا بر پایه تفاهم و محبت انسانى و پیروى از روحیه علمى، با مراکز دانشگاهى و تحقیقاتى جهان و از جمله کشورهاى مختلف اسلامى تماس حاصل شود به منظور کمک کردن به آنان از جهت دادن ماخذ، روشن کردن مقدار اعتبار ماخذ معروف، شور و همکارى در چگونگى کار تحقیقى، شناساندن ماخذ و اصول علمى که براى آنان ناشناخته مانده است، و بیان نظر صحیح در مواردى که حاصل تحقیقات و عرضه هاى آنان شامل نظر صحیح نیست...."


تالیفات علامه امینی
1 شهداء الفضیله
اولین اثر علامه امینى, شهداى فضیلت بود. وى این اثر را در سى سالگى به رشته تحریر درآورد و در آن به زندگى نامه 130 شهید عالم شیعه در طول ده قرن یعنى از قرن4 تا 14 هجرى قمرى پرداخت. اصل کتاب به عربى است که به زبان فارسى نیز ترجمه شده است.
شاید تالیف این کتاب به لحاظ علاقه علامه امینى به شهادت و شهید بوده است و شاید مظلومیت عالمان شهید, وى را وادار به خلق این اثر کرده است. ایشان در مقدمه این کتاب مى گوید: "کتابى که در گردآورى مطالب و تالیفش رنج ها برده و در ترتیبش وقت هاى گران بها صرف کرده ام, تاریخ عالمان مشهور و بزرگ ما است که در راه حقایق اسلامى جان باخته و به افتخار شهادت نایل آمدند." این کتاب در سال 1355 هجرى قمرى در نجف اشرف و در سال 1393 هجرى قمرى در شهر مقدس قم به چاپ رسیده است.

2 ادب الزائر لمن یممّ الحائر
این کتاب در شرح آداب زیارت حضرت امام حسین(ع) است و براى اولین بار در سال 1362 هجرى قمرى در نجف اشرف به چاپ رسید.
علامه امینى در این کتاب به تبیین فلسفه زیارت خصوصا زیارت ابا عبدالله الحسین(ع) مى پردازد و به جنبه هاى پرورشى زیارت اهمیت بیش ترى مى دهد.

3 الغدیر فى الکتاب والسنه والادب
این کتاب دائره المعارف بزرگ اسلامى است, که آمیختگى شگرف آن با آیات قرآن و احادیث پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) در سراسر این کتاب ظاهر است. استاد حکیمى درباره "الغدیر" مى گوید: "آن چه در کار کتاب الغدیر مهم است, فقه التاریخ است. مورخان ما کم تر به فقه تاریخ پرداخته اند و بیش تر کار آنان منحصر به جمع و تدوین بوده است نه نقد و تطبیق, لکن در الغدیر به مباحث تطبیقى بى شمارى مى رسیم که براى روشن کردن تاریخ اسلام و نشان دادن مقدار اعتبار دیگر ماخذ و هم مقیاس هایى کلى براى شناخت این مسائل, سندى علمى و قاطع است."
از جمله ویژگى هاى الغدیر این است که تاریخ را یک بار دیگر زنده کرد و در معرض دید همگان قرار داد. در واقع کتاب الغدیر, کتاب اصلاح تاریخ و ایجادکننده تفاهم و وحدت است. آقاى حکیمى در توصیف این کتاب مى گوید: "به نظر این بنده مناسب است بر کلماتى که در صفحه عنوان الغدیر آمده است (یعنى این کلمات: کتاب دینى, علمى, فنى, تاریخى, ادبى, اخلاقى), کلمات زیر نیز افزوده شود:
مبدئى, انسانى, تقدمى, اصلاحى, عملى, اجتماعى, ایدئولوژیکى, سیاسى, انقلابى.

4 سیرتنا و سنتنا
پاسخ به پرسش های یکی ا زعلمای حلب

5 تحقیق وتصحیح کامل الزیارات
این کتاب از تالیفات ابن قولویه قمى از مشایخ قدیم شیعه است و یکى از معتبرترین متون زیارتى شیعه به شمار مى آید.
کتاب مذکور با تحقیق و تعلیق علامه امینى در سال 1356 هجرى قمرى در نجف اشرف به زیور طبع آراسته شد.

