Welcome to تراث
منوی کاربری  
ورود کاربران  




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید

ناگفته‌هایی از حقایق عاشورا (آیت الله سید علی حسینی میلانی)

(1352 مجموع کلمات موجود در متن)
(5305 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی


ناگفته‌هایی از حقایق عاشورا
آیت الله سید علی حسینی میلانی




       کتاب حاضر، حاصل تدوین و نگارش درس‌هایی تحت عنوان «ناگفته‌هایی از حقایق عاشورا» که توسط نگارنده ـ آیت‌الله سید علی حسینی میلانی ـ در مرکز حقایق اسلامی در اواخر محرم 1428 ارائه شده می‌باشد. نگارنده، در این کتاب گران‌سنگ، با استناد به منابع دست اول اهل تسنن به ارائه‌ی مباحثی در خصوص واقعه‌ی عاشورا پرداخته است. این کتاب شامل 5 قسمت تحت عناوین «حادثه‌ی عاشورا در گذر تاریخ»، «نقش معاویه در شهادت سیدالشهدا»، «نقش یزید بن معاویه در حادثه‌ی عاشورا»، «نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه‌السلام» و «نگاهی کوتاه به مواردی پیرامون حادثه‌ی عاشورا» است.
در قسمت اول، ضمن ارائه‌ی شیوه‌های فراموشاندن و کم‌رنگ کردن واقعه‌ی عاشورا توسط برخی از علمای اهل سنت به بررسی دلایل و ریشه‌های این‌گونه مبارزات با حادثه‌ی عاشورا پرداخته شده است.
در قسمت دوم کتاب، با طرح دو جهت به اثبات نقش معاویه در شهادت امام حسین علیه‌السلام پرداخته شده و پس از بیان موانع خلافت یزید و ترورهای آنان به دستور معاویه برای خلافت فرزندش، با استنباط مسایل تاریخی و تحقیق و جستجوی دقیق، اثبات می‌شود که نقشه‌ی جنایت عاشورا توسط خود معاویه بوده و تمام مقدمات و برنامه‌ی این واقعه‌ی تاریخی را فراهم کرده و یزید آن را به اجرا گذاشته است. در همین بخش به برخی از اعمال معاویه در حذف بزرگان شیعه در کوفه و همچنین برخوردهای او با امام حسین علیه‌السلام اشاره شده.
در سومین قسمت این کتاب با استناد به شواهد تاریخی، نقش یزید بن معاویه در جریان کربلا بررسی و تحلیل شده است.
در چهارمین قسمت به تحلیل نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه‌السلام پرداخته شده و در خلال این بحث اثبات شده که نامه‌های نوشته شده توسط کوفیان در زمان معاویه صورت گرفته و با توجه به شواهدی که مطرح شده به رد این شبهه می‌پردازد که «خود شیعیان از امام حسین علیه‌السلام دعوت کرده‌اند». هم‌چنین با توجه به شواهد تاریخی و سخنان امام حسین علیه‌السلام اثبات می‌کند که نگارندگان نامه از روی حیله و نیرنگ و نزدیک شدن به فرزند معاویه این نامه‌ها را نوشته‌اند. در ادامه فعالیت‌های عبید الله بن زیاد در کوفه در قتل و زندانی کردن بزرگان شیعه‌ی این شهر مفصلاً مورد بحث قرار گرفته است.
بخش پایانی کتاب به نکاتی درباره‌ی وقایع بعد از عاشورا از کتب معتبر اهل سنت اختصاص دارد. در ادامه‌ی این قسمت به انواع عزاداری و سوگواری در زمان اهل بیت علیهم السلام اشاره شده و روایاتی در این زمینه آورده شده است. در این بخش به اثبات گریه، جزع، نوحه‌گری، شرکت در مجالس عزاداری، غذا دادن به عزاداران و پوشیدن لباس مشکی در زمان ائمه علیهم السلام مورد اشاره واقع گردید است. در انتهای کتاب، چکیده‌ای از مطالب مطرح شده در بخش‌های مختلف نگاشته شده که عیناً در ادامه آمده است:
با عنایت به آن‌چه در بخش‌های این کتاب مطرح و بررسی شد و مطالبی که از آغاز این تحقیق بیان کردیم، چکیده‌ی آن را در چند مطلب ارائه می‌نماییم:
مطلب نخست: اقامه و برگزاری مراسم عاشورا در حدود شرع؛ یعنی حفظ و نگهداری حقوق اهل بیت علیهم‌السلام و همان حقی که بنوامیه آن را پامال نمودند. پس باید بفهمیم که ارزش برپایی مراسم سیدالشهداء علیه‌السلام چه اندازه است.
مطلب دوم: شهادت سیدالشهداء علیه‌السلام از دو طریق به معاویه می‌انجامد:
1. معاویه پسرش یزید را بر مردم مسلط کرد و همه‌ی آن‌هایی که با یزید بیعت کردند و همکاری نمودند، در تمام کارهای خِلاف او شریک هستند.
2. تحقیقات انجام یافته از مجموع داستان‌ها و جریان‌هایی که از مدینه آغاز شده تا حرکت امام حسین علیه‌السلام به مکه و رسیدن به عراق و کربلا تا روز عاشورا، حکایت از طرح و نقشه‌ای دارد که جز معاویه نمی‌تواند آن را طرح کند. البته یزید اجراکننده‌ی این نقشه بوده و به وصیت پدرش عمل کرده است.
این نکته‌ای ارزنده و تأمل پذیر است. اگر چه کسانی که پیش‌تر نشنیده‌اند، زود قبول نمی‌کنند، اما باید روی این جهت تأمل بیش‌تری کرد و مطالب ارائه شده، بیشتر بررسی شود. ما در مقام استفاده از دیدگاه‌های دیگران هستیم.
مطلب سوم: کسانی از مردم کوفه که در به شهادت رساندن سیدالشهداء علیه‌السلام با یزید همکاری کرده‌اند، شیعه نبوده‌اند، بلکه کسانی که مباشرت در قتل سید الشهداء علیه‌السلام داشته‌اند با آن خصوصیاتی که گفتیم و شواهدی که بر وجود پیروان بنی‌امیه و آل ابی‌سفیان در آن بخش اقامه گردید، همگی‌شان یا اهل شام بوده‌اند و یا از غیر شیعیان. پس کسانی که متصدی این جنایت بوده‌اند و به اجرای این جنایت کمک کرده‌اند یا به دستشان انجام شده، هرگز شیعه نبوده‌اند. ما با تحقیقات علمی تمام سران و فرماندهان ارتش یزید را شناسایی کردیم که هرگز فردی شیعی در میانشان نیافتیم.
مطلب چهارم: علما و بزرگان اهل سنت در طول تاریخ درباره‌ی موضع‌گیری در قضیه‌ی عاشورا به چند گروه تقسیم می‌شوند:
گروه اول: کسانی‌که به حکومت یزید و شرعیت آن اعتقاد دارند و او را امیرالمؤمنین می‌دانند. در نتیجه، آنان سید الشهداء علیه‌السلام را فردی شورشی و خارجی می‌دانند(!) و قتل آن حضرت را به‌جا و درست می‌پندارند (!)
گروه دوم: گروهی که شاید بیش‌تر اهل سنت باشند، به ناحق بودن شهادت آن حضرت تصریح دارند، ولی در کلماتشان اختلافاتی دیده می‌شود، همان‌طور که گفتیم بعضی در این‌که یزید امر کرده باشد، شک دارند و بعضی می‌گویند: شاید توبه کرده است. به هر ترتیب، گروه دوم که اکثریت هم هستند، با دسته‌ی اول که طرف‌داران بنی‌امیه هستند، مخالفند.
