Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

نقدی بر«بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی»

(1259 مجموع کلمات موجود در متن)
(2709 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نقدی بر«بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی»


برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




       چندی قبل آقای محسن کدیور در حسینیه‌ی ارشاد و در شب شهادت حضرت حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ ضمن بحث و بررسی قیام سیّد الشّهداء ـ علیه السّلام ـ به موردی اشاره نمود که جای نقد و در عین حال تأسّف جدّی دارد. او با این طرح این ادعا که: «حسین ـ علیه السّلام ـ مسائل را به مردم واگذار می‌کرد و به جای این‌که اعلام کند که من از جانب خدا نصب شده‌ام، از صلاحیت‌های خود سخن می‌گفت... » صراحتاً به این نکته اشاره کرده‌است که «امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ هیچ‌وقت نگفت من منصوب از جانب خدا هستم.»
       این‌جانب بعد از مطالعه‌ی سخنان ایشان، به مجموعه‌ی احادیث مستند به امام حسین ـ علیه السّلام ـ مراجعه نمودم و در این بین با برخی از فرمایش‌های آن امام مواجه شدم که تلویحاً و تصریحاً به جریان نصب الهی خود اشاره داشته‌است. امّا آن‌چه موجب تعجّب گردیده‌است مغالطه‌ی آشکاری است که پیرامون «عدم ادّعای نصب الهی از جانب امام حسین ـ علیه السّلام ـ » با «ادّعای نصب الهی فقها از جانب برخی‌ها» صورت پذیرفته‌است. ایشان ضمن تأکید بر این موضوع که «امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ هیچ‌گاه نگفته‌است من از جانب خدا نصب شده‌ام» صراحتاً مد‌ّعیان نصب الهی فقها را به چالش کشانیده و کنایةً مدّعی می‌شود که این مدّعیان در برابر فرمایش‌های اهل بیت ـ علیهم‌السّلام ـ قد برافراشته‌اند!!
       این مغالطه از آن‌جایی رنگ غیرواقعی به خود می‌گیرد که نام‌برده برای مشروعیّت بخشی به سخنان خود «مردم» را وجه المناقشه خود قرار می‌دهد و «ملاک امام ـ علیه السّلام ـ را رضایت با مردم و مشورت با آن‌ها» می‌داند.
       با همه‌ی این تفاصیل، لازم می‌دانم با ارائه‌ی دلائل محکم، نادرستی اظهارات آقای کدیور را اثبات نمایم و البتّه بر مظلومیّت ابدی اهل بیت ـ علیهم‌السّلام ـ تأکید می‌کنم چرا که امروزه کم نیستند کسانی که برای اثبات مدّعیات خود، این خاندان مطهّر را «وجه المصالحة» خویش قرار می‌دهند.
       الف: سخنان امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ :
       برخی از فرمایش‌های حضرت سیّد الشهداء ـ علیه‌السّلام ـ دالّ بر این نکته است که ایشان به جریان نصب خود از جانب خداوند ـ تصریحاً یا تلویحاً ـ اشاره داشته‌اند. به‌طور خلاصه می‌توان به برخی از این سخنان اشاره نمود:
1. حضرت [علیه‌السلام] در مجلس معاویه و شامیان، در قسمت‌هایی از خطبه‌ی بلیغ خود خطاب به آن‌ها تأکید می‌نمایند که: «ما حزب پیروز خداوندیم،‌ و عترت رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و نزدیک‌ترین فرزندان او هستیم، ما از خاندان پاک پیامبریم، ما یکی از آن دو چیز گران‌بهائیم که رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ ما را بعد از کتاب خدا، دومی آن معرفی فرمود، کتابی که بیان هر چیزی در آن هست و باطل از هیچ جانبی در آن راه ندارد ... پس از ما پیروی کنید که اطاعت ما واجب و لازم است زیرا که اطاعت ما در شمار اطاعت خدا و پیامبرش قرار دارد. و خداوند بزرگ فرمود: «اطیعوا الله و اطیعوا الرّسول و اولی الأمر منکم...»
2. ایشان در پاسخ به پرسش یک زن مسیحی به نام «امّ سلیم» می‌فرمایند: «... من جانشین جانشینان پیامبرانم، من پدر نُه امام هدایت‌گرم، من جانشین برادرم حسن می‌باشم و برادرم جانشین پدرم علی ـ علیه‌السّلام ـ، و علی جانشین جدّ من رسول خدا ـ صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ است... »
3. حضرت با مخاطب قرار دادن ولید بن عتبه، از هرگونه بیعت با یزید مخالفت کرده و تأکید می‌نمایند که: «... ماییم خاندان نبوّت و معدن رسالت؛ خاندان ما محل آمد و شد فرشتگان و محل نزول رحمت خدا هستند. خدا اسلام را از خاندان ما شروع و افتتاح کرد و تا آخر نیز همگام با خاندان ما به پیش خواهد‌برد ... »