6 تفسیر فاتحه الکتاب

7 پیوست هایی در فقه و اصول بر مکاسب و رسائل شیخ انصاری

8 ریاض الانس
در ادبیات، تاریخ، تفسیر، حدیث، به عربی و فارسی

9 رجال اذربایجان
شرح حال 234 نفر از علما، ادبا وشعرای آذربایجان

10 ثمرات الاسفار
شرح سفرهای علمی به ایران، هند، سوریه، ترکیه و...

11 الایات النازله فی العتره اطاهره

12 المقاصد العلّیه فی المطالب السّنیه
در تحلیل وتفسیر برخی ایات قرآن


علامه امینی و الغدیر


شهر آرمانی غدیر
تألیف رسالات گوناگون، جان شیفتة علامه امینی را خوشنود نساخت. لذا بر آن شد، مدینه فاضلة اسلامی را به صورت منقحی امت اسلامی عرضه دارد و داستان سال دهم هجرت را در خاطره‎ها زنده کند و آن زمانی است که استعمارگران با حیله‎های خاص خود امپراطوری عثمانی را از بین برده‎اند و در عرصة عقیدتی دولت سنّی مذهبی را که به عنوان حکومت اسلامی بر سرزمین پهناوری حکومت می‎کرد، از صحنه خارج ساخته‎اند. علامه امینی به عنوان آسیب شناس اجتماعی، این گونه تشخیص داد که با زوال دولت عثمانی نباید به دولتهای استعمارگر اجازه داد، تا جایگزین دولت و لو ظاهر اسلامی شوند.
از دیدگاه او، امت اسلام که با زوال دولت 632 ساله عثمانی روبرو گشته است، و تلخی‎های بسیار چشیده، بهتر است، نظام مدینة فاضلة اسلامی را که در آن اصل بنیادی غدیر مطرح است، تجربه نماید. نظامی که پیامبر جز به آن سفارش نفرموده است.
علامه امینی با تألیف «الغدیر» خاطرات عصر نبوی را تجدید می‎کند، عصری که سروری از آن امت قرآنی است و رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) رهبری آن را بر عهده دارد و بعد از خود، ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را معرفی کرده است.
امینی، احیاگر سنت نبوی، با «الغدیر» جلوه‎های شوکت و عظمت امت اسلامی را در خاطره‎ها زنده می‎دارد و اصل اصیل و محور حکومت قرآنی، جریان غدیر خم را یاد آور می‎شود.
امینی در عصری زندگی می‎کند که شکست دولت عثمانی روی داده است. شکستی که اگر «اصل غدیر» و رهبری امت آن گونه که پیامبر اسلام و قرآن کریم فرموده، اجرا می‎گردید، روی نمی‎داد و انگلیس را جرأت آن نبود که عراق را جزء مستعمرات خویش در آورد.
امینی احیاگر مدینة فاضله قرآنی، با قرآن و حدیث و شعر و حماسه، مبانی فلسفه سیاسی اسلام را به جهانیان ابلاغ نمود. وی علاوه بر این که با رجوع به قرآن و سنت و رعایت موازین «سند شناسی» و «نقد حدیث» حقائق غیر قابل انکاری را پیش چشم امت اسلامی نهاد و مسأله اختلاف اهل یک کتاب و قبله را از میان برداشت. جهانیان را به این مسأله واقف ساخت که فلسفه امامت و رهبری از اصول شناخته شده تشیع، از مبانی اصیل اسلامی است که با رعایت آن حکومت اسلامی برقرار می‎گردد، آن گونه که در صدر اسلام رسول اعظم الهی(صلّی الله علیه و آله) و امیر مؤمنان (علیه السلام) با تکیه به این اصل، حکومت اسلامی را بنیاد نهاده و حیات سیاسی اسلام را استمرار بخشیدند.
