Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

«التّشیّع المُفتَری علیه» (بخش سوم - دخل و تصرف احمد کاتب در روایت امام محمد باقر علیه‌السلام)

(488 مجموع کلمات موجود در متن)
(2730 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نقد دیدگاه‌های آقای احمد الکاتب در کتاب «تطور الفکر الإسلامی الشیعی ...»
برگرفته از کتاب «التشیع المفتری‌علیه»
بخش دوم
(دخل و تصرف احمد کاتب در روایت امام محمد باقر علیه‌السلام)
نوشته‌ی خالد اباذر
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




ملاحظه‌ی دوم:
حکایت‌کردن روایات به‌نحوی که با نصوص آن مطابقت ندارد:
ما برای این مخالفت علنی «کاتب» با امانت‌داری علمی سه مثال ذکر می‌کنیم:
مثال اوّل: حکایت‌کردن معنی غلط از روایت امام باقر علیه‌السلام که مخالف با نص آن است:
«کاتب» در صفحه‌ی22، بعد از ذکر برخی نصوص روایت‌شده از امیرالمؤمنین علیه‌السلام (که به زعم وی بر اولویّت آن‌حضرت بر خلافت دلالت ندارند) می‌گوید:
«کلینی روایتی از امام محمّد باقر آورده که در آن فرموده: «همانا امام علی به‌سوی نفس خویش دعوت نکرد و بر آنچه مردم انجام دادند، اقرار کرده و امر خلافت خویش را پنهان داشت.»
و در حاشیه به صفحه‌ی 246 از کتاب «روضه‌ی کافی» (بخشی از کتاب کافی شیخ کلینی) ارجاع داده است؛ ولی ما روایت را در منبع موردنظر کاتب بدین صورت می‌یابیم: «ابو‌جعفر علیه‌السلام فرمود: وقتی مردم کردند آنچه کردند، وقتی که با ابوبکر بیعت کردند، هیچ چیز امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از این‌که به-سوی نفس خویش دعوت فرماید منع نکرد جز این‌که از حال آن مردم باخبر بوده و بر ارتداد آنان از اسلام می‌ترسید، که مبادا بت‌ها را پرستیده و دیگر اقرار به وحدانیّت خدا و رسالت پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله نکنند. و این‌که حضرتش بر آن‌چه مردم کردند اقرار کند، برای او دوست‌داشتنی‌تر از این بود که آنان به‌کلی از اسلام برگردند.
همانا آنان که سواری گرفتند از مردم، آن‌ها را هلاک کردند. بنابراین؛ کسی که از روی ناآگاهی و نه از روی عداوت با امیرالمؤمنین گرفتار آن‌چه مردم کردند شده، موجب نمی‌شود که او را کافر دانسته و یا خارج از اسلام بشماریم. و به همین دلیل بود که علی علیه‌السلام امر خلافت خویش را کتمان کرده و وقتی یاوری نیافت با اکراه بیعت فرمود.»
اصل حدیث به‌شکلی تام و تمام با آنچه کاتب از آن حکایت کرده مخالف است.
این روایت چنان‌که امام باقر علیه‌السلام فرموده، به اعتقاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام نسبت به نص بر خلافتش اعتراف دارد؛ چراکه اگر معتقد به آن نمی‌بود، دیگر امام باقر علیه‌السلام در وصف خانه‌نشینی او و صرف‌نظرش از جنگ با کسانی که خلافتش را غصب کردند (به‌خاطر ترس از ارتداد مردم) سخن نمی‌راند. در غیر اینصورت، چنان‌چه آنان مخالف نص عمل نکرده بودند پس کدام دلیل شرعی امام باقر علیه‌السلام را مجاز می‌داشت تا بفرماید: «همانا آنان که سواری گرفتند از مردم، آن‌ها را هلاک کردند»؟ و نیز چنان‌که روایت می‌فرماید، چگونه بیعت امیرالمؤمنین علیه‌السلام با ابوبکر از روی اکراه ‌بود؟ آیا این می‌تواند دلیل بر اقرار و رضایت امیرمؤمنان بر این کار بوده و عدم اعتقاد وی را به‌ وجود نص بر خلافتش روشن سازد؟!
هیچ تردیدی نیست که معنی روایت واضح‌تر و روشن‌تر از آنست که در فهم آن به اشتباه افتیم، و به همین سبب «کاتب» مانند گذشته، از نص فاصله گرفته و معنی جدیدی برای آن اختراع کرده است!


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
2 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.