گروه سوم: کسانی هستند که تصریح می‌کنند که این کار از یزید سرزده و به امر او صورت گرفته است و با توجه به کارهایی که در شام از او صادر شده، او را مجرم می‌دانند و حتی به اقرار علمای این گروه، یزید مستحق لعن است و در مواردی او را تکفیر نیز می‌کنند.
مطلب پنجم: وظیفه‌ی شیعیان، اقامه‌ی عزا بر سیدالشهداء علیه‌السلام است؛ ما بایستی به هر طریق ممکن و با حفظ موازین شرعی و به قدر توانمان در این زمینه تلاش کنیم؛ چرا که برگشت قضیه‌ی عاشورا به مساله‌ی مهم امامت است و امامت از اصول دین است. در نتیجه قضیه‌ی عاشورا با اصل دین ارتباط دارد. کوشش و خدمت در این راه، خدمت به اصل دین و تقویت اساس و بنیه‌ی دینی است. این برنامه فقط جنبه‌ی عاطفی و احساسی ندارد، بلکه جنبه‌ی اعقتادی و عبادی نیز دارد. فراوان در فقه مسئله‌ای فقهی مطرح می‌شود که با دقت می‌یابیم که همان مسئله به اصل دین نیز بر می‌گردد.
عزای سیدالشهداء و برگزاری مراسم آن حضرت نیز از شعائر دین است و یک شعاری الهی محسوب می‌شود. البته این شعار نیست؛ واقعیت است و عین حقیقت است. با دقت در مسائلی که از ابتدا بیان شد، این معنا روشن خواهد گشت.
مطلب ششم: جز عده‌ی اندکی که با یزید همکاری کردند و اعمال او را توجیه نمودند و به سیدالشهداء علیه‌السلام کلمات ناپسندی نسبت دادند، همه ساله مذاهب مختلف اسلامی، در مراسم سیدالشهداء علیه‌السلام شرکت می‌کنند و با شیعیان در این‌باره همکاری می‌نمایند و به اهل‌بیت علیهم‌السلام اظهار محبت می‌کنند و به گونه‌ای هم‌دردی خود را به شیعیان نشان می‌دهند.
پس آنان در این زمینه به گونه‌ای با ما وحدت دارند و اگر کسی به دنبال حقیقت باشد، با بررسی این مطالب حق برای او معلوم خواهد شد.
با چنین اوصافی همه‌ی مذاهب اهل سنت بایستی نسبت به آن گروه متعصب و دشمن اهل‌بیت علیهم‌السلام، موضعی شفاف داشته باشند و اظهار نظر کنند؛ یعنی در واقع آنان نیز مثل ما باید بر ردّ آن گروه تندرو و متعصب، حرف‌ها و نقدهایی داشته باشند و حق را اثبات و باطل را نفی کنند تا مبادا حرف‌های متعصبان، به همه‌ی اهل سنت نسبت داده شود؛ چرا که در شهرهای مختلف، اهل سنت نیز در مراسم عزاداری سیدالشهداء علیه‌السلام شرکت فعال دارند. پس باید آن‌ها با ما هم‌کار و هم‌فکر باشند و به همراهی یک‌دیگر (شیعه و سنی)، از چند آخوندی که در زمان‌های گذشته درباره‌ی سیدالشهداء علیه‌السلام و مراسم آن حضرت، سخنان بیهوده بر زبان رانده‌اند، اظهار تنفر و بیزاری کنند.
در حقیقت داستان سیدالشهداء علیه‌السلام واقعه‌ای اسلامی است و اگر حرکت آن حضرت و داستان عاشورا نبوده، از دین نیز خبری نبود؛ چرا که بنی‌امیه آمده بودند تا دین را از اساس برکَنند. پس باید دیگر فرقه‌های اسلامی نیز قدردانی کنند و حق زحمات و سختی‌هایی را که اهل‌بیت علیهم‌السلام و اصحابشان در راه دین تحمل کردند، به جا آورند.


متن کامل این کتاب در قسمت کتابخانه پایگاه اینترنتی آیت الله میلانی موجود است. (برای مطالعه کتاب اینجا را کلیک کنید)


جستجو  

کاربران حاضر  
فعلا:
25 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.