علامه مصلح با نقد آثار و تألیفات کسانی چون »ابن تیمیه«،» آلوسی«، »قصیمی« و »رشید رضا« در صدد بر آمد وحدت و اخوت اسلامی را در جهان اسلام بگستراند و تخمهای نفاق و تفرقه را بخشکاند. وی در پی اسناد حدیث غدیر، بیست و چهار کتاب تاریخی، بیست و هفت محدث و چهارده مفسر قرآن و هفت متکلم اسلامی را می‎یابد که به نقد حدیث غدیر پرداخته‎اند. آن گاه راویان حدیث غدیر از صحابة پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را به ترتیب حروف الفبا ذکر می‎کند.
وی یکصد و ده تن از اصحاب را نام می‎برد که حدیث غدیر را روایت کرده‎اند و به نام هشتاد و چهار تابعی اشاره می‎نماید. سپس طبقات راویان حدیث غدیر از علما را بر می‎شمارد از علمای قرن دوم هجری تا قرن چهاردهم سیصد و شصت تن را ذکر می‎کند که به نقل از حدیث شریف غدیر موفق شده‎اند و علامه مجاهد برای یافتن مدارک معتبر بارها به اقصی نقاط جهان مسافرت می‎نماید تا آن چه را که از دین الهی در مورد خلافت کبری فرود آمده، به امت اسلام برساند. وی نخست در کتاب گران قدر الغدیر به آیاتی که در خصوص امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرود آمده، می‎پردازد؛ برخی از این آیات نورانی عبارتند از:
آیة تبلیغ، آیة اکمال دین، آیات سورة معارج، آیه ولایت، سوره هل اتی.
هم چنین احادیث نبوی و سخنان پیامبر صلّی الله علیه و آله را با آمیختگی شگرفی در آغاز و انجام سخن و یا در مقام استدلال و تأیید و تضمین یاد آور می‎شود. بعضی از این احادیث به قرار زیر می‎باشند:
حدیث غدیر و ولایت، حدیث أخاء، حدیث منزلت، حدیث ثقلین، حدیث علی مع الحق و الحق مع علی، حدیث تبلیغ، حدیث انذار العشیرة، حدیث اِنَّ علیاً اوّل من اسلم و آمن و صلّی، حدیث ردّ الشمس، حدیث سد الابواب، و صدها حدیث دیگر که در فضل و بزرگی وصی بر حق حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) ، بر زبان پیامبر اسلام جاری گشته است.
دکتر سید جعفر شهیدی که خود در نجف و تهران از یاران آن فرزانه بود، نقل می‎کند که روزی علامه امینی به من گفت:
"برای تألیف «الغدیر» ده هزار جلد کتاب خوانده‎ام."
وی در ادامه سخن می‎گوید:
"او مردی گزافه گو نبود. وقتی می‎گفت کتابی را خوانده‎ام، به درستی خوانده و در ذهن سپرده و از آن یاد داشت برداشته بود."
علامه نستوه پس از بررسی اسناد حدیث غدیر و اثبات واقعه مهم عصر نبوی، شاعران چهارده قرن را که از سفرة قرآن توشه برداشته بودند، به شهادت آورد. تا هم یادی از نام آوران و مبارزان مکتب ارجمند علوی کرده باشدو هم فضایل امام علی(علیه السلام)وصی حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) را به اثبات رساند. وی ادب متعهد شیعی را یکی دیگر از حجتهای واقعة غدیر دانست و برای فراهم آوردن شعر بزرگ مردان فضیلت سالها تلاش پیگیر نمود. تا علاوه بر گرد آوری شعر حماسه سرایان غدیر، اشتباهات عمدی محققین مغرض را بر ملا سازد. سال 1364/1324 چاپ اول کتاب الغدیر در نجف آغاز شد و تا نه جلد آن به طبع رسیده و در سراسر ممالک اسلامی و غیر آن منتشر مگردید.