4. امام ـ علیه‌السّلام ـ قبل از حرکت از مدینه در وداع با مضجع شریف جدّ بزرگوارش ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ خطاب به ایشان می‌فرمایند: «... من، حسین، فرزند تو و فرزند زاده‌ی تو هستم. من سبط (و فرزند شایسته‌ی تو هستم) که برای هدایت امّت،‌ مرا جانشین خود قرار داده‌ای .... »
5. ایشان در فرازهایی از نامه‌ی مهمّ خویش به مردم بصره تأکید می‌نمایند که: «... ما خاندان، اولیاء، اوصیاء و وارثان او و شایسته‌ترین افراد نسبت به مقام او از میان تمام امّت بودیم، ولی گروهی این حق را از ما گرفتند ... »
6. حضرت در آخرین لحظات عمر شریف و در هنگام حمله به صفوف دشمن با خواندن اشعار حماسی می‌فرمایند:
«... ما چراغ‌های خدا هستیم که در روی زمین می‌درخشیم ... کتاب خدا در پیش ماست ... و در میان ماست وحی و هدایتی که به نکویی یاد می‌شود. و ما در میان همه‌ی خلق، وسیله‌ی امن هستیم و این حقیقت را در میان مردم گاهی نهان داریم و گاهی عیان ... و ماییم ساقیان حوض»
7. روزی امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ بر رسول خدا ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ وارد شد. ایشان را غم‌ناک و در فکر رفته دید. از پیامبر ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ پرسید که: چه شده‌است که در فکر فرو رفته‌اید؟ پاسخ داد: پسرم! همانا جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! خداوند به شما سلام می‌رساند و می‌فرماید: همانا شما رسالت خود را سپری کرده و دوران زندگی شما به کمال رسیده‌است، پس اسم اعظم و میراث علمی و آثار نبوت را به علی‌بن‌ابی‌طالب واگذار ... امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ می‌گوید: «از پیامبر ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ سؤال کردم: ای رسول خدا! چه کسی خلافت و قدرت سیاسی جامعه را پس از شما به دست می‌گیرد؟ پاسخ داد: پدرت علی‌بن‌ابی‌طالب ... و بعد از علی ـ علیه‌السّلام ـ، حسن ـ علیه‌السّلام ـ برادر تو و بعد از او، تو و نُه امام که همه از فرزندان تو می‌باشند...»
       موارد ذکر شده، به اضافه‌ی ده‌ها حدیث و روایات متواتر دیگر،‌ همگی دلالت بر این نکته دارند که امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ به روشنی جریان نصب خود از جانب خداوند را مورد تأکید قرار داده‌است چرا که بارها از خود به عنوان جانشین و قائم مقام نبیّ مکرّم اسلام ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ نام می‌برد، همان پیامبری که از جانب خداوند به هدایت و رهبری امّت منصوب شده‌بود. از این گذشته، چندین آیه‌ی قرآنی نیز بر این امر صحّه گذارده‌اند که نمونه‌ی بارز آن آیه‌ی «أولوالأرحام» می‌باشد. حضرت امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در این مورد می‌فرمایند: «آنگاه که آیة 75 سوره‌ی انفال نازل شد که می‌فرماید: «و خویشاوندان در احکامی که خدا مقرّر داشت، نسبت به یکدیگر سزاوارترند.» از پیامبر ـ صلّی‌الله‌علیه‌وآله ـ تفسیر آن را پرسیدم، پاسخ داد: سوگند به خدا! غیر از شما خاندان من اراده نشده‌است، شمائید خویشاوندان یاد‌شده، پس آن‌گاه که من وفات کنم، پدرت علی ـ علیه‌السّلام ـ به مقام و منزلت من از دیگران سزوارتر است،‌ وقتی پدرت وفات کرد،‌ برادرت حسن ـ علیه‌السّلام ـ از دیگران سزواراتر است و پس از حسن ـ علیه‌السّلام ـ تو سزاوارتری .... »
       با وجود این همه شواهد معتبر و موثّق، صحّت مدّعای نام‌برده به زیر سؤال رفته و مردود خواهد‌شد، ولی با این همه، هنوز برای این‌جانب جای سؤال باقی است که چطور ایشان امری به این روشنی را انکار می‌نمایند؟ آیا ـ همان‌طوری‌که گفته‌شد ـ در صددند تا مدّعیان ولایت انتصابی فقیهان را تخطئه کنند؟ یا آن که برآن‌اند تا با استفاده از نام همیشه پرافتخار حسین ـ علیه‌السّلام ـ ضمن تخریب وجهه‌ی طرفداران نظریه‌ی فوق، به ترویج اندیشه‌ها و افکار خود همّت گمارند؟ البتّه در این مقال قصد تشویش شخصیّت و یا پیش داوری نادرست در مورد بیانات آقای کدیور را ندارم، چرا که این عمل را دور از شأن انسانیّت و رسم جوان‌مردی می‌دانم امّا با این حال در وادی نقد و نظر نسبت به این مدّعیّات ایراد جدّی وارد می‌نمایم.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
6 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.