Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش هشتم)

(698 مجموع کلمات موجود در متن)
(2933 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

نقد امامت‌پژوهی [دکتر محسن] کدیور (بخش هشتم)
بهزاد حمیدیه
روزنامه‌ی رسالت شماره 6054، شنبه 16 دی 85
نقد مقاله‌ی « قرائت فراموش شده»؛ بازخوانی نظریه‌ی «علمای ابرار» ، تلقی اولی اسلام شیعی از اصل«امامت»
فصلنامه مدرسه، سال اول، شماره سوم، اردیبهشت 85
برای گرفتن نسخه‌ی PDF لطفاً اینجا را کلیک کنید




و اما شاهد سومى که دکتر محسن کدیور آورده‌اند تا نشان دهند جریانى در قرون اولیه غالب بوده که ائمه را با صفات «بشری» مى‌شناخته است بدین قرار است:
شاهد سوم
دکتر محسن کدیور گزارش مى‌کنند که زین‌الدین بن علی، مشهور به شهید ثانى (متوفى 965) در رساله‌ی «حقایق الایمان» یا «حقیقه الایمان و الکفر» نگاشته به سال 945 در مبحث سوم از خاتمه‌ی کتاب (صص 149-151)، اصل چهارمى که تحقیق وابسته بدان است را چنین شرح مى‌دهد: « ... بنابر آن‌چه از حال راویان و شیعیان معاصر ائمه در احادیثشان ظاهر مى‌شود، بسیارى از ایشان به عصمت ائمه اعتقاد نداشته‌اند، به واسطه‌ی مخفى ماندن این امر از آن‌ها، بلکه معتقد بودند که ائمه، علماى ابرار هستند. این مطلب، از تتبع سیره و احادیث ائمه دانسته مى‌شود و در کتاب ابو عمرو کشى [متوفى 385 یعنى کتاب اختیار معرفة الرجال که توسط شیخ طوسى از کتاب کشى گزینش شده است] مطالبى است که باعث اطلاع بر این امر مى‌شود، با این‌که از سیره‌ی ائمه با ایشان این است که ائمه به ایشان، بلکه عدالت این افراد حکم مى‌کرده‌اند.»
ابتدائاً و پیش از نقد علی‌حده‌ی هر یک از نتایج، ملاحظاتى بر کلیت استناد و استشهاد جناب آقاى محسن کدیور به سخن شهید ثانی(ره) وارد است:
1- عبارت شهید ثانی، «فإن کثیراً منهم ما کانوا یعتقدون عصمتهم» سخن از عده‌اى بسیار دارد نه از بیشتر افراد. روشن است که براى اثبات غلبه و سیطره‌ی رویکرد «بشری» به امامت در قرون اولیه باید عبارت چنین مى‌بود: (فإن أکثرهم ما کانوا ...) به نظر مى‌رسد دکتر محسن کدیور در بزرگ-نمایى «رویکرد بشرى به امامت» در قرون اولیه، راه غلو را پیموده‌اند.
2- گزارش شهید ثانی، مبنى بر این‌که کثیرى از اصحاب ائمه، به عصمت آنان قائل نبوده‌اند، با گزارش رجالیونى نظیر مرحوم آیت‌الله وحید بهبهانى که پیش‌تر گذشت، مبنى بر قائل بودن آنان به مرتبه‌اى از عصمت، ناسازگار است. این تعارض را جناب کدیور با نادرست خواندن گزارش آیت‌الله وحید بهبهانى فیصله داد. یگانه دلیل ایشان آن است که عصمت، مقول به تشکیک نیست تا داراى مراتب مختلفه باشد. اما باید اذعان داشت که تشکیک در عصمت، امرى بعید و ناموجه نیست، زیرا مشاهده مى‌شود که عصمت نسبت به محرمات، مکروهات، ترک اولی، سهو و نسیان هر یک مرتبه‌اى فراتر از مرتبه قبل است. بنابراین، وجه جمع عرفى میان دو گزارش فوق‌الذکر به این است که عدم اعتقاد به عصمت ائمه که شهید ثانى گزارش کرده است به نفى و انکار مرتبه‌اى از عصمت (هم‌چنان‌که وحید بهبهانى گزارش کرده است) حمل شود (حمل مطلق بر مقید.)
3- مشخص نیست که چرا دکتر محسن کدیور، تنها به بخشى از گزارش شهید ثانى توجه مى‌نماید و از بخش دیگر تغافل مى‌ورزد. شهید ثانى بیان مى‌کند که ائمه به عدالت افراد مزبور که قائل به عصمت آنان نبوده‌اند، از این روى حکم کرده‌اند که امر، مخفى بوده است و آن اصحاب در یادگیرى و دریافت حق مسأله، کوتاهى ننموده‌اند. بنابراین شهید ثانى که به عنوان متخصص تاریخ صدر اسلام و متخصص علم رجال، مورد استناد دکتر کدیور قرار گرفته است، به طور ضمنى گزارش مى‌کند که مسأله‌ی «صفات فرابشری» ائمه، مستند به خود ائمه است و اصحابى که به ائمه نزدیک‌تر بوده‌اند بدان صفات اعتقاد داشته‌اند اما به جهت جو و شرایط سیاسی ـ اجتماعى زمان، مسأله‌ی مزبور را از دیگر اصحاب و دیگر مردمان مخفى نگاه داشته‌اند و این عبارت از همان تقیه است که سخت مورد دستور ائمه علیهم‌السلام بوده است. در واقع شهید ثانى دو گزارش تاریخى را ارائه کرده است: عدم اعتقاد کثیرى از اصحاب ائمه به عصمت ایشان و این‌که آبشخور اعتقاد به صفاتى نظیر عصمت، خود ائمه علیهم‌السلام بوده‌اند. دکتر کدیور، شهید ثانى را در گزارش نکته اول، متخصصى قابل اعتماد دانسته اما در گزارش نکته دوم به هیچ ‌نمى‌گیرد! با آن‌که هر دو امر، توصیفى تاریخى‌اند نه تحلیل من عندى که بتوان به جهت خطاى تحلیل‌گر، آن را رد نمود.

ادامه‌ی نقد و بررسى شاهد سوم را در شماره‌ی بعد ملاحظه خواهید فرمود.


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
4 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.