تعریف ها و تمجیدها
با انتشار کتاب گران مایه «الغدیر» سیل نامه‎ها و ستایش ها به دانشمند فرزانه و علامه خبیر ارسال می‎شود. این تقریظها گاه از دانشمندان بزرگ شیعه و اهل سنت است و گاه از پادشاهان کشورهای اسلامی.
نکته واحدی که در تمام ستایشها به چشم می‎خورد. پذیرش غدیر است به عنوان محور حرکت اسلامی و بنیان حکومت دینی و مذهبی اسلام.
هر دانشمندى که الغدیر را مطالعه کرده ولو بخشى از آن را در تعریف و تمجید آن و مولفش سطورى را به نگارش درآورده است. براى روشن شدن اهمیت این کتاب بزرگ که گویاى بزرگى آن عالم ربانى است, به چند نمونه بسنده مى کنیم:

* استاد عادل غضبان, از مصر مى گوید: (مولف الغدیر کتاب خویش را از بحث هایى آکنده است دامنه دار, پیرامون مسائل بسیارى از شریعت و تاریخ, بحث هایى که نظرگاه شیعه را روشن مى کند; نظرگاهى که بر اهل سنت واجب است آن را بشناسد, به شناختى درست.

* دکتر محمد غلاب, فیلسوف مصرى و استاد دانشگاه الازهر درباره کتاب الغدیر مى گوید: "الغدیر شما در وقتى مناسب به دستم رسید, زیرا من هم اکنون سرگرم تحقیق و تالیف در بخش هایى چند از مسائل اسلامى هستم. از این رو براى من بسیار اهمیت دارد که اصول اساسى و آراى درست شیعه اثناعشرى در برابرم روشن و مستند قرار داشته باشد. تا دیگر بار, در برابر این فرقه خلیل جونان فلان [دکتر طه حسین] و فلان [استاد احمد امین] و دیگر نویسندگان تازه کار شتاب زده دچار لغزش نشویم."

* شیخ محمد سعید رحدوح, روحانى نویسنده و امام جمعه حلب در این خصوص چنین مى گوید:
"لازم بود که این رویداد (تالیف الغدیر) روى دهد و ما را با حقایق آشنا سازد, تا از نو پایه هاى افکار و اعتقادات خود را بر مبناى آن استوار سازیم و از اصل ماجرا و ماوقع آگاه گردیم."

* استاد علإالدین خروفه, از علماى دانشگاه الازهر مصر مى گوید:
"من تشنگى سخت و عشقى فراوان داشتم که فقه شیعه و اصول مذهبشان را بدانم, تا این شش جلد از کتاب[ الغدیر] را خواندم, خواندن این کتاب در شناختن حقایق یاریم کرد."

* یک عالم سنّی دیگر می‏نویسد:
"بنده با مطالعه کتاب پراهمیت الغدیر که جناب عالی معرفی فرموده بودید دانستم که تا به امروز عمر خود را بر سر یک مشت مطالب خرافی و پوچ گذرانده‏ام و بی‏جهت شیعیان پاک و موحّد را مشرک و کافر دانسته‏ام..."

* استاد محمدرضا حکیمى نیز در این خصوص مى گوید:
"از روزى که نخستین جلد الغدیر از چاپ نخستین آن منتشر شده است تاکنون که حدود 25سال است20 به جز این که محققانى که از این کتاب اطلاع یافته اند, آن را جزو ماخذ موثق خویش قرار داده اند ده ها بحث و مقاله و شعر و تقدیرنامه درباره کتاب و مولف و ارجمندى کار او, در مجلات, کتاب ها, فهرست ها, روزنامه هاى کشورهاى اسلامى نوشته و منتشر شده است."

* آقاى سید محمدمهدى جعفرى, مترجم الغدیر مى گوید:
"هم چنان که چشمانم در میان سطور و کلمات این کتاب مى گردد, درک و هوشیاریم سر آن دارد در جهان بى کران از معرفت راه گم کند و سرگردان شود[ که] آیا به حقیقت کتابى است یا غدیرى؟ بلکه مى توان گفت دریایى است سرشار از مروارید و گوهرهایى که چشمان ظاهربین به خیرگى افتد, ... کتاب را مى بینم که از آیات قرآن راه مى جو ید, از حدیث استمداد مى کند و پس از این دو گوهر تابان, از نسیم هدایتى پیروى مى کند که خامه نسل هاى پى درپى راویان و شاعران و نویسندگانى را به حرکت درآورده است."

