Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش ششم)

(651 مجموع کلمات موجود در متن)
(2680 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش ششم)
بهزاد حمیدیه
روزنامه‌ی رسالت شماره 6052، چهار‌شنبه 13 دی 85
نقد مقاله‌ی « قرائت فراموش شده»؛ بازخوانی نظریه‌ی «علمای ابرار» ، تلقی اولی اسلام شیعی از اصل«امامت»
فصلنامه مدرسه، سال اول، شماره سوم، اردیبهشت 85
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




در بررسى انتقادى نتایج استنباطى دکتر کدیور از شاهد دوم (بیانات مرحوم وحید بهبهانى در فائده‌ی دوم الفوائد الرجالیة) راجع به عدم باور قدما به صفات «فرابشری» ائمه علیهم‌السلام بودیم‌. اینک نتایج دوم و سوم ایشان را مورد بررسى قرار مى‌دهیم‌.
2- دومین نتیجه‌ی دکتر محسن کدیور نیز با بیان فوق ابطال مى‌شود‌. ایشان نتیجه گرفته‌اند: «نمایندگان تشیع در قرون نخستین یعنى قدما کسانى بوده‌اند که تجاوز از حد معینى را در اوصاف ائمه مجاز نمى‌شمرده‌اند ‌.‌.‌. این اندیشه در دوران خود، اندیشه‌ی غالب بوده است‌.» باید سوال نمود، «حد معین» مورد اشاره‌ی دکتر کدیور چه بوده است و به کدام دلیل تاریخى باید آن را همان نفى صفات «فرابشری» و قبول صفات «بشری» شمرد؟! به علاوه، روشن است که اگر هر اندیشمند یا هر گروهی، به اجتهاد خود، حدى معین براى صفات ائمه داشته است، مآلاً نمى‌توان از «اندیشه‌ی غالب» سخن گفت‌. عبارات منقول از الفوائد الرجالیة دقیقاً نشان از عدم [وجود] «اندیشه‌ی غالب» در قدیم، درست به خلاف آن‌چه امروز شاهد آن هستیم دارد‌.
3- با توضیح فوق، سومین نتیجه‌ی آقاى محسن کدیور نیز بس حیرت‌انگیز است‌. ایشان نگاشته‌اند: «مشایخ قم ‌.‌.‌. و احمدبن حسین بغدادى مشهور به ابن غضائرى (متوفى 450) از جمله منتقدان به جریان فرابشرى صفات ائمه بوده‌اند‌.» آیت‌‌الله وحید بهبهانى چنین بیان داشته‌اند: «إعلم أن الظاهر أن کثیراً من القدماء سیما القمیین منهم و الغضائرى کانوا یعتقدون للائمة علیهم‌السلام منزلة خاصة من الرفعة و الجلالة و مرتبة معینة من العصمة و الکمال بحسب اجتهادهم و رأیهم و ما کانوا یجوزون التعدى عنها و کانوا یعدون التعدى ارتفاعاً و غلواً على حسب معتقدهم» (یعنى بسیارى از قدما، خصوصاً قمى‌ها و غضائرى برحسب اجتهاد و رأیشان، منزلت خاصى از رفعت و جلالت و مرتبه‌ی معینى از عصمت و کمال براى ائمه قائل بودند و فرا رفتن از آن را جایز نمى‌شمردند و برحسب عقیده خویش، تجاوز از آن را ارتفاع و غلو مى‌دانستند‌.) عبارت مزبور، آشکارا مى‌رساند که قمى‌ها و غضائرى در ضمن اعتقاد به عصمت و فى الجمله به «صفات فرابشری»، به برخى «صفات فرابشری» دیگر اعتراض داشته‌اند‌. به علاوه نمى‌توان استنتاج نمود که اعتراض مزبور به جهت «فرابشری» بودن آن صفات باشد بلکه محتملاً به دلایلى نظیر احتیاط در پرهیز از غالیان بوده است‌.
نکته‌ی دیگر آن است که اعتراض قمى‌ها و غضائرى و نسبت دادن غلو به اشخاص، کاملاً براساس یک طرح پیش ساخته‌ی کلامى راجع به صفات امام نبوده است، بلکه آن‌چنان که وحید بهبهانى گزارش مى‌کند، منشأ اتهام زدن به غلو، گاهى «وجدان الروایة الظاهرة فیها منهم» بوده است، یعنى یافتن حدیثى روایت شده توسط فرد متهم که ظهورش در غلو است، یا «ادعاء ‌أرباب المذاهب کونه منهم» یعنى ادعا کردن فرقه‌هاى غالى مبنى بر این‌که فرد متهم، عضو فرقه‌ی آنان است یا «روایتهم عنه» یعنى روایت کردن فرقه‌هاى غالى از فرد متهم، «الى غیر ذلک» و ادله‌ی دیگرى نظیر این‌ها‌. بنابراین، در قرون اولیه، غلو چونان یک پدیده‌ی اجتماعی، افراد و گروه‌هاى معلوم الحالى داشته است و نزد قمى‌ها و غضائری، کمترین ارتباط اجتماعى با آن‌ها مى‌توانست نشانه‌ی تعلق فرد به جریان غلو تلقى شود‌. بدین‌لحاظ، مى‌توان گفت غلو بیشتر ماهیتى اجتماعى داشته است تا ماهیتى کلامى و بیشتر بر نوع رفتار و ارتباطات مبتنى بوده است تا بر ساختار الهیاتی‌. بعد از این در بحث از قمى‌ها معلوم خواهیم داشت که حد معینى که هر فرد یا هر گروه براى صفات ائمه در نظر مى‌گرفتند، مرز لایتغیر و معیار لایتبدلى براى تشخیص غالى از غیرغالى نبوده است، بلکه گاه کسى را به غلو متهم مى‌نمودند، اما با دیدن تهجد و شب زنده‌دارى وى از این اتهام مبرایش مى‌شمردند‌.
در شماره‌ی بعد به بررسى نتایج چهارم و پنجم دکتر کدیور خواهیم پرداخت‌.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
5 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.