* حضرت آیت الله حکیم درباره این کتاب می‏فرماید: "لایأتیه الباطل من بین یدیه" برخی دیگر هم گفته‏اند: «لاریب فیه هدی للمتقین».

* استاد یوسف اسعد دانشمند مسیحی می‏نویسد:
"به خدا سوگند! اگر برای شیعه در قرن چهاردهم هجری نمی‏بود جز امینی بزرگ و الغدیرش و مرحوم سید محسن امین و اعیان الشیعه‏اش و علامه کبیر شیخ آقابزرگ و الذریعه‏اش در نظر خردمندان، همین مردان دین برای خدمت به علم، اجتماع و هدایت افکار کافی بودند..."

عنایات الهی
علامه در نوشتن الغدیر از طرف امیرالمؤمنین مورد عنایات بسیاری واقع شده است که به یک نمونه آن اشاره می‏کنیم:
ایشان نقل می‏کند که در جمع آوری الغدیر به کتاب «الصراط المستقیم» (تألیف شیخ زین العابدین) نیاز پیدا کردم. لازم به ذکر است که کتاب مذکور، خطی و کمیاب بود و فقط نزد یکی از علمای نجف موجود بود. قصد کردم بروم درِ خانه‏اش و کتاب را از او امانت گرفته و بخوانم. اتفاقا یک روز به حرم مطهّر مشرّف شدم، دیدم که همان شخص در ایوان حرم مطهر با تعدادی از طلبه‏ها نشسته است! نزد او رفته و سلام کردم. از ایشان خواستم که آن کتاب را به من امانت دهد، ولی او قبول نکرد و...، در آخر به من گفت: تو آن کتاب را نخواهی دید،!!؟ خیلی ناراحت شدم، رفتم کنار ضریح حضرت، ضریح را گرفتم و خیلی گریه کردم. عرض کردم الآن متوجه می‏شوم که چقدر غریب و مظلوم هستی، یکی از دوستداران شما کتابی در مناقب شما نوشته و یکی از علاقه‏مندان شما می‏خواهد آن کتاب را بخواند و کتاب دست یکی از شیعیان شماست ولی آن شخص از دادن کتاب امتناع می‏کند! خیلی گریه کردم، در این حال به قلبم خطور کرد که خواسته من در کربلاست. باید عزم آن دیار کنم، به خانه آمدم و گفتم: برای من مقداری صبحانه آماده کنید، می‏خواهم فردا به کربلا بروم. گفتند چرا وسط هفته؟ گفتم : کاری دارم. فردا ( سه شنبه) به زیارت کربلا رفتم. رفقا با تعجب سؤال می‏نمودند: چرا وسط هفته آمدی؟ (چون روش علما بر این بود که شب‏های جمعه به زیارت کربلا مشرّف شوند) عرض کردم کاری در کربلا داشتم، زیارت کردم. بعد از این که از زیارت فارغ شدم بیرون آمدم. شخصی مرا به خانه‏اش دعوت کرد، قبول کردم و به خانه‏اش رفتم. بعد از مدتی تعدادی کتاب آورد و گفت: این کتاب‏ها از آنِ پدر من است، ما چون نمی‏توانیم از این کتاب‏ها استفاده کنیم شما می‏توانید به عنوان امانت از این کتاب‏ها استفاده کنید. بقچه را باز کردم، کتاب‏ها را تمیز کردم. اولین کتابی که برداشتم، دیدم همان کتاب (الصراط المستقیم) با خط بسیار عالی می‏باشد که من دنبالش بودم. به سجده رفتم و گریه کردم. صاحب منزل علت گریه‏ام را پرسید، قضیه را برایش گفتم و او کتاب را به من امانت داد و تا سه سال کتاب پیش من بود.

الغدیر و وحدت اسلامی


مصلح اجتماعی
علامه امینى بى شک یکى از مصلحان عصر خویش به شمار مى رفت. وى در این اندیشه بود تا به نابسامانى هاى جامعه سامان بخشد. او نیک مى دانست مطالب ناروا و نادرست که در کتاب ها و مقالات آمده است، تا چه اندازه به زیان جامعه اسلامى است و اذهان امت اسلامى را متشتت مى کند و بنیاد وحدت اسلامى را از هم مى پاشد.
با این وجود، برای برخی این پرسش پیش آمده که آیا تألیف و نشر کتابی‏ مانند " الغدیر " که به هر حال موضوع بحث آن ، کهنترین مسئله خلافی‏ مسلمین است مانعی در راه هدف مقدس و ایده آل عالی " وحدت اسلامی " ایجاد نمی‏کند ؟ در پاسخ به این پرسش شهید مطهری در کتاب "شش مقاله" خود مقاله نوشته اند تحت عنوان:
       " الغدیر و وحدت اسلامی"
ما هم در اینجا برای پاسخ به این سئوال اقتباسی از مقاله ایشان را می آوریم.

"مقصود از وحدت اسلامی چیست ؟ آیا مقصود این است : از میان مذاهب‏ اسلامی یکی انتخاب شود ، و سایر مذاهب کنار گذاشته شود . یا مقصود این‏ است که مشترکات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها کنار گذاشته شود ، و مذهب جدیدی بدین نحو اختراع شود ، که عین هیچ یک از مذاهب موجود نباشد ؟ یا اینکه وحدت اسلامی ، به هیچوجه ربطی به وحدت‏ مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمین ، اتحاد پیروان مذاهب مختلف ، در عین اختلافات مذهبی ، در برابر بیگانگان است ؟
حال ببینیم علامه بزرگوار آیت الله امینی ، مؤلف‏ جلیل القدر " الغدیر " از کدام دسته است و چگونه می ‏اندیشیده است ؟
آیا ایشان وحدت و اتحاد مسلمین را تنها در دایره تشیع قابل قبول‏ می‏دانسته‏اند ، یا دایره اخوت اسلامی را وسیعتر می‏دانسته و معتقد بوده‏اند اسلام که با اقرار و اذعان به شهادتین محقق می‏شود ، خواه ناخواه حقوقی را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ایجاد می‏کند وصله اخوت و برادری که در قرآن به آن تصریح شده میان همه مسلمین محفوظ است .
علامه امینی به این نکته که لازم است نظر خود را در این موضوع روشن کنند و اینکه نقش الغدیر در وحدت اسلامی چیست ، آیا مثبت است یا منفی ؟ خود کاملا توجه داشته‏اند و برای اینکه از طرف معترضان اعم از آنان که در جبهه مخالف خودنمایی می‏کنند و آنهایی که در جبهه موافق خود را جا زده‏اند مورد سؤ استفاده واقع نشود ، نظر خود را مکرر توضیح داده و روشن کرده‏اند علامه امینی طرفدار وحدت اسلامی هستند و با نظری وسیع و روشن بینانه‏ بدان می‏نگرند . معظم له در فرصتهای مختلف در مجلدات الغدیر این مسئله‏ را طرح کرده‏اند و ما قسمتی از آنها را در اینجا نقل می‏کنیم :
در مقدمه جلد اول ، اشاره کوتاهی می‏کنند به اینکه الغدیر ، چه نقشی در جهان اسلام خواهد داشت . می‏گویند : " و ما اینهمه را خدمت به دین ، و اعلاء کلمه حق ، و احیاء امت اسلامی می‏شماریم " .
در جلد سوم ، صفحه 77 ، پس از نقل اکاذیب ابن تیمیه و آلوسی و قصیمی‏ ، مبنی بر اینکه شیعه برخی از اهل بیت را ، از قبیل زید بن علی بن‏ الحسین دشمن می‏دارد ، تحت عنوان " نقد و اصلاح " می‏گویند :
"این دروغها و تهمتها تخم فساد را می‏کارد و دشمنیها را میان‏ امت اسلام بر می‏انگیزد و جماعت اسلام را تبدیل به تفرقه می‏نماید و جمع‏ امت را متشتت می‏سازد و با مصالح عامه مسلمین تضاد دارد " .
نیز در جلد سوم ، صفحه 268 ، تهمت سید رشید رضا را به شیعه ، مبنی بر اینکه " شیعه از هر شکستی که نصیب مسلمین شود خوشحال می‏شود تا آنجا که‏ پیروزی روس را بر مسلمین در ایران جشن گرفتند " نقل می‏کنند ، و می‏گویند :
"این دروغها ساخته و پرداخته امثال سید محمد رشید رضاست . شیعیان‏ ایران و عراق که قاعدتا مورد این تهمت هستند ، و همچنین مستشرقان و سیاحان و نمایندگان ممالک اسلامی و غیر هم ، که در ایران و عراق رفت و آمد داشته و دارند خبری از این جریان ندارند . شیعه بلا استثناء ، برای‏ نفوس و خون و حیثیت و مال عموم مسلمین اعم از شیعه و سنی احترام قائل‏ است . هر وقت مصیبتی برای عالم اسلام در هر کجا و هر منطقه و برای هر فرقه پیش آمده است ، در غم آنها شریک بوده است . شیعه هرگز اخوت‏ اسلامی را که در قرآن و سنت بدان تصریح شده محدود به جهان تشیع نکرده‏ است . و در این جهت فرقی میان شیعه و سنی قائل نشده است " علامه امینی در مقدمه جلد پنجم ، تحت عنوان " نظریة کریمة " به‏ مناسبت یکی از تقدیر نامه‏هایی که از مصر ، درباره الغدیر رسیده است ، نظر خود را در این موضوع کاملا روشن می‏کنند و جای هیچ تردیدی باقی‏ نمی‏گذارند ، می‏گویند :
" عقاید و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را که قرآن کریم با جمله « انما المؤمنون اخوه »بدان تصریح کرده پاره‏ نمی‏کند ، هر چند کار مباحثه علمی و مجادله کلامی و مذهبی به اوج خود برسد ، سیره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعین همین بوده است.
ما مؤلفان و نویسندگان در اقطار و اکناف جهان اسلام ، با همه اختلافی‏ که در اصول و فروع با یکدیگر داریم ، یک جامع مشترک داریم و آن ایمان‏ به خدا و پیامبر خداست . در کالبد همه ما یک روح و یک عاطفه حکمفرماست و آن روح اسلام و کلمه اخلاص است " .
نقش مثبت الغدیر ، در وحدت اسلامی از این نظر است که اولا منطق مستدل‏ شیعه را روشن می‏کند و ثابت می‏کند که گرایش در حدود صد میلیون مسلمان به‏ تشیع بر خلاف تبلیغات زهر آگین عده‏ای مولود جریانهای سیاسی یا نژادی و غیره نبوده است ، بلکه یک منطق قوی متکی به قرآن و سنت موجب این‏ گرایش شده است ، ثانیا ثابت می‏کند که پاره‏ای اتهامات به شیعه که سبب‏ فاصله گرفتن مسلمانان دیگر از شیعه شده است از قبیل اینکه شیعه غیر مسلمان را بر مسلمان غیر شیعه ترجیح می‏دهد و از شکست مسلمانان غیر شیعه از غیر مسلمانان شادمان می‏گردد ، و از قبیل اینکه شیعه به جای حج به زیارت ائمه می‏رود ، یا در نماز چنین‏ می‏کند و در ازدواج موقت چنان ، به کلی بی اساس و دروغ است ، ثالثا شخص شخیص امیرالمؤمنین علی علیه السلام را که مظلومترین و مجهول‏ القدرترین شخصیت بزرگ اسلامی است و می‏تواند مقتدای عموم مسلمین واقع‏ شود ، و همچنین ذریه اطهارش را به جهان اسلام معرفی می‏کند ."


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
